درمان اعتياد نه ترك اعتياد
 
اين وبلاگ درزمينه درمان اعتياد وراهنمايي فردخواهان درمان،وكمك به وي فعاليت دارد
سایت های مرتبط وبلاگ نویسان کنگره 60 خرید پستی نشریات کنگره 60
تعداد بازدیدکنندگان :
تعداد افراد آنلاین :
مرکز آموزش ایرانیان

در مسائل حیاتی به خداوند مسئولیت دادن یعنی سلب مسئولیت از خویشتن
 

  • یک‌بار دیگر نوبت به وادی چهارم رسید، در مقدمه مروری داریم بر اهمیت وادی‌ها و این سؤال که چرا وادی؟

مسئله جهان‌بینی در مثلث درمان اعتیاد در کنار دو ضلع دیگر یعنی جسم و روان، از جایگاه و اهمیت فوق‌العاده‌ای برخوردار است، آن‌قدر مهم است که با اطمینان میگوییم که اگر این ضلع به تعادل نرسد یعنی تفکرات، دیدگاه‌ها و نگرش فرد از حالت افیونی و معتاد گونه زمان اعتیاد خارج نشود، درمان اعتیاد روی نخواهد داد. وقتی در پروسه درمان اعتیاد بر اساس پروتکل DST، جسم، روان و جهان‌بینی به تعادل می‌رسد، گویی آن شخصیت و آن شخص قدیم مرده است و شخص دیگری متولدشده است و دیگر اثری از اعتیاد و رفتارهای معتاد گونه در او مشاهده نمی‌شود. ممکن است خیلی‌ها اعتیاد او را درگذشته باور نکنند و این یعنی درمان اعتیاد.

اگر در کنگره 60 صحبت از درمان قطعی اعتیاد می‌شود، منظور، تغییر در این حد و اندازه است نه اینکه تصور شود فرد درگذشته مواد مخدر مصرف می‌کرده و حالا مصرف نمی‌کند، خیر، اتفاقی که در پروسه درمان قطعی اعتیاد می‌افتد بسیار فراتر و بزرگ‌تر از این نقطه تفکر است. به عبارتی کمترین تخریب اعتیاد وابستگی هرروز به مصرف مواد مخدر است. بسیاری اعتیاد را فقط در همین مصرف روزمره می‌بینند؛ اما این کوچک‌ترین تخریب اعتیاد است؛ ضلع جهان‌بینی مثلث درمان اعتیاد، بار بسیار سنگینی را در این پروسه بر دوش می‌کشد درواقع بخش اعظم تغییرات موردنظر، از عملکرد ما بر روی این ضلع حاصل می‌شود. مؤلفه آموزش که یکی از اضلاع مثلث دانایی می‌باشد در به تعادل رساندن جهان‌بینی نقش ویژه‌ای دارد و اگر بخواهیم کامل‌تر بگوییم، به‌طورکلی دانایی زیربنای جهان‌بینی ماست؛ هرقدر مثلث دانایی ما گسترش می‌یابد مسائل بیشتری در حیطه دانایی مؤثر ما قرار می‌گیرد و جهان‌بینی ما نیز از سطح بالاتر و سالم‌تری برخوردار خواهد بود.

تمامی آموزش‌ها، فعالیت‌ها، نوشتارها و متون کنگره 60 همه و همه به‌نوعی در تغییر جهان‌بینی ما نقش دارند، اما بعضی از آنها کنتر است یا درخشش و جایگاه خاصی در پروسه تعادل جهان‌بینی بر عهده دارد که ازاین‌دست می‌توانیم به چهارده وادی کنگره 60 اشاره‌کنیم.

وادی‌ها به‌سان ستون‌هایی هستند که زیربنا و فونداسیون جهان‌بینی ما را می‌سازند، وادی‌ها قوانینی هستند که ما چه بخواهیم و چه نخواهیم در جهان ما حاکم‌اند؛ آنها برگرفته از تعالیم کلام‌الله هستند و راه و روش درست زندگی کردن را به ما می‌آموزند، زندگی سالم و روان با کمترین چالش و اصطکاک.

وادی اول تا چهارم، مبانی فکری ما را با اصلی‌ترین قوانین بازی زندگی وفق می‌دهند و هماهنگ می‌کنند درواقع ما را آماده می‌کنند تا حرکت درست و اصولی را برای درمان اعتیاد و در ادامه زندگی، آغاز نماییم.

وادی اول، جایگاه تفکر و درست فکر کردن را به ما می‌آموزد. وادی دوم، پوچی و ناامیدی که یکی از وحشتناک‌ترین عوامل بازدارنده محسوب می‌شود را از بین می‌برد. دقیقاً زمانی که مقدمات حرکتمان را مهیا می‌کنیم و منتظریم که دیگران به کمک ما بیایند، وادی سوم خیالمان را راحت می‌کند که هیچ‌کس به‌اندازه خودتو به فکر تو نیست. منتظر کمک دیگران نباش و این بار را خودت به‌تنهایی بایستی حمل کنی و درنهایت به زمین بگذاری. در این مقطع، ناخودآگاه به سمت خداوند می‌رویم و با خود فکر می‌کنیم حالا که هیچ‌کس به فکر ما نیست و کسی به ما کمک نمی‌کند، پس خداوند خودش به ما کمک می‌کند و مشکلات ما را حل می‌کند، می‌گوییم خدایا خودت کمک کن، خودت درستش کن، به کاری کن من اعتیادم را بزارم کنار، قول می‌دهم بنده خوبی برای تو باشم و درست زندگی کنم. اونجوری که تو دوست داری باشم و صحبت‌ها و قرارهای این شکلی که اکثر ما با آنها آشنا هستیم، اما بلافاصله وادی چهارم مطرح می‌شود:
در مسائل حیاتی، به خداوند مسئولیت دادن، یعنی سلب مسئولیت از خویشتن.

این قانون به ما می‌فهماند که در مسائل حیاتی، مسئولیت به عهده خود ماست و خداوند در این خصوص مسئولیتی ندارد. او این مسئولیت را به ما تفویض کرده است و تمام ابزارها، اختیار تام و توانایی لازم را به ما داده است.

خداوند کارش را به بهترین شکل ممکن انجام داده و بقیه امور با ماست. برای درماaن اعتیاد نه از طرف انسان‌ها و نه از طرف خداوند، مسئولیت درمان اعتیاد ما پذیرفته نمی‌شود. این مسئولیت فقط و فقط به دوش ماست.

وقتی از مسائل حیاتی صحبت می‌شود یعنی هر مسئله‌ای که به زندگی  ما و حیات ما مربوط می‌شود. مسائل و مشکلات جسمی و فیزیکی ما، مسائل کار وزندگی ما، مشکلات روزمره ما، مسئولیت‌های شغلی ما، همه و همه در حیطه مسائل حیاتی ماست. اگر به دلیل جهل و نادانی و خارج شدن از صراط مستقیم، مصرف مواد مخدر و یا هر چیز دیگری، گرفتاری‌ها و مصائبی برای ما به وجود آید، این ما هستیم که مسئول اصلاح آن‌ها هستیم نه خداوند. خداوند معجزه و نعمت زندگی و حیات را و تمام امکانات آن را به ما داده است. خداوند بهای سنگین و انرژی زیادی را صرف ما کرده است و انسان با پررویی کامل این انرژی‌ها را به باتلاق می‌ریزد و نابود می‌کند و جالب اینکه طلب کار هم هست و می‌خواهد که خداوند مشکلاتش را حل کند.

وادی سوم و چهارم، روحیه طلب کاری زمان اعتیاد و مصرف که می‌توان گفت در مصرف‌کنندگان مواد مخدر عمومیت دارد را از بین می‌برند. معمولاً یک مصرف‌کننده زمانی که می‌خواهد اقدام به درمان اعتیاد خود کند، روحیه طلب کاری عجیبی دارد و خیلی جدی باور دارد حالا که او می‌خواهد اعتیادش را درمان کند، پس زمین و زمان باید به کمک او بیایند و ناز او را بخرند؛ اما این دو وادی خیال او را راحت می‌کنند که خبری از این چیزها نیست. خودت هستی و خودت. باید تمام سختی کار را بپذیری. این مشکلات را مردم و خداوند برای تو به وجود نیاورده‌اند که حالا بخواهند از تو رفع مشکل کنند. خودت مواد مخدر مصرف کردی و به اعتیاد رسیدی، خودت این مشکلات و گرفتاری‌ها را به وجود آورده‌ای و خودت هم باید حل کنی.

اگر مصرف‌کننده مواد مخدر این مسئله را پذیرفت و در مقابل این قانون سر تعظیم فرود آورد و با توان خودش حرکت کرد و همه مشکلات را باجان و دل پذیرا شد و منتظر کمک نماند و درمان اعتیادش را در صدر تمام خواسته‌هایش گذاشت  و به‌قول‌معروف برادری خودش را ثابت کرد، آنگاه نوبت به شعبده‌بازی عجیب هستی و خلقت می‌رسد. آن شعبده‌بازی که بارها و بارها نگهبان کنگره 60 به آن اشاره‌کرده‌اند، اگر مصرف‌کننده مواد مخدر سختی‌ها را پذیرفت و حرکت کرد، سر از سادگی و شیرینی درمی‌آورد حتی انسان‌ها و خداوند در موارد متعدد به او کمک می‌کنند و به یاری او می‌شتابند.

اما این مسئله زمانی اتفاق می‌افتد که ما با تمام وجود روی توان خودمان حساب و حرکت کنیم، منتظر کمک نباشیم و بانیروی خود پیش برویم، آنگاه آنها خواهند آمد، اما تا زمانی که کاری انجام نداده‌ایم و حرکتی نکرده‌ایم و سختی‌ها را نپذیرفته‌ایم، کوچک‌ترین کمکی نخواهد شد، این شعبده‌بازی به‌گونه‌ای نیست که بخواهیم نقش آن را بازی کنیم و بخواهیم به‌صورت ظاهری حرکت نماییم و درنهایت باز منتظر کمک خداوند باشیم،  خیر، سیستم خداوند سیستمی نیست که بتوان برای آن نقش بازی کرد، بایستی با راستی، درستی و صداقت تمام، سختی‌ها را پذیرفت و به‌گونه‌ای حرکت کرد که گویی هیچ کمکی در کار نخواهد بود، شاید آن روز مشمول رحمت خداوند شویم و اگر آن را درک کردیم و مجذوب رحمت خداوند شدیم، به ارتقاء می‌رسیم. به قول اساتید کنگره 60 وقتی فرمان‌های الهی انجام شوند و مشق‌ها درست نوشته شوند، رسیدن به سلسله جبال حتمی است.


نویسنده: مسافر علی خدامی      


برچسب‌ها: درمان اعتیاد, کنگره 60, محبت, دستور جلسات هفتگی
ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ یکشنبه بیست و سوم آذر 1393 توسط مسافر حسین

15  آذر 1376 شمسی برابر با 6 دسامبر 1997 میلادی مهندس حسین دژاکام ، پس از 17 سال اعتیاد به مواد مخدر موفق شدند با روش ابداعی خودشان به درمان و رهایی برسند . آن‌گونه که در کتاب عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر اشاره می‌شود ، این رویداد برای ایشان و خانواده محترمشان باوری در ناباوری بود ، سطرهایی که با خواندن آن اشک در چشمان هر خواننده‌ای جاری می‌شود . شاید تنها جایی که نگهبان کنگره 60 سوگند یاد می‌کند ، زیرا حقیقتاً باوری در ناباوری بود.

این رویداد جرقه‌ای بود برای رسیدن به روشنایی وسیع  ، روشنایی که پس از دوران‌های بسیار طولانی از جولان نیروهای شیطانی  که در پس پرده اعتیاد و مواد مخدر بود ، روزگار آبستن آن بود.

آری متد DST توانست برای اولین بار در تاریخ بشریت یک نفر را به درمان و رهایی از اعتیاد برساند . اکنون ما نیک می‌دانیم ، که اگر متد DST و داروی اپیوم نبود نه آقای مهندس و نه هیچ‌یک از ما به درمان و رهایی نرسیده بودیم نه بنیان بود و نه نگهبان نه مسافری بود و نه همسفری نه راهنمایی بود نه مرزبان ، هیچ‌یک از ما نبودیم.همه ما رهایی و وجودمان در کنگره 60 را مدیون ایشان و حرکت عظیمی می‌دانیم که تنها از دست ایشان برمی‌آمد.

سال‌های سال بود که مصرف‌کنندگان مواد مخدر راهی برای درمان و رهایی از اعتیاد پیدا نمی‌کردند ، راه‌های بسیاری برای ترک وجود دارد اما برای درمان و رهایی راهی پیدا نشده بود.یکی از مراجعه‌کنندگان به کنگره 60 می‌گفت که به او گفته بودند اگر خودت را به برق بزنی شوک برقی باعث می‌شود خماری را فراموش کنی و او این کار را کرده بود.یعنی خودش را به برق‌زده بود البته شانس آورده بود که زنده مانده بود.

حقیقتاً آیا راه‌هایی ازاین‌دست را می‌توان به‌عنوان روشی برای درمان و رهایی از اعتیاد برشمرد؟

آیا می‌توان گفت که ما همه روش‌ها را تائید می‌کنیم و هرکسی با هر روشی می‌تواند اعتیاد را کنار بگذارد؟

خیر این گفته صحیح نیست که بگوییم همه روش‌ها را تائید می‌کنیم و همه راه‌ها می‌تواند درست باشند.

 

ما نیک می‌دانیم که فقط با متد DST توانستیم اعتیاد خودمان را درمان کنیم و به رهایی برسیم و اگر DST و داروی اپیوم یا OT نبود خبری از درمان و رهایی هم نبود.

کشف متد DST در حوزه درمان اعتیاد و رهایی از اعتیاد یک کشف تاریخی بود ، روزی خواهد آمد که بشریت پی به اهمیت و عظمت این موضوع خواهد برد.

مهندس حسین دژاکام پس از درمان و رسیدن به رهایی ، تجربیات مستند خود را از نحوه به‌کارگیری این روش در قالب کتاب عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر منتشر نمود و این کتاب به‌عنوان اولین مکتوب و مادر سایر متون و نوشتارها ، مقالات و جزوات و کتاب‌های کنگره 60 اکنون به چاپ بیستم رسیده است و پرتیراژترین کتاب در حوزه اعتیاد و مواد مخدر حتی در خاورمیانه می‌باشد.

آقای مهندس در روز سه‌شنبه 30 شهریور 1378 در ساعت 4:30 دقیقه بعدازظهر در ساختمانی در کوچه مهدی زاده خیابان کارگر جنوبی تهران اولین جلسه کنگره 60 را با حضور 8 نفر تشکیل دادند.دفتر دبیری آن جلسه در اسناد کنگره 60 موجود است.در اولین سطر آن این جمله نوشته‌شده است . به نام خدا – خالق عشق – کنگره60 . موضوع جلسه : نام کنگره 60 و 14 پله معنوی .آری به نام خالق عشق شروع شد.

آقای مهندس ساختار کنگره 60 را طراحی کردند. متد درمانی – ساختار مدیریت و اداره کنگره60 – چارت سازمانی و تمامی آنچه ما امروز در کنگره60 می‌بینیم – نوشتارها – حرمت – قوانین و غیره همه توسط ایشان به رشته تحریر درآمد و به اجرا گذاشته شد.

اکنون 17 سال از آن زمان می‌گذرد و کنگره 60 به‌جایی رسیده است که بیش از 20 هزار نفر عضو دارد که در 40 نمایندگی کنگره 60 حضور دارند.بیش از 10 هزار نفر به درمان قطعی رسیده‌اند و نزدیک به 8 هزار نفر تحت درمان هستند ، با داروی OT . بیش از 700 نفر کمک راهنما و راهنما و بیش از 250 نفر مرزبان و بیش از یک‌صد نفر نگهبان جلسه همزمان خدمت می‌نمایند.

اکنون پیام کنگره 60 به اقصی نقاط جهان و به گوش تخصصی‌ترین مجامع علمی اعتیاد رسیده است و همه آن‌هایی که دستی از فهم و درک بر آتش اعتیاددارند متحیرند که چگونه است که کنگره60 توانسته است این‌چنین عملکردی داشته باشد .

 

مهندس حسین دژاکام بنیان‌گذار کنگره 60 نیستند بلکه خود بنیان هستند ، بنیان کنگره 60.

 

در این هفته و در دستور جلسه بنیان کنگره 60 این آغاز که آغازهای بی‌شمار در پی دارد را به نگهبان و بنیان کنگره 60 تبریک و خدا قوت می‌گوییم.

هرچند با این نوشتار کوتاه هرگز نمی توان بیان کرد که چه شد و چه خواهد شد و چه درراه است اما به‌هرحال هرکدام از ما در حد وسع و توانمان فرصت داریم در این هفته دراین‌باره صحبت کنیم و مشارکت داشته باشیم.

لازم به ذکر است آخرین جشن تولد بنیان و نگهبان کنگره 60 در 14 سال رهایی ایشان برگزار شد و انشا الله جشن تولد 20 سالگی ایشان را همه باهم در سا ل 1396 جشن خواهیم گرفت.

یک‌بار دیگر همه باهم، خدا قوت بنیان کنگره.خدا قوت بنیان محبت و خدا قوت نگهبان کنگره60.

 

   با تشکر

 علی خدامی


برچسب‌ها: درمان اعتیاد, کنگره 60, محبت, دستور جلسات هفتگی
ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ شنبه پانزدهم آذر 1393 توسط مسافر حسین
بچه‌خلاف‌های این روزهای دبیرستان‌های تهران با گذشته فرق دارند. آن وقت‌ها که دختر و پسرهای دبیرستانی بزرگ‌ترین خلافشان دیر آمدن به مدرسه بود و ‌نهایتا فرار از روی دیوارها برای دور دور کردن خیابان‌های اطراف. بچه‌خلاف‌های دبیرستانی اما اگرچه تعدادشان زیاد هم نباشد ولی با همین چند‌سال پیش هم فرق دارند.

به گزارش ایسنا حمیدرضا حاجی‌بابایی، وزیر آموزش و پرورش دولت دهم وقتی خبرنگار‌ها دورش را گرفتند و از او درباره تعداد دانش‌آموزان معتاد پرسیدند، گفت «دانش‌آموز معتاد؟ نداریم» و بعد صورتش را به ضبط صوت‌های آنها نزدیک‌تر کرد و گفت: «نداریم. دانش‌آموزی که معتاد باشد که دیگر دانش‌آموز نیست.»

بعد‌ها که دولت عوض شد، حرف آقای وزیر جدید هم‌ همان بود: «دانش‌آموز معتاد نداریم. اگر هم کسی معتاد باشد، در خانه معتاد شده و بعد دانش‌آموز شده.» و حرف آقای معاون جدید سلامت وزیر هم‌ همان بود، وقتی در گفت‌وگویی گفت: «من نمی‌گویم که در مدرسه معتاد نیست، می‌گویم دانش‌آموزی که معتاد است، معتاد بوده و آمده به مدرسه. بیشتر دانش‌آموزانی که مواد مصرف می‌کنند، از بیرون مدرسه دچار این آسیب شده‌اند.»

اما پسرانی که زیر نگاه بچه‌درس‌خوان‌های کلاسشان، الکل مصرف می‌کنند و در خیابان مست می‌کنند و دخترانی که بعد از کلاس حرفه و فن، وقتی دامن‌هایشان را دوختند، در دورهمی‌هایشان مواد می‌زنند، نه به حرف‌های آقای وزیر قدیم کاری دارند، نه اخبار سخنرانی‌های وزیر جدید و معاونانش را دنبال می‌کنند؛ آنها کار خودشان را می‌کنند، راه خودشان را می‌روند.

«امیرحسین» و «مهدی» از وقتی اول راهنمایی بودند، کاری به این حرف‌ها نداشتند. آنها وقتی دست‌هایشان بوی سیگار را شناخت که نه خانواده‌هایشان فکرش را می‌کردند، نه معلم‌ها و مدیر و معاونانشان. حالا هم که روی چمن‌های پارک کوچکی، پایین‌تر از فلکه دوم صادقیه، پشت یک بوته دراز کشیده‌اند و با نگاه به آسمان سیگار پشت سیگار روشن می‌کنند، کسی از دور و بری‌هایشان نمی‌داند که در بساط روزانه آنها، غیراز کیف و کتاب و برگه‌های امتحانی، هم سیگار هست، هم «گُل»، هم الکل!

«امیرحسین» تازه پشت لبش سبز شده؛ کت فرم مدرسه‌اش را تا کرده و گذاشته داخل کیفش، آن را پرت کرده گوشه‌ای و سیگار می‌کشد. او سوم دبیرستان و مدرسه‌اش در منطقه پونک تهران است. هتلداری می‌خواند و با آن صدای تازه بم‌شده‌اش می‌گوید ٦ سال است که سیگار می‌کشد: «اولین ‌بار توی پارک چیتگر و با دوستام سیگار کشیدم. الان هم خیلی‌ها سیگار می‌کشند اما نمی‌گن که می‌کشن.»

او و «مهدی» در هنرستانی در جنت‌آباد درس می‌خوانند و می‌گویند در مدرسه‌شان تعدادی از دانش‌آموزان مواد مصرف می‌کنند. اولش می‌گویند فقط سیگار می‌کشند ولی بعد کم‌کم شروع می‌کنند به فهرست کردن موادمخدری که در سال‌های گذشته مصرف کرده‌اند. آنها خودشان را معتاد نمی‌دانند ولی قیافه‌هایشان و حرف‌هایشان و دندان‌های زرد و لب‌های سیاهشان چیز دیگری می‌گوید.

«امیرحسین» و «مهدی» هم حشیش می‌کشند، هم بنگ، هم ترامادول بالا می‌اندازند. همه فوت و فن مصرف مواد را هم بلدند: «ممکنه اولش فازش خوب نباشه ولی برای بار دوم به بعد فاز خوبی داره.»

«مهدی» هنوز مانده تا تجربه‌اش به «امیرحسین» برسد، صدایش هم هنوز مثل «امیرحسین» دورگه نشده است. می‌خندد و می‌گوید این «ناکِس» منو معتاد کرد: «امیرحسین اولین ‌بار سیگار رو داد دستم. حالا هر چی دم دستم باشه می‌کشم؛ معمولا هم بیرون مدرسه. نمی‌شه داخل مدرسه کشید، می‌گیرنمون. چند روز پیش هم جاساز یکی از بچه‌ها رو پیدا کردن و کارش به اخراج کشید. مواد و سیگار توی باغچه قایم کرده بود. من بیشتر پنیر می‌کشم یا همون حشیش، چون فکر آدمو باز می‌کنه. وقتایی که پول نداشته باشم، ترامادول می‌خورم! چون ارزون‌تره. قبل مدرسه یه دونه میندازم بالا و میرم مدرسه. خب بعضی از بچه‌ها مواد می‌کشن، چون می‌خوان بگن که بزرگ شدن!»

مصرف مواد و الکل در بین بعضی دانش‌آموزان در سال‌های گذشته وارد فاز جدیدی شده است. خودشان می‌گویند از وقتی گوش دادن موزیک رپ و رپ‌نویسی بین آنها راه افتاده، مصرف انواع مواد هم بیشتر شده. مهدی می‌گوید او و دوست‌هایش برای اینکه بتوانند بهتر متن و آهنگ رپ بنویسند، «پنیر» می‌زنند.

قیمت انواع مواد مخدر کف دست دانش‌آموزان

بعضی از دانش‌آموزان تهرانی، آنهایی که خلافشان سنگین است، اگر درس و مشق را نمی‌شناسند، مواد را خوب می‌شناسند. آنها ساقی‌های شِناس خودشان را دارند و اگر هم روزی آنها را پیدا نکنند، در پارک‌های تهران هستند ساقی‌هایی که همه‌جور مواد با هر قیمتی در بساطشان پیدا می‌شود.

«نیما»، دانش‌آموز دوم دبیرستان که در محله بهارستان، در منطقه ۱۲ تهران درس می‌خواند، قیمت انواع مواد مخدر را می‌داند: «ماریجوانا گرمی ۱۵‌ هزار تومنه. گل همون علفه و هر بسته ۳۰ هزار تومنه، رولی هفت‌هزار تومنه. چند روز پیش رفیقم یه کیلو گل خرید یه‌ میلیون تومن. ساقی هم همه‌جا هست. توی همین پارک هم من دارم با شما صحبت می‌کنم، هست. من خودم هم می‌تونم ساقی باشم. توی مدرسه هم ساقی زیاد داریم، حتی خیلی از بچه‌های مدرسه میان و بهم می‌گن جنس داریم، پخش می‌کنی؟ ولی می‌گم نه. یکی دیگه از موادی که خیلی می‌بینم بچه‌ها مصرف می‌کنن، کِتامینه. من تا حالا مصرف نکردم؛ کتامین یه داروئه که از داروخونه می‌خرن.»

«امیرحسین» شهرری زندگی می‌کند و «مهدی» یافت‌آباد. آنها درباره قیمت‌های مواد مخدر در محله‌شان می‌گویند: «یک ورق قرص اسید رو ۱۲۰‌ هزار تومان می‌خریم، قرص کاملش آدم رو می‌کشه. باید گل‌باز باشی تا بتونی اسید استفاده کنی وگرنه می‌میری. پولدارا بیشتر کُک می‌زنن. البته ما پولدار نیستیم خانوم، بیشتر تِرا می‌زنیم؛ ترامادول ورقی ۱۵۰۰ تومنه. البته ترامادول آمریکایی ورقی ۳‌ هزار تومنه. گل که می‌زنی، چشما رو قرمز می‌کنه، نفازولین می‌گیریم، دونه‌ای ۸۰۰، می‌ریزیم توی چشما تا قرمزی‌شو بگیره.»

آنهایی که مواد مصرف نمی‌کنند اما الکل چرا

مصرف الکل بین بعضی دانش‌آموزان دبیرستانی هم حکایت خودش را دارد. «محمدامین» در جنوب تهران و در مدرسه‌ای در خیابان اتابک درس می‌خواند. او می‌گوید خودش تا به حال مواد مصرف نکرده و آشنایی‌اش درباره مواد مخدر و الکل بیشتر از آنکه در مدرسه به وجود آمده باشد از طریق آهنگ‌های رپ بوده است: «تو محله ما بیشتر از اینکه بچه‌ها مواد بکشن، عرق می‌خورن. بعضیا از قیافه‌هاشون پیداست و شکمشون بزرگ می‌شه. بچه‌ها عرق میارن و می‌خورن. عرق‌خوری بین بچه‌ها خیلی معمول‌تر از مواده.»

اما «علی» که در مدرسه‌ای در شرق تهران درس می‌خواند، دو‌ سال است که الکل مصرف می‌کند. او می‌گوید بین دانش‌آموزان بعضی مدرسه‌ها، مصرف الکل خلاف نیست و به موضوعی عادی تبدیل شده: «توی مدرسه ما مصرف الکل زیاده. من دو ساله که مشروب می‌خورم. حتی شده که بعضی وقت‌ها بچه‌ها با خودشون مشروب بیارن سر کلاس. البته همه مصرف نمی‌کنن و از هر کلاس، بعضی از بچه‌ها می‌خورن. دوستام تا حالا چند بار ریختن توی قمقمه و آوردن و با هم خوردیم. اتفاقا یه روز معلم صدام کرد ولی نفهمید.»

الکل اما فقط بین بعضی پسران دانش‌آموز طرفدار ندارد. «سارا»، دانش‌آموز دوم دبیرستانی در محدوده پارک ساعی است. او می‌گوید او و همکلاسی‌هایش در مهمانی‌ها عادت دارند که موزیک رپ و راک گوش کنند، الکل مصرف کنند و «گل» بزنند. او ٣ ماه است که «گل» مصرف می‌کند و درباره ترکیب آن چیز چندانی نمی‌داند. نمی‌داند گل‌ همان ماریجواناست که اضطراب، حملات همراه با وحشت‌زدگی، ضربان قلب بالا، فراموشکاری، سندروم بی‌انگیزگی و اشتهای سیری‌ناپذیر و توهم شدید از تاثیرهای مصرف آن است.

اما «علی» که دیگر قرص اسید یکی از موارد مصرف هرروزه‌اش شده، همه چیز را درباره آن می‌داند. او می‌داند «اسید» دارویی است از قارچی انگلیسی به نام ارگوت که روی گیاه چاودار زندگی می‌کند و باعث باز شدن مردمک چشم‌ها، بالا رفتن دمای بدن و ضربان قلب و فشار خون، عرق کردن، لرز، رعشه، سرگیجه، گرگرفتگی، تاری دید، تهوع، بی‌خوابی، بی‌اشتهایی، توهم، ناهنجاری‌های تنفسی و حتی کما می‌شود. علی حالا ۲۶ روز است که به قول خودش در مرحله ریکاوری است. ۴۰ روز مواد مصرف نمی‌کنند و بعد دوباره به سراغ مواد می‌روند.

اینها نمونه‌هایی از توهم‌های او و «امیرحسین» و «مهدی» است، وقتی گل می‌زنند و حشیش می‌کشند: «یه بار مصرف کردم و رفتم سر کلاس زبان. اگر همیشه از ۱۰۰ می‌شدم ۶۵، اون بار شدم ۸۵. جوابا برام زردرنگ می‌شد. انگار‌ های‌لایتش کردی»، «یه بار با هم توی جنگل بودیم و گل زده بودیم. یکی با شات‌گان طرفم می‌اومد. غول دنبالم کرده بود. ما می‌دویدیم. اون شب واقعا ترسناک بود، حس می‌کردم توی برزخ گیر کردم. فکر می‌کردم مرده‌م و الان روحم»، «رفته بودیم اکباتان، یکی از بچه‌ها گل زده بود، کلید کرده بود روی چراغ برق. بعدش به من می‌گفت توی صورتت «نِمو» رو می‌بینم همان شخصیت کارتونیه رو»، «اسید بستگی به فازش داره. مثلا دنیا رو رنگین‌کمون می‌بینی. بعضیا فاز دعوا می‌گیرن، جنگ می‌بینن. مثلا کبریت‌ رو روشن می‌کنن، توی شعله‌ش جنگ‌ رو می‌بینن.»

آموزش مستقیم؛ امکانی که وجود ندارد

«علی» و «امیرحسین» و «مهدی» می‌گویند تا به حال معلمان مدرسه‌شان درباره انواع و سوءمصرف مواد مخدر و مشروب به آنها آموزشی نداده‌اند و فقط چندبار مچشان را موقع سیگار کشیدن گرفته‌اند. «امیرحسین» می‌گوید: «بعضی از معلمامون درباره سیگار حرف می‌زنن ولی درباره گل و حشیش و الکل نه. تا حالا کسی برای اعتیاد از ما تست نگرفته و هیچ جزوه آموزشی و ... هم بهمون ندادن.»

مسئولان آموزش و پرورش اما هنوز سر حرفشان هستند. آنها می‌گویند امکان آموزش مستقیم در این‌باره به دانش‌آموزان وجود ندارد و حتی‌ گاه بین آنها و مسئولان ستاد مبارزه با موادمخدر درباره روش‌های شیوع‌شناسی اعتیاد در بین دانش‌آموزان اختلاف به وجود می‌آید. همین چند وقت پیش بود که مهرزاد حمیدی، معاون سلامت و تربیت بدنی وزیر آموزش و پرورش گفت که امکان آوردن این مسائل و آموزش روش‌های انتقال ایدز در کتاب‌ها وجود ندارد و حالا علی زرافشان، معاون آموزش متوسطه وزیر هم می‌گوید معاونت تحت مدیریت او برنامه خاصی دراین‌باره ندارد و به‌طور مستقیم کاری دراین‌باره انجام نمی‌دهد: «ما معتقدیم که آموزش و پرورش باید در جهات فرهنگ‌سازی و پیشگیری اقدام کند. ما مطالعه‌ای را هم با همکاری ستاد مبارزه با مواد مخدر انجام دادیم و یک برنامه درسی ۱۲ساله دیدیم که چطور به تدریج مباحث مربوط به مواد مخدر در کتاب‌ها گنجانده شود. این تحقیق پارسال تمام‌شده و الان در اختیار سازمان پژوهش که مسئول تالیف کتب درسی است، قرار گرفته و این سازمان باید این موضوع را پیگیری کند.»

او می‌گوید: «مشکل اینجاست که در سطوح بالای اعتیاد، کار تخصصی در آموزش و پرورش نیست؛ ما نه مشاوران ویژه این موضوع را داریم و نه کلینیک‌های مخصوص دانش‌آموزان. این کار ستاد مبارزه با مواد مخدر است که باید به کمک ما بیاید.»

انکار کردیم؛ نوجوانان معتاد زیاد شدند

چندسال پیش بود که راه‌اندازی مراکز ترک اعتیاد ویژه نوجوانان خبرساز شد. خبر را مسئولان ستاد مبارزه با مواد مخدر اعلام کردند و باز هم مسئولان آموزش و پرورش گفتند کسانی که به این مراکز می‌روند که در خانواده معتاد شده‌اند و نمی‌توان به آنها نام «دانش‌آموزان معتاد» را داد.

حالا عباس دیلمی‌زاده مدیرعامل جمعیت تولدی دوباره و پژوهشگر حوزه اعتیاد می‌گوید هرچند در سال‌های گذشته و با راه‌اندازی مراکز ترک اعتیاد نوجوانان، تعداد کسانی که در این سن برای ترک اعتیادشان به این مراکز مراجعه کردند کم بود اما کم‌کم این تعداد در حال افزایش است: «براساس تحقیقات ما، فاصله بین اولین بار مصرف موادمخدر و کارتن‌خواب‌شدن، سریع شده است و این نشان می‌دهد که معتادان دارند سریع به آخر خط می‌رسند. از طرف دیگر دسترسی به مواد مخدر و الکل بین نوجوانان تأثیر زیادی در مصرف مواد مخدر بین آنها گذاشته است. در کشورهای اروپایی که الکل آزاد است، قوانین و موانعی برای دسترسی نوجوانان زیر ١٨‌ سال وجود دارد و همین هم یک عامل کنترل‌کننده است و نشان می‌دهد که دسترسی به هر نوع ماده مخدری می‌تواند برای مصرف برای اولین بار تاثیرگذار باشد.»

او دلیل اصلی بیشتر شدن مصرف مواد مخدر و الکل میان دانش‌آموزان را «انکار» می‌داند: «موقعی که ما به‌طور کل مصرف موادمخدر بین نوجوانان را در دهه گذشته انکار می‌کردیم، به معنی آن بود که دانش‌آموز معتاد و الکلی نداریم و نباید برنامه‌ای برای آن داشته باشیم. به همین دلیل هم ما در سال‌های گذشته اصلا برنامه‌ای برای اولین مصرف نوجوانان و جوانان زیر ١٨‌ سال نداشتیم. از طرف دیگر مکانیسم انکار در خود نوجوانان هم مهم است. وقتی به آنها گفته می‌شود مصرف موادمخدر شما را تبدیل به یک کارتن‌خواب می‌کند و نمایشی از آخر خط به او می‌دهیم، او خودش را مقایسه می‌کند و می‌گوید که من قوی‌ترم و پولدارم و می‌توانم درست استفاده کنم. آنها گمان می‌کنند که متفاوت هستند و می‌توانند مصرف موادمخدر و الکل را تحت سیطره خودشان داشته باشند. این مکانیسم در مورد خانواده هم وجود دارد یعنی چون خانواده خودش را خوب می‌داند، گمان می‌کند که دچار این مشکل نمی‌شود. چون او را می‌ترسانیم و او خودش را مقایسه می‌کند.»

این پژوهشگر حوزه اعتیاد ادامه می‌دهد: «ما باید در سیستم برنامه‌ریزی آموزشی و پیمایش‌های پیش‌گیرانه به‌ویژه در سنین نوجوانی تجدیدنظر کرده و تنها روی آموزش‌های کتب تأکید نکنیم بلکه روی مهارت‌های اجتماعی آنها تمرکز کنیم. مثلا در دوران قبل از انقلاب برنامه‌های آموزشی را تحت عنوان‌ها و اردوهای مختلفی در صلیب‌ سرخ داشتیم که مهارت‌های زیادی را به افراد می‌آموختند. ما نیاز داریم مدل بومی‌شده و ایرانی خودمان را برای به وجود آوردن گروه‌های همتا و خودیار مثبت برای نوجوانانمان تولید کنیم و از این طریق مهارت‌هایی را در طول ٤‌ سال دبیرستان و در قالب اردوها و برنامه‌های جمعی و عملی به آنها آموزش دهیم.»

ستاد مبارزه با مواد مخدر یک سالی می‌شود که با دادن آمارهای مختلف از دانش‌آموزان معتاد از وزارت آموزش و پرورش می‌خواهد که برنامه جدی‌تری را برای این موضوع در نظر بگیرد.

ستاد مبارزه با مواد مخدر: اخراج نکنید، ارجاع دهید

«۶۰‌ درصد دانشجویان معتاد از دوران دانش‌آموزی مبتلا شده‌اند»، «براساس شیوع‌شناسی انجام‌شده در‌ سال ۹۰ حدود ١/١ درصد دانش‌آموزان قرص اکستازی را مصرف کرده و 0/4 درصد دانش‌آموزان که بیشتر آنها ۱۶ تا ۱۷‌ سال سن داشته‌اند برای یک‌ بار محرک شیشه را مصرف کرده‌اند و بیشتر هم در شب امتحان»، «بر اساس گزارش ستاد مبارزه با مواد مخدر، در‌ سال ۸۶ میزان مصرف موادمخدر صنعتی ٣ ‌درصد بوده و اکنون به ۲۶‌ درصد افزایش یافته است» و ... . اینها همه آمارهایی است که در یک‌ سال گذشته اعلام شد و همه از زبان علیرضا جزینی قائم‌مقام ستاد مبارزه با مواد مخدر؛ آمارهایی که ‌گاه مسئولان آموزش و پرورش را به تعجب و حتی انکار وا می‌دارد.

زرافشان، معاون امور متوسطه وزیر آموزش و پرورش در این‌باره می‌گوید: «اگر بعضی اوقات مسئولان آموزش و پرورش اعتیاد دانش‌آموزان به موادمخدر را انکار می‌کنند، به این دلیل است که رقمی که اعلام می‌شود، زیاد است. اما به هرحال بالاخره این پدیده در جامعه ما هست و قابل انکار هم نیست که بخشی از دانش‌آموزان کشور از این مواد استفاده می‌کنند. مشکل اینجاست که تفکیک‌ درصدی داده نمی‌شود که چه ‌درصد سیگار می‌کشند و چه ‌درصد بقیه مواد مخدر. چون در فرهنگ جامعه ما معمولا سیگار به‌عنوان ماده مخدر شناخته نمی‌شود. وقتی از مصرف مواد مخدر صحبت می‌شود، بلافاصله ذهن به سمت موادمخدر غیر از سیگار می‌رود. به همین دلیل است که این رقم‌ها تکذیب می‌شود ولی همین که ما دفتری داریم تحت عنوان دفتر آسیب‌ها، به این معنی است که ما این آسیب را پذیرفته‌ایم و باید برایش کار کنیم.»

در یک‌ سال گذشته و با تغییر سیاست‌های ستاد مبارزه با مواد مخدر درباره دانش‌آموزان مصرف‌کننده مواد مخدر، مسئولان این ستاد به‌طور مرتب می‌گویند که آموزش و پرورش حق اخراج دانش‌آموزان را ندارد و باید آنها را به مراکز ترک اعتیاد ارجاع دهد. معاون امور متوسطه وزیر آموزش و پرورش اما می‌گوید: «براساس آیین‌نامه انضباطی مدارس، اولین قدم برخورد با دانش‌آموز متخلف، اخراج نیست ولی گاهی اوقات وجود یک دانش‌آموز در یک محیط آموزشی، باعث ایجاد بدرفتاری در جامعه است. به همین دلیل است که جا‌به‌جایی دانش‌آموزان از مدرسه‌ای به مدرسه دیگر اتفاق می‌افتد. وقتی ببینیم یک دانش‌آموز معتاد حلقه‌ای از دانش‌آموزان را گمراه می‌کند، جا‌به‌جایی او موثر است. در پرونده این دانش‌آموزان درج می‌شود که به چه دلیل از مدرسه قبلی بیرون آمده‌اند و در مدرسه جدید از ابتدا از او مراقبت می‌شود تا نتواند حلقه‌ای را که در مدرسه قبلی داشته‌اند در مدرسه جدید ایجاد کند.»

بچه‌خلاف‌های این روزهای مدارس تهران، امروز حتی با دانش‌آموزان «سیگاری» دیروز فرق دارند. آنها شب امتحانشان را با سیگار که نه، با انواع و اقسام مخدرها سر می‌کنند تا نمره بالاتری بیاورند و ساعت‌های بعد از امتحان را با مستی در خیابان‌ها می‌گذرانند. «حافظه‌مون کوتاه میشه ولی خب، به زحمت نکشیدنش می‌ارزه».

«علی» و «امیرحسین» و «سارا» و «مهدی» از کارهایشان پشیمان نیستند: «زندگی امروز، این چیزها رو می‌طلبه.»

تهیه وگرد آوری:حسین گورنگی


برچسب‌ها: درمان اعتیاد, کنگره 60, محبت
ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ شنبه هشتم آذر 1393 توسط مسافر حسین
اگر پیگیر اخبار همایش‌ها و سمینارهایی که هر روزه در دانشگاه‌ها و مراکز علمی و پژوهشی برگزار می‌شود باشید، به‌طور حتم به یک عنوان کلیشه‌ای برخورده‌اید. در بسیاری از موارد دست‌اندرکاران همایش‌ها، از پسوند یا پیشوند فرصت‌ها و تهدیدها استفاده می‌کنند. استفاده فراگیر از این عنوان‌ها نشان می‌دهد که در بسیاری از موارد مسائل حال حاضر در جامعه از طرفی فرصت و از طرفی تهدید به حساب می‌آیند. کاربرد همزمان فرصت و تهدید برای ابزارهای جدید ارتباطی دیگر به امری رایج تبدیل شده است. در بسیاری از اظهارنظرهایی که کارشناسان و مسئولان درباره ابزارهای جدید ارتباطی انجام می‌دهند، عنوان می‌شود که این ابزارها می‌توانند فرصتی برای افراد باشند همانطور که استفاده نابجا از آنها  یا عدم آگاهی درباره آنها می‌تواند فرصت‌های پیش رو را به تهدید تبدیل کند.
 
به گزارش آرمان، شبکه‌های اجتماعی که در چند سال اخیر در ایران فراگیر شده‌اند،همزمان فرصت‌ها و تهدید‌های بی‌شماری را برای شهروندان به وجود آورده‌اند. اکنون می‌توان عنوان کرد که ارتباطات نسبت به گذشته تسهیل شده است. با وجود این، شبکه‌های موجود بدون آسیب هم نمی‌توانند باشند. اظهارنظرهایی که مقامات پلیس فتا هرازچندگاهی انجام می‌دهند حاکی از سوءاستفاده برخی از افراد از این شبکه‌ها و ابزارهای جدید ارتباطی به انواع مختلف است. فروش موادمخدر با استفاده از این شبکه‌ها و ابزارهای جدید ارتباطی، یکی از تهدیدات شبکه‌های اجتماعی است که درحال گسترش است.
 
 اعتیاد؛ مخل آسایش خانواده
 
اعتیاد در ایران همواره جزو دغدغه‌های خانواده‌ها به‌شمار می‌رود. اعتیاد دارای تاثیراتی بر بنیان خانواده‌ها است و حتی در مواردی ممکن است به فروپاشی و گسست در خانواده‌ها بینجامد. یکی از این تاثیرات نامطلوب، بر احساسات درون خانواده‌هاست. زمانی که یکی از اعضای خانواده معتاد می‌شود، سایر اعضا نیز هر یک به نوعی تحت‌تاثیر عواقب اعتیاد او  قرار می‌گیرند. بیماری اعتیاد بر روح و روان و رفتارهای هر یک از اعضای خانواده تاثیر گذاشته و زندگی آنها را نیز از حالت عادی خارج می‌کند. افزایش سرسام‌آور مصرف موادمخدر درجهان و قاچاق روزافزون این مواد پیامدهای وحشتناکی دارد که مستقیما بشریت را تهدید می‌کند. گسترش شبکه قاچاق بین‌المللی و دام اعتیاد، میلیون‌ها نفر جوان را به فساد و کام مرگ می‌کشاند و عده‌ای را نیز به ثروت می‌رساند.  به‌دلیل مخرب بودن استفاده از موادمخدر، یکی از مطالبات عمده شهروندان ایرانی از مسئولان مبارزه با موادمخدر، جلوگیری از راه‌های تولید و توزیع موادمخدر در کشور است. اگر برای یک بار هم که شده پای درددل خانواده‌های ایرانی بنشینید در بسیاری از موارد با این مطالبه که پلیس باید خرده‌فروشان موادمخدر را دستگیر کند روبه‌رو می‌شوید. در همین حال و در شرایطی که مقامات پلیس  خبر از دستگیری خیل فراوانی از تولید و توزیع‌کنندگان موادمخدر می‌دهند، اخباری مبنی بر استفاده خرده‌فروشان موادمخدر از ابزارهای جدید ارتباطی منتشر شده است.
 
 فروش اینترنتی موادمخدر
 
شیوع فروش موادمخدر به‌صورت اینترنتی در سال‌های اخیر روند رو به رشدی داشته است به‌صورتی که در سال جاری  این روش خرید موادمخدر به‌دلیل آنکه اندکی از ایمنی بیشتری برخوردار است در میان معتادان رواج داشته است. فراگیر شدن این روش خرید موادمخدر باعث شد که افرادی در این‌باره به اظهارنظر بپردازند. سال گذشته علی مویدی، رئیس پلیس مبارزه با موادمخدر  گفت:‌ متاسفانه در کشورهای درحال توسعه شاهد افزایش بازاریابی اینترنتی موادمخدر هستیم. قاچاقچیان از این ابزار استفاده لازم را برده‌اند و با استفاده از ترفند‌های مختلف فضای مجازی را برای خود به یک فرصت تبدیل کرده‌اند. رئیس پلیس مبارزه با موادمخدر تاکید کرد:‌ بازاریابی اینترنتی موادمخدر در ایران بسیار کم است ولی پلیس مبارزه با موادمخدر با همکاری پلیس فتا عزمی جدی در برخورد با این پدیده دارد و در این زمینه به هیچ وجه از موضع خود کوتاه نمی‌آید. او خاطرنشان کرد:‌ هم‌اکنون روزانه و به صورت آنلاین اطلاعات این نوع فعالیت‌ها در فضای مجازی رصد می‌شود و تلاش می‌کنیم تا باندهای فعال در این زمینه را شکار کنیم. همچنین  در سال‌جاری‌ علی سریزدی، مشاور دفتر مقابله با جرم و موادمخدر سازمان ملل در تهران گفت: پولشویی اینترنتی و قاچاق موادمخدر مهم‌ترین جرایم اعضای سایبر هستند.
 
 کنترل، لازمه حضور اینترنت
 
یک آسیب‌شناس اجتماعی در این‌باره به آرمان می‌گوید: اینترنت و سایر شبکه‌های اجتماعی از ملزومات یک کشور هستند منتهی باید در کشور کنترل شوند تا آسیب‌زا نشوند. حسن عشایری ادامه می‌دهد: ما باید این شبکه‌ها را کنترل کنیم و در موقع لزوم  در آن دخالت کنیم اما، به دلیل آنکه اینترنت در خانواده‌ها به عضو مهمی از آن تبدیل شده است ما باید خانواده‌ها را از سود و زیان آن باخبر کنیم تا مشکلی در خانواده ایجاد نشود. این استاد دانشگاه می‌افزاید: خیلی از جوانان به‌دلیل بیکاری، به سراغ اینترنت می‌روند و باعث می‌شود به اعتیاد به اینترنت یا در مواردی به اعتیاد به موادمخدر مبتلا شوند. او بیان می‌کند: نفوذ اینترنت به خانواده می‌تواند ارتباط مفید بین اعضای خانواده را مختل و زیربنای خانواده را متزلزل کند و در راستای آن اعتماد افقی بین اعضای خانواده نیز آسیب‌پذیر شود. او تصریح می‌کند: اینترنت می‌تواند باعث معتادشدن افرادی شود که از دریچه آن افراد اقدام به خرید موادمخدر می‌کنند.  این افراد در بیشتر موارد ممکن است فضای محبت‌آمیز خانه را دچار مشکل کنند. این روانشناس عصبی  خاطرنشان می‌کند: ما برای آنکه فرصت‌هایمان به تهدید تبدیل نشود باید سازمان‌هایی از جوانان سالم تشکیل دهیم که حمایتگر سایر افراد باشند. در این راستا نیز باید فرصت‌های پیش رو را عملیاتی کنیم و به هیچ وجه نیز شعار ندهیم. او همچنین می‌گوید: برای عملیاتی کردن فرصت‌ها نیاز به روشنگری در سطح خانواده، جامعه و آموزش پرورش داریم.
 
 نیاز به نظام حقوقی رسانه
 
یک استاد ارتباطات نیز در این‌باره به آرمان می‌گوید: ابزارهای ارتباطی به خودی خود فاقد کارایی نامطلوب هستند بلکه این به افراد و سازمان‌ها مربوط می‌شود که چگونه از این ابزارها استفاده کنند. اسماعیل قدیمی ادامه می‌دهد: این بستگی به افراد دارد که براساس درک خود و بر اساس شخصیت و فرهنگ خود به استفاده از این ابزارها بپردازند. به همین دلیل هم خانواده، هم جامعه و هم سازمان‌های آموزشی باید قابلیت‌های این ابزارها را  به مردم آموزش دهند و با قابلیت‌های خوب و بد آنها آشنا سازند.
 
او با اشاره به ساختار آموزشی جامعه می‌گوید: آموزش باید در خانواده‌ها  و جامعه و دانشگاه‌ها صورت بگیرد و مردم در این زمینه تربیت شوند. اینکه افراد دست به استفاده نامطلوب از این ابزار‌ها می‌زنند به تربیت خانوادگی،  نظام سیاسی و اجتماعی و نهادهای نظارتی جامعه برمی‌گردد. این استاد دانشگاه تصریح می‌کند: وقتی نهاد‌های نظارتی و امنیتی نتوانند کار خود را درست انجام دهند افراد فرصت آن را پیدا می‌کنند که از این ابزارهای ارتباطی استفاده نابجا بکنند. این کارشناس ارتباطات درباره راهکارهای حل مشکل خاطرنشان می‌کند: اگر آموزش در جامعه و آموزش رسانه‌ای در مقاطع متوسطه صورت بگیرد و درصورتی که مسائل نظارتی را تقویت کنیم، مشکل تا حدی حل می‌شود. اما پیشنهاد آخر من این است که باید نظام حقوقی برای رسانه‌ها گذاشته شود تا متناسب با نیازها از جمله جرم‌ها، امکانات، احتمال‌ها و...  باشند. همچنین درصورتی که نطام حقوقی رسانه‌ها به صورت مستقل در دانشگاه‌ها ایجاد شود و از افراد کارشناس داخلی و خارجی استفاده شود، می‌تواند کمک‌کننده باشد.
 

برچسب‌ها: درمان اعتیاد, کنگره 60, محبت
ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ دوشنبه بیست و ششم آبان 1393 توسط مسافر حسین

ما یک اطلاعات بسیار قوی و غنی در فرهنگ خودمان داریم چه در دین کلاسیک و چه در فرهنگ ادبیات و همینطور در فرهنگ عرفان خودمان و حتی در فرهنگ قصه و امثال و حکم هم نسبت به جاهای دیگر غنی هستیم، خوب گذشتگان ما قوی بودند من در یک جائی میخواندم اصلاً اروپا وان حمام نداشت یا توالت نبود به دربار ایران آمدند و وان حمام را از اینجا یاد گرفتند! البته اینها باعث افتخار نیست،  داشتم داشتم مهم نیست دارم دارم مهم است، مسئله مهم این است که ما یک فرهنگ غنی و قوی داریم ولی این فرهنگ قوی و آموخته ها یا این انبوه علم و دانشی که روی هم انباشته شده باید به زبان امروزی در آید، مثلاً شما نمی توانید کتب "اسفار اربعه" ملاصدرا که چهار جلد است بخوانید! چون متوجه نمیشوید، یک نفر مترجم میخواهد اگر چنین کاری بخواهد انجام بگیرد اول آن شخص باید خودش فهمیده باشد، اگر شخص فهمیده نباشد نمی تواند به شما منتقل کند، میگوئیم علم پیچیده نیست هر چیزی کلیدی دارد اگر شما چیزی در مورد نجوم یا فرضیه انیشتن فهمیده باشید می توانید به یک پیر زن نود ساله که سواد هم ندارد منتقل کنید، اگر نتوانید منتقل کنید یعنی خودتان هم نفهمیدید، سهروردی در کتاب حکمت الاشراق حکما را به دو دسته تقسیم میکند: حکمای بحثی وحکمای ذوقی، حکمای بحثی به آنهایی گفته میشود که در مدرسه و با مشق و درس ومعلم و بحث و کلاس یکسری علوم را  آموزش می بینند و یاد می گیرند یکسری حکما داریم که به آنها میگویند حکمای ذوقی  یا حکمای الهی این دسته همان دسته ای هستند که: "نگار من به مکتب نرفت و خط ننوشت   بغمزه مسئله آموز صد مدرس شد" سهروردی میگوید حکمای الهی کسی است که در آن واحد خلع کالبد کند و به عالم بالا در آید و به هر شکل، فرم و صورتی که بخواهد به آن شکل در آید، پس این اندوخته عظیم خود را گذاشتیم کنار و کسی نیست آن را ترجمه کند و بدست ما برساند، اینجاست که شاعر میگوید: سال‌ها دل طلب جام جم از ما می‌کرد        آنچه خود داشت ز بیگانه تمنا می‌کرد

گوهری کز صدف کون و مکان بیرون بود       طلب از گمشدگان لب دریا می‌کرد  کوهی از مطالب انسان، علوم انسان، شناخت انسان داریم و نتوانستیم آن را بیرون بکشیم ما حتی نفهمیدیم که شمس تبریزی یک استاد مکاشفه ای است، یک کشف و شهود است و در بعد جهان فیزیک نیست، منظورم این است و میخواهم بگویم که ما یکسری اطلاعات بسیار قوی داریم ولی از این اطلاعات استفاده نمیکنیم! هم در طب، و هم در روانشناسی و شناخت انسان وسایر علوم مطلب داریم ولی چسبیدیم به آدمی که تا آخر عمرش کوکائین می کشید بعد آن به ما بگوید که ما چکار کنیم! رنج بشر از نادانی نیست از دانشهای کشف نشده است چگونه است که با این پیشرفت علم هنوز درمان اعتیاد حل نشده است؟(من کلی ودر سطح جهان میگویم و منظورم کشور خودمان نیست) در مقوله اعتیاد ما با قشری در جهان روبرو هستیم انگار با مرضی روبرو شده اند مثل ذات الریه، حالا ذات الریه تبدیل به سل مزمن شده است که قابل درمان نیست، حالا حکما میگویند: اینها را ول کنیم در بیابان تا خودشان بمیرند! یعنی بحث درمان نیست دارند روی نوع مرگ فکر میکنند، یا میگویند باید تا آخر عمر به آنها دارو بدهیم که اصطلاحاً نگهدارنده است یا عده ای میگویند باید تا آخر عمرشان کلاس بیایند، چرا ؟ چون اگر بیست سال هم مواد استفاده نکنند باز هم معتاد هستند!!! البته علمای علمی عمداً این کار را نکردند، آنها یک قسمت بزرگی از انسان را نادیده گرفتند، یعنی صور پنهان انسان را نادیده گرفتند، وقتی صور پنهان نادیده گرفته شد در نتیجه این آشی است که در سطح جهان پخته شده است،

که اعتقادی به هیچ روش درمانی ندارند ولی ما در سیستم خودمان بالای ده هزار نفر درمان شده کامل داریم، ولی نگاه به آن نمی شود اینجاست که میگوید:  سال‌ها دل طلب جام جم از ما می‌کرد        آنچه خود داشت ز بیگانه تمنا می‌کرد برای پیشگیری باید تمام فیزیولوژی اعتیاد را بشکافیم اینکه فقط بگوئیم اعتیاد بد است کافی نیست، یک جوان باید بداند اگر از مواد مخدر برای غریزه جنسی استفاده میکند اولین چیزی را که مواد مخدر نابود میکند و از او می گیرد غریزه جنسی است، اگر در خوابیدن به آن کمک می کند اولین چیزی که از آن میگیرد خواب است، مواد در هر چیزی که اول به او کمک می کند اولین چیزی که بصورت شش دانگ از او می گیرد همان چیز است! اینها همه فیزیولوژی است ما باید بگوئیم طول درمان اعتیاد چقدر است، باید بگوئیم مواد چگونه مغز را از کنترل خود خارج میکند، یکی از بزرگان ما میگفت که باید علوم انسانی ما مورد تجدید نظر صورت گیرد واقعاً همین طور است، ببینیم کدامیک به ما جواب میدهد؟ اینکه در یک رشته روانشناس شده ولی نمی تواند مشکلات روانی خود را حل کند چگونه می تواند به دیگران کمک کند؟ پس صور پنهان کلاً دیده نشده و صور آشکار هم به طور کامل دیده نشده است و مشکل از آنجا شروع شد که اعتیاد را سرسری و پیش پا افتاده گرفتند، تحصیلاتی هم در مورد اعتیاد نداریم گفتند کاری ندارد، تریاک میکشد، خوب حالا نکشد، الکل میخورد خوب حالا نخورد!  در دنیا چندین میلیون  نفر معتاد داریم ولی رشته تحصیلی  برای درمان اعتیاد نداریم!! به درون بیماری رسوخ نکردند و خروجی ندارد اعتیاد یک علم کامل است، که صور پنهان، ایمان، خداوند را نادیده گرفتند و گفتند خداوند مرده است و نتیجه اش همین میشود.

اما سفر اولی ها در شرائط بسیار خوبی قرار گرفته اند و در مکانی پا گذاشتند که همه چیز را برایشان مشخص میکنند، که طول درمان اینقدر است، داروی درمان چه است، بعد از یازده ماه باید به درمان برسید، نباید قرص بخوری و یا الکل بخوری و... بعدش به درمان می رسید  وتعادل هم دارید وسوسه هم ندارید، خوب باید از این فرصت استفاده کنند. در هیچ جا چنین شرایط و امکانات و سرویس مجهز و رایگان نیست، بیش ازهشتصد نفر مصرف کننده پس از درمان و دیدن آموزش تبدیل به استاد شدند هم آقایان و هم خانمها که خیلی خوب درمان اعتیاد را آموزش دیده و انجام میدهند، بنابراین سفر اولی باید بازیگوشی را کنار بگذارند وبا تمام توان کار کنند حرف راهنما را گوش کنند، ببیند در کمپ چه میگذرد البته نه همهء کمپ ها، ولی اینجا می آیند و به شما احترام میگذارند چای میدهند و... باز سفر اولی ها بازیگوشی میکنند!! سفره ای که پهن است که غذا بخورید بالگد میروید روی آن، بنابراین این شرایط بهترین شرایط است البته سفر اولی ها  اکثراً خودشان را تطبیق میدهند     و علوم را یاد میگیرند، در کجا چنین شرایطی فراهم است که هیچ موادی و قرصی مصرف نکنید و حالتان هم خوب باشد؟ اینها بر میگردد به شناخت انسان، سفر اولی باید تمام سعی خود را بگذارد روی   کارشان و به حرف راهنما گوش کنند، راهنما هم باید صور پنهان و صور آشکار سفر اولی را ببیند. اگر در صراط مستقیم باشد حتماً میبیند امکان ندارد که نبیند که شاگردش درست است یا نه، بعضی راهنماها با نگاه نافذ تمام حرکات شاگردان را در طول سفر زیر نظر دارند، اگر هدفش به رهائی رساندن شاگرد باشد همه حرکات را به وضوح میبیند که چه شرایطی دارد،  بعضیها هر کاری میکنی در صراط مستقیم نیستند اینها بعداً گرفتار تنبیهات الهی میشوند، اگر از آموزگار آموختی که آموختی و گرنه باید از روزگار بیاموزی! ولی وظیفه ما ارشاد و نجات انسانهاست و دستیابی به عقل و ایمان بیشتر است هر چه به عقل بیشتری برسیم به صلح و آرامش بیشتری میرسیم، ما امروز در اثر حرکتهای غلط یا خواسته های نفسانی خودمان یا هوسهای خودمان یا خود خواهی خودمان یا تکبر خودمان یکسری مشکلات برای خودمان بوجود میآوریم و اگر اینها را بوجود میآوریم بعلت کمبود عقل و کمبود ایمان است، دست به کار هائی میزنیم که در یکسال آینده دچار بحرانی میشویم که گاهی اوقات خطرناک و وحشت آفرین است، ولی اگر به عقل و ایمان دست یابیم این کارها را نمی کنیم، در فکر انسانی که با عقل کاری ندارد هیچ موضوعی شکل نمی گیرد بجز خوروخواب و خور و خواب ایجاد مشکل می کند، بیشتر خوف کژ روان از خداوند نیست ولی خداوند در دل آنها یک خوفی بوجود می آورد تا آنها را بیدار و آگاه کند پس مطلب امروز این بود که ما گنجینه های زیادی داریم که امیدوارم کسانی بتوانند اینها را پیدا کنند و اندیشه های راستین را تبدیل به کتاب کنند اگر بخواهی قرص بخوری یا تریاک بکشی و بعد راجع به مسائل صحبت کنید درست نیست امیدوارم بتوانند علوم را به زبان امروز در آورند ما باید مطالب قدیم را تبدیل به خوراک امروز کنیم چه کسی می تواند چهل جلد کتاب ششصد صفحه ای ابن عربی را بخواند که بعضی ها اعتقاد دارند که پدر عرفان است و یا کتاب حکمةالاشراق سهروردی را هر کسی نمی تواند بخواند بشر امروزی از این وقتها ندارد! باید اینها چکیده شود و عصاره شود و به زبان امروزی در آید و ما از آنها استفاده کنیم .


برچسب‌ها: درمان اعتیاد, کنگره 60, محبت
ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه چهاردهم آبان 1393 توسط مسافر حسین
و اما وادی دوم : هیچ مخلوقی ، جهت بیهودگی ، قدم به حیات نمی نهد ، هیچ کدام از ما به هیچ نیستیم ، حتی اگرخود به هیچ فکر کنیم.


زمانی که مصرف کننده مواد مخدر ، برای شروع درمان و آغاز سفر اول ، به وادی اول می رسد و به آن عمل می کند ، وقتی فکر می کند به خودش  و کارهایی که انجام داده و تخریب هایی که به وجود آورده  ، چه موقعیت ها و چه فرصت هایی را از دست داده ، چه ضربات سهمگینی به خود و اطرافیان خود وارد کرده است ، چه آسیب هایی در جسم خود به وجود آورده ، زمانی که فکر می کند  که چه راه سخت و طولانی  را باید برای رسیدن به درمان اعتیاد و جبران تخریب ها طی نماید و در پیش روی دارد ، در مقابل این هجمه ، ممکن است ضعف و ناامیدی بر او مستولی شود .

به دنبال نا امیدی ، احساس پوچی به او دست می دهد ، از خودش و هستی و حتی از خداوند گله و شکایت دارد . اصولاً ، حرکت در مسیر ضد ارزشها و روی آوردن به مسائل منفی و مخرب و خارج شدن از صراط مستقیم ، ایجاد حس منفی می نماید ، مانند احساس ناامیدی و پوچی. این احساسات خاص زمانی است که انسان از مسیر صحیح زندگی خارج شده است .
در این حالت ،از خداوند می پرسد که چرا مرا خلق کردی ، چرا بایستی من این همه بدبخت باشم ، چرا این همه خرابکاری کردم چطور می توانم این همه خراب کاری را درست کنم ؟

زمانی که مصرف کننده مواد مخدر تصور می کند که همه چیز تمام شده  و دیگر نمی تواند به زندگی برگردد ، آنطور که وادی دوم اشاره می نماید ، در وحله اول ، این توجیه است برای فرو رفتن بیشتر در تاریکی ها و نشان از دست دادن اعتماد به نفس می باشد . تسلیم در مقابل نابودی محض و عدم تلاش برای رهایی .


رسیدن به این نقطه ، درست چیزی است که شیطان یا نیروی منفی یا نیروی بازدارنده می خواهد. آرزوی هر فرمانده جنگی این است که حریف ، قبل از نبرد ، خودش عقب نشینی کند .
عقب نشینی ما در مقابل نیروی منفی و دست از تلاش برداشتن و تسلیم شدن در مقابل نابودی ، پیروزی  راحت و بدون زحمتی  است برای نیروی بازدارنده یا شیطان .


وادی دوم ، در این مقطع و برای از بین بردن این تفکرات مخرب و ویرانگر و احساس پوچی ، بیهودگی و نا امیدی ، مطرح می شود .
نا امیدی ، یکی از مخرب ترین حس هایی است که ممکن است به سراغ انسان بیاید .

انسان موجود قدرتمندی است و خداوند نیروها و قدرت های عظیمی را به او داده است . نیروی منفی ، خوب می داند که انسان با وجود این نیروها و قدرت ها ، شکست ناپذیر است . شیطان ، خوب می داند که انسان را از بیرون نمی تواند شکست دهد . به همین دلیل ، تمام توان خود را به کار می گیرد ، تا این نیروها را از درون ، خنثی کند . نا امیدی ، یکی از همین ترفندها است . نیروی منفی ، با استفاده از حس نا امیدی ، موتورهای تولید کننده نیروهای انسان را از درون خاموش می کند .

اینجاست که انسان از حرکت باز می ماند . خودش ، خودش را متوقف می کند ، این حس ، به قدری خطرناک است که حتی ممکن است انسان را به جایی برساند که خودش ، خودش را نابود کند و دست به انتحار و خودکشی بزند . همانطور که قبلاً اشاره شد ، این ، درست چیزی است که نیروی منفی می خواهد . توقف و سکون .


 در اینجا مفهوم  بازدارندگی نیروی بازدارنده را تا حدی درک می کنیم . شکست انسان با استفاده از نیروی خود انسان . این تکنیک نیروی منفی است . شیطان در مقابل انسان ، از تکنیک های بسیار پیچیده و پیشرفته ای استفاده می کند .

وادی دوم با پیام بسیار زیبای خود ، ما را در مقابل این نقشه نیروی منفی ، تجهیز و آماده می کند .

هیچ مخلوقی جهت بیهودگی قدم به حیات نمی نهد . هیچ کدام از ما به هیچ نیستیم ، حتی اگر خود به هیچ فکر کنیم .

وادی دوم به ما می گوید : هیچ مخلوقی در این جهان و در این هستی به جهت بیهودگی خلق نشده است ، همه و همه از ریز و درشت و از اول تا آخر، همه دارای نقش و عملکرد خاص خودشان هستند که هیچ چیزی نمی تواند جای آن نقش و عملکرد را پر کند . هیچ کدام از ما به هیچ نیستیم حتی اگر خود به هیچ فکر کنیم ، همه ما دارای خصوصیات و توانایی های خاص خودمان هستیم که نظیر آن وجود ندارد. هر یک از ما ، نسخه ای منحصر به فرد از قدرت ها و توانایی هایی هستیم که خداوند به ما داده است .

وادی دوم می گوید : اگر به تمام هستی نگاه کنیم ، خواهیم دید ، امکان ندارد چیزی را پیدا کنیم که به جهت بیهودگی پا به هستی گذاشته باشد ، اگر هم به مطالبی برسیم که تصور کنیم بیهوده است ، باز هم باید مطمئن باشیم که این پندار و تصور نادرست ماست و نتوانسته ایم به هسته درون یا فلسفه وجودی آن پی ببریم .


انسان هم موقعی پا به هستی گذاشت ، نیروی مافوق یا قدرت هستی ، او را به یک دوراهی هدایت کرد و این دوراهی ، یکی تاریکی هاست و یکی روشنایی ها .
 مصرف کننده مواد مخدر ، ندانسته ، راه تاریکی ها را انتخاب نموده و در این راه به نقطه ای رسیده است  که توانایی های او ، زیر خروارهای اعتیاد و تخریب های آن ، مدفون شده و اثری از آن دیده نمی شود . طبیعی است که در چنین حالتی ، شخص  احساس پوچی و نا امیدی و بی خاصیت بودن کند .یکی از نتایج حرکت در مسیر ضد ارزش ها ، همین احساس گناه کار بودن و پوچی است .
 باید دانست که این وضعیت و این احساس قابل  تغیر است و اگر بخواهیم ، می توانیم آن را تغیر دهیم . البته  اگر بخواهیم .ا

 اگر بخواهیم می توانیم  همه چیز  را عوض کنیم  و از پایین ترین نقاط ، به بالاترین نقاط و جایگاه ها برسیم . اگر به آرم کنگره 60 دقت کنید ، یک مثلث را در درون دایره می بینید . مثلث ، تمثیل حرکت از پایین ترین نقطه است ، مثلث تبدیل شدن از خط به سطح است . مثلث ، اولین شکل هندسی است که شکل می گیرد و به معنی حرکت از پایین ترین نقطه است . مانند وضعیت یک مصرف کننده مواد مخدر  که می خواهد سفر خودش را برای رسیدن به درمان و جبران تخریب ها ، با وجود مشکلات گوناگون ، آغاز کند .

 اما دایره بر خلاف  مثلث ، دارای بی نهایت ضلع است ، به معنی بیکران ، یعنی بالاترین نقاط و جایگاه ها . به معنی رسیدن  به اوج ، یعنی  نزدیک  شدن به فرمان عقل ، یعنی حرکت در صراط مستقیم . مثلث در درون دایره ، ثمثیل  انسا نی است که سقوط کرده ، اما با خواست خودش و به کارگیری نیروهای خفته  و اذن الله حرکت می کند  و خود را دوباره به اوج می رساند .

فرازی از کتاب عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر :

در بعد حیات مادی ، چنین است که می بینید ، انسان گاهی مانند پرنده ای است که بر یک کشتی سوار است و دنیا را از همین روزنه می بیند ، و گاهی با یک بلم کوچک تا بیکران می رود و می اندیشد که حتی بلم را به پرواز در آورد و زمانی در جایی می ماند و به علت و معلول های آن ، فکر نمی کند .

نیک می داند که باید مکان را تغییر بدهد ؛ اما در میان آب های پرتلاطم ، اسیر می شود تا به خشکی برسد .

طوفان همچنان ادامه دارد و در این مقوله ، باید به نیروهای درون خود ، فکر کند و از قدرت آن ها قوت بگیرد .

بایستی خوب جوانب امر را در نظر آورد که چگونه از نیروهای الهی خفته درون ، برای آزادی خود از گیر آب سود جوید.

باید از آنچه که توسط حق تعالی در وجود آدمی نهاده است به جای خود ، مورد استفاده قرار بدهیم که معلمی خواهیم بود ، برای آینده .

در اندیشه های بهتر ، وسعت عمل به وجود آورید و برای کشتی خود که لازمه هستی و ادامه حیات در آن است ، نوعی دیگر باشید .
می دانید که کار ابتدا مشکل است ، اما لنگر کشتی را از آب بکشید .


شروع حرکت در بیکران و آغازی تازه برای جان بخشیدن می شود.


مصرف کننده مواد مخدر که به شدت احساس پوچی ، یاس ، نا امیدی  و بیهودگی می نماید ، فقط کافیست حرکت کند ،  فقط کافیست که سفر خودش را آغاز کند و در صراط مستقیم قرار گیرد . در این حالت خیلی زود احساس او تغییر می کند . دیگر احساس پوچی و نا امیدی نخواهد . دیگر احساس ضعف نخواهد کرد ، بلکه احساس بودن ، مفید بودن و موثر بودن در او به وجود می آید و با ادامه حرکت و مخصوصاً ، آموزش دیدن و خدمت کردن ، این احساس به شدت تقویت می شود .

تا جایی که دیگر اثری از نا امیدی و پوچی در او مشاهده نمی شود . مصرف کننده مواد مخدر در اوج تخریب ، وقتی سفر اول خود را آغاز می کند ، حتی  بعد از گذشت چند روز و کاهش حتی یک استپ از مقدار مصرفش ، تغیرات را در او به وضوح می بینیم ، احیا و تحرک او را می بینیم . تغیرات چهره و تغیرات تفکر و دیدگاه .

در ادامه سفر ، او در می یابد که نه تنها به جهت بییهودگی قدم به حیات ننهاده  ، بلکه برای هدف بسیار والا ، مقدس و ارزشمند، پا به عرصه حیات نهاده است . در این حالت ، برای خودش و برای زندگیش و برای خدمتش و برای نقشی که ایفا می کند ، بسیار ارزش قائل است ، خودش را دوست دارد و دیگران را هم دوست دارد و برای دیگران و برای توانایی های دیگران هم ارزش بسیاری قائل است ، همانگونه که برای خودش ارزش قائل است .

به شما عزیزان توصیه می کنیم ، متن کامل وادی دوم را که در نشریات کنگره 60  و در پکیج یا بسته آموزشی کنگره 60 موجود است و همچنین سی دی مربوط به سخنرانی مهندس حسین دژاکام پیرامون وادی دوم را تهیه ، مطالعه و گوش کنید و ببنیم  مصرف کننده مواد مخدر برای شروع حرکت و درمان اعتیاد با چه مشکلاتی مواجه است و چه باید بکند .

مسافر علی خدامی 29/7/1391

منابع : کتاب عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر نوشته مهندس حسین دژاکام
         وادی دوم ، نوشته مهندس حسین دژاکام


برچسب‌ها: درمان اعتیاد, کنگره 60, محبت, دستور جلسات هفتگی
ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ یکشنبه بیست و هفتم مهر 1393 توسط مسافر حسین
در ايران امروز، شايعترين ماده مخدر صنعتي، متامفتامين يا شيشه است. شيشه در همه جاي دنيا به عنوان مخدري با درجه تخريب بالا شناخته مي‌شود اما در ايران به جز عوارض جسمي و رواني براي مصرف کننده، رد پاي اين ماده در ماجراهايي چون جنون، از کار افتادن سيستم عصبي معتاد و گاهي پرونده هاي قتل ديده مي‌شود. آمار مرگ و مير ناشي از مصرف مواد مخدر طي 5 ماهه اول سال جاري يک هزار و 188 نفر گزارش شده است. درصد بالايي از اين مرگ و ميرها به خاطر مصرف مواد مخدر صنعتي هستند.
 
 توليدکنندگان شيشه که معروف به آشپزخانه دار هستند، شيشه را از چند راه و با فرمول هاي مختلف توليد مي‌کنند. شيشه اي که در ايران به فروش مي‌رود متامفتامين نيست و از نظر شيميايي ماده اي که تحت نام شيشه خريد و فروش مي‌شود با شيشه متفاوت است. متامفتامين از احياء پسودوافدرين با فسفر قرمز ساخته مي‌شود. پسودوافدرين در بازار جهاني گرانتر از آن است که توليد کننده وسوسه شود به صورت قاچاق آن را وارد کند. آشپزخانه دارها دنبال راه هايي جايگزين رفتند اکثر آنها با علم شيمي آشنا هستند و متکاتينون (افدرون) ماده اي است که آنها به جاي متامفتامين استفاده مي‌کنند.
 
يکي از رايجترين مخدرهاي کريستالي شکل مورد استفاده در کشور روسيه و ليتواني و افريفا و ايران افدرون است، افدرون به راحتي با قرص هاي OTC ساخته مي‌شود. OTC مخفف over-the-counter است. اين اصطلاح براي داروهايي به کار برده مي‌شود که خريد آنها بدون تجويز و نسخه پزشک مانعي ندارد. اين داروها عموما براي تسکين درد و يا برطرف کردن علائم سرماخوردگي - آنفلوآنزا و حساسيت به کار مي‌رود. با مراجعه به داروخانه ها بدون در دست داشتن نسخه مي‌توان قرص هايي مانند آنتي هيستامين، ايبوبروفن، ناپروکسن، پزو افدرين يا استامينوفن را خريداري کرد. مهمترين اين قرص ها قرص پزودوافدرين است. يکي از متصديان داروخانه اي در تهران مي‌گويد: « بعد از خريد هاي عمده ي اين قرص توسط مشتري ها مدتي است که ما بدون نسخه پزودوافدرين نمي‌فروشيم». با اکسيد کردن پزودوافدرين ماده مخدر کريستالي شکلي ساخته مي‌شود که به آن افدرون مي‌گويند. دکتر يزداني پزشکي که اين شيشه را در آزمايشگاه بررسي کرده مي‌گويد: « پرمنگنات پتاسيم شامل دو ماده پتاسيم Kو منگنز MNO است و به عنوان يکي از مواد شيميايي براي ساخت مخدر ها به خصوص مخدر متکاتينون (افدرون ) استفاده مي‌شود.
 
اثرات مضر مغزي مصرف شيشه ايراني (افدرون ) بيشتر از کريستال متامفتامين است. اين شيشه به خاطر استفاده از سفيدکننده هاي شيميايي در ساخت آن به شيشه وايتکسي هم معروف هست. باقي ماندن املاح منگنز در مخدر شيشه ايراني (افدرون) باعث بروز ضايعات عصبي و مغزي و از بين رفتن هوش و بيماري Manganism مي‌شود: فرد مبتلا به اين بيماري در ابتدا دچار تحريک پذيري و عصبانت و اختلال در خلق و خو مي‌شود در ادامه مصرف طولاني مخدر شيشه ايراني معتاد دچار لرزش در زمان استراحت و علائمي مشابه با بيماري پارکينسون مي‌شود. مهمترين تاثير منگنز بر دستگاه تنفس و مغز است.علائم مسموميت با منگنز شامل توهم، فراموشي و آسيبهاي عصبي است.
 
همچنين منگنز باعث بيماري پارکينسون، و آب آوردن ريه ها و برونشيت ميشود. اگر مردان براي مدت زمان زياد تحت تاثير منگنز قرار گيرند، ممکن است توانايي جنسي خود را از دست دهند. سندرمي که بر اثر عملکرد منگنز در بدن انسان اتفاق مي‌افتد داراي علائمي مانند شيزوفرني، کسالت، ضعف عضلات، سردرد و کم خوابي است.
 
متکاتينون (افدرون) را مي‌توان از چند راه سنتز نمود يکي از آنها فنيل پروپانولامين و يا فنيل استون است. اين مواد به صورت قانوني در فروشگاه هاي محصولات شيميايي و داروخانه ها موجود هستند. بعضي از سازندگان شيشه از ماده فنيل استون يا پروپانولامين براي تهيه ماده متکاتينون استفاده کرده و آنرا به جاي شيشه مي‌فروشند و مصرف کننده هم که فقط به دنبال نشئگي مواد است متکاتينون(افدرون) را به جاي متامفتامين مي‌خرد و طبيعتاً هيچ گونه تفاوتي را هم احساس نمي‌کند.ماده فنيل پروپانولامين که در داخل قرص هاي انتي هيستامين است مي‌تواند بجاي متامفتامين استفاده شود.آنچه در دنيا ابتدا به نام آيس ice مشهور شده ماده مخدر 4 متيل امينو رکس است، اين ماده بسيار ارزان بوده و در قرص ها و شربت ها ي ضد حساسيت به مقدار زياد وجود دارد و بعضي آشپزخانه دارها براي ساخت شيشه اين مخدر را از داروها استخراج مي‌کنند. 
 
البته آنهايي که دست به اين کار مي‌زنند بعد از مدتي به جاي استخراج اين ماده از قرص هاي انتي هيستامين، شروع به وارد کردن آن به صورت قاچاق مي‌کنند. زيرا قيمتش ارزانتر از پسودوافدين است و منع قانوني خريد و فروش هم ندارد. ماده مخدر ايس -4 متيل آمينورکس قويتر از متامفتامين – شيشه. ساخت آن و مشابه با ماده مخدر امفتامين است و مي‌توان با قرص هاي انتي هيستامين و کمي سيانيد و بروم آنرا تهيه کرد. اثرات آن قويتر از شيشه (متامفتامين ) است.اين ماده قبلا به جاي داروي ريتالين و آمفتامين مورد استفاده بود و باعث کاهش اشتها مي‌شود.
 
تهیه وگرد آوری :حسین گورنگی

برچسب‌ها: درمان اعتیاد, کنگره 60, پیشگیری از اعتیاد, خانواده
ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ شنبه بیست و ششم مهر 1393 توسط مسافر حسین

بر اساس پروتکل درمان اعتیاد کنگره ۶۰ ٬ اعتیاد بر روی سه مقوله جسم ٬ روان و جهان‌بینی تأثیر می‌گذارد که بر همین اساس برای درمان اعتیاد٬ باید هر سه مقوله فوق به تعادل برسد که برای اصلاح ۹۰ درصد از ساختارهای جسم و روان حداقل ۱۰ ماه زمان لازم است که البته استفاده از دارو برای اصلاح و درمان ساختارهای جسم و روان بسیار حیاتی است و برای اصلاح نوع نگاه و جهان‌بینی دستور جلسات سالیانه در نظر گرفته‌شده٬ دستور جلسات کنگره ۶۰ در ابتدا شاید به نظر بیایند که به اعتیاد و درمان آن هیچ ارتباطی نداشته باشد ولی اگر کمی دقت نماییم متوجه می‌شویم که اکثر دستور جلسات کنگره ۶۰ قواعد و قوانینی هستند که در جهان ما جاری هستند و آشنایی و رعایت این قوانین نه تنها در حل صورت مسئله اعتیاد بلکه در کلیه مسایل زندگی مفید و کاربردی می‌باشند٬ دستور جلسه این هفته نیز یکی از دستور جلسات بسیار کارآمد خصوصاً در درمان بیماری اعتیاد است که در آن از سه پارامتر صبر، استقامت و آرامش که یک مثلث هستند نام‌برده شده و به ما کمک می‌کند تا با پایداری و استقامت بتوانیم از صبر به نقطه‌ای برسیم که زندگی ما از یک آرامش نسبی برخوردار شود.

 

صبر:

 

اکثر اشخاصی که برای درمان اعتیاد خود به کنگره ۶۰ مراجعه می‌نمایند در نگاه اول از ظاهر و کلام آن‌ها مشخص است که از مساله بیماری خود به شدت خسته و درمانده شده و نه تنها خود٬ بلکه خانواده و اطرافیان خود را نیز با این مساله در گیر نموده و خواستار این هستند که هر چه سریع‌تر از شر این قول بی شاخ و دم خلاص شوند.

زمانی که متوجه می‌شوند که درمان بیماری آن‌ها حداقل به ۱۰ ماه زمان نیاز دارد پذیرش طول درمان برایشان دشوار می‌گردد زیرا در گذشته با تبلیغ‌های غیر واقعی نظیر ترک‌های سرپایی یا سه روزه٬ سم زدایی و یا خوردن دارویی که بلافاصله پس از استفاده از آن اعتیادشان ترک می‌شود روبرو شده‌اند و در اکثر موارد نیز این راه‌ها را امتحان نموده و نتیجه نگرفته‌اند زیرا مهم‌ترین بخش درمان را که پارامتر زمان است در نظر نگرفته و می خواهند ره چندین ساله را یک شبه بپیمایند ولی پس از آشنا شدن با روش درمان و درک مسئله زمان در درمان اعتیاد پذیرش طول درمان برایشان آسان‌تر می‌گردد زیرا از نظر کنگره ۶۰ اعتیاد یک بیماری محسوب می‌گردد که نه تنها بر روی جسم انسان بلکه بر روی روان و جهان‌بینی انسان تأثیرات مخربی بر جا

می‌گذارد که برای درمان آن بایستی صبر نمود.

صبر از دیدگاه کنگره ۶۰ یعنی در نظر گرفتن پارامتر زمان برای انجام هر کاری. البته صبر با تحمل و یا تعلل نباید اشتباه گرفته شود زیرا در تحمل و تعلل دانایی وجود ندارد ولی در مقوله صبر دانایی تأثیر بسزایی دارد و می‌توان گفت صبر به تأخیر انداختن مسائلی است که قطعاً اتفاق می‌افتند٬ برای کسب شایستگی و ظرفیت استفاده بهینه از آن مسئله ولی اگر بخواهیم در صبر خود بی‌صبری نماییم و سعی در تسریع اتفاقات نماییم در ادامه مجبور به تحمل مسايلی خواهیم بود که با صبر کردن به راحتی قابل حل می‌بود برای مثال کسی که نمی‌تواند برای درمان اعتیاد خود ۱۱ ماه صبر نماید و می‌خواهد ظرف ۲۰ روز ترک اعتیاد نماید برای پاک ماندن می‌بایستی تا آخر عمر خود را بیمار و معتاد معرفی نماید و این شخص نه تنها درمان نگردیده بلکه بسیاری مسائل و مشکلات دیگر نیز سر راه وی قرار خواهد گرفت. در چندین جای کتاب آسمانی نیز، صبر یکی از نشانه‌های مؤمنان شمرده شده است. مثلاً در سوره‌ی بقره آیه‌ی ۱۷۷. خداوند می‌فرماید: «... مؤمنان در تنگدستی و بیماری یا

مشکلات دیگر صبر می‌کنند.» پس برای عبور از گذرگاه‌های سخت زندگی باید صبر پیشه نموده و آن را به دیگران نیز سفارش نماییم.

 

استقامت:

 

استقامت به مفهوم مقاومت، پایداری و حرکت در صراط مستقیم است و با استقامت است که صبر معنا و مفهوم پیدا می‌کند کسی که در صبر خود استقامت می‌نماید مسلط بر توانایی‌ها و کارهای خود است و این تسلط انسان را به شخصیت و شأن والای انسانی‌اش نزدیک می‌کند برای مثال شخصی مانند توماس ادیسون که از قشر پایین جامعه آن زمان خود بود با پشتکار و استقامت خود بود که تبدیل به چهره‌ای ماندگار در تاریخ گردید و یا مهندس دژاکام بنیان‌گذار کنگره ۶۰ که با تلاش٬ پایداری و استقامت خود سعی در شناخت بیماری مهلک و خانمان‌برانداز اعتیاد نمود و باعث گردید افرادی که زمانی جزو کسانی بودند که برای خود٬ خانواده و جامعه مضر محسوب می‌شدند تبدیل به انسان‌هایی خدمت گذاری گردند که جامعه به وجود آن‌ها افتخار می‌کند

 

آرامش:

 

یکی از مهم‌ترین اهدافی که انسان همیشه به دنبال رسیدن به آن است آرامش و حال خوش است٬ اکثر انسان‌ها رسیدن به آرامش را در مادیات خلاصه می کنند و آن را هدف قرار داده برای رسیدن به آن نیز بی‌صبری می‌نمایند غافل از اینکه مادیات وسیله است و نه هدف پس با توجه به وادی هفتم که می‌گوید رمز و راز کشف حقیقت دو چیز است اول یافتن راه و دوم آنچه برداشت می نماییم رمز و راز رسیدن به آرامش نیز در یافتن راه آن است که کوتاه‌ترین راه رسیدن به آن رعایت قواعد و قوانین جاری در هستی و درک و شناخت مسئله زمان و زندگی در زمان حال است زیرا زمان حال در آینده‌ای نه چندان دور تبدیل به گذشته خواهد شد پس اگر امروز از حال خوشی برخوردار نباشیم در ادامه از گذشته و آینده خوشی نیز برخوردار نخواهیم بود پس برای رسیدن به آرامش و حال خوش بایستی از بهترین ابزار آن که صبر و استقامت است نهایت استفاده را بنماییم.


برچسب‌ها: درمان اعتیاد, کنگره 60, محبت, دستور جلسات هفتگی
ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ سه شنبه بیست و دوم مهر 1393 توسط مسافر حسین
شروع بازی ساعت۱۸

اسامی بازیکنان تیم کنگره 60 به سرپرستی آقای علی کاشی

 

۱-مهدی مغروری

2-مهدی خرقانی

3-محمود کریم کشته

4-مجتبی قره ماژنی

5-مهدی لک

6-مهدی اخوان

7-سیامک علینژاد

8-علیرضا صدری

9-وحید قهرمانی

10-محمد میرفخرایی

11-یوسف شهبازی

اسامی بازیکنان تیم آرارات به سرپرستی آقای ماهیس میناسیان

-وازگن صفریان

2-زیرایر موسی مقدم

3-سامسون پطروسیان

4-سواک میربیکیان

5-الفرد بیگنیسیان

6-ادوین نظریان

7-لئون استپانیان

8-آریس میناسیان

9-ورز بخشی

10-آرمن ساروخانیان

11-وارتان گل بداغیان

                                                                       مسافرجمال

 


ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ یکشنبه ششم مهر 1393 توسط مسافر جمال

در وادی های کنگره موضوعات و مطالب بسیار ارزشمندی نهفته است و شاید مقداری از آنها در موردشان تفسیر هم شده باشد. اما آنچه مسلم است این است که همه این مطالب راهگشا خواهد بود. آنها ابزاری هستند برای رسیدن به هدف و هر کدام از آنها با اندیشه و صبر در جایگاه خود قرار گرفته اند. اما اینکه چگونه وادی اول صحبت از تفکر می کند و شروع تفکر با حرکت آغاز می شود، جای تعمق دارد. کسانی که وادی های کنگره 60 را یک به یک پشت سر می گذارند و در تلاش هستند که آنها را خوب در زندگی به کار گیرند، میدانند که به راستی وادی اول و تفکر اولیه به راستی با لیاقت کامل در جایگاه نخست وادیها قرار دارد و این جایگاه برازنده ترین جایگاهی است که می توانسته باشد.

صحبت از جایگاه شد... براستی جایگاه هر چیز، هر کس، هرشخص، هر واقعه ای و خلاصه هر بود و نبودی را چه تعیین می کند؟ آیا باید برای فهمیدن تفکر هم فکر کرد؟ آیا برای اینکه بدانیم ساختار فکری چیست، نباید تفکر کرد و ساختاری ساخت؟ آیا نمی بایست برای معمار خوبی بودن، در شروع کارگری خوب بود؟ و آیا برای ساخت ساختارهایمان نمی بایست مصالحی تهیه کنیم؟ نباید بدانیم جنس مصالحمان از چیست؟ و اگر این مواد را لحاظ نکنیم، محکوم به نیستی نخواهیم بود؟

در وادی اول جناب مهندس دژاکام، بنیان کنگره 60 به خوبی و به بهترین شکل ممکن، از وادی یک سخن می گویند و امروز که من در مورد این وادی مطلبی را مینویسم، هر نقطه از این صفحه را مدیون آموزشهای این بزرگوار هستم. همیشه فکر می کردم شبها موقع خواب مرد متفکر و اندیشمندی هستم و در این تفکرات خود تصمیمات بسیار مهمی را هم میگرفتم. اما افسوس که صبح همه چیز فراموش میشد و تمام آنچه بافته بودم با چرتی به پنبه تبدیل میگشت. سالها طول کشید تا تفاوت این تخیلات و شاید افکار بدون ساختار و هدف را با تفکرات سالم و انجام شدنی را بفهمم. امروز معتقدم تفکر و وادی اول برایم دو وجه دارد. برای کسانی که وارد کنگره میشوند و قصد قطع مواد خود را دارند، یک وجه سطحی اما تاثیرگذار دارد. اما به محض اینکه با آموزشهای کنگره و آموزگاران خود آشنا میشوند، وجه دیگری از تفکر نمایان میشود. کلمات و جملات رنگ دیگری میگیرند. برداشت و استنباط ما تغییر میکند و البته اگر چنین نباشد و تغییری حاصل نشود، پس تبدیلی در کار نخواهد بود و در نتیجه ترخیصی هم در کار نمیباشد.

اما گاهی کسانی می آیند و حتی به مرحله اول تفکر هم وارد نمی شوند. آنها کسانی هستند که متضرر خواهند شد و ادامه راه برایشان بسیار سخت و دشوار خواهد بود. کسانی که تفکر را سرلوحه سفر خود قرار ندهند، خلاقیت هایشان را از دست خواهند داد. نوشتن جوهریست که از تفکر تراوش می کند و این مطالب قابل توجه و تعمق است.

پس میتوان گفت که تفکرات مسافران در کنگره در مقاطع مختلف سفرشان متفاوت خواهد بود. برای رسیدن به نقطه قوتی در نوشتارها و منابع کنگره گاهی میبایست منابعی را استفاده کرد تا این مخازن اندیشمند باعث شود که ما شروع به تفکر کنیم و در نتیجه شروع به نوشتن و خلاقیت کنیم. تفکر همچون استارت اتوموبیل است. اما اگر نتیجه آن حرکت نباشد، گویی که ساعتها در روز را در اتوموبیل روشن نشسته ایم و بی حرکت وقت میگذرانیم. باید دنده اتوموبیل را فعال کرد. به عقیده من فعال کردن تفکرات یک مسافر نوشتن است. گویی که با نوشتن، بهتر میتوان تفکرات خود را عملی کرد. انگار که باورمان قوی تر می شود.

شاید کسانی باشند که بگویند ما به محض رسیدن به قطع مواد مخدر خود به سراغ کارمان میرویم چرا که سالهاست از دیگران عقب افتاده ایم. اما انسان ذاتا کمال گراست و میخواهد بهترین را داشته باشد. از این جهت نظر آنها هم محترم است. اما اینکه بالاخره آیا هر تفکری که به قول آقای مهندس دژاکام در صفحه سفید نقاشی ذره ذره پدیدار میشود و هم از پیرایش آن هم زشت و هم زیبا قابل رویت خواهد بود، چگونه باید به فعل درآید؟ چرا که چنانچه تفکر یک اندیشمند برجسته جهانی نتواند در زندگی شخصی خود وی نتیجه ای داشته باشد، پس باید گفت این تفکرات راهگشا و قطعی نخواهد بود. حتی در مواردی میتوان گفت بعضی تفکرات زائد بوده و وقت انسانها را از بین خواهد برد. گاهی لازم نیست در مورد بعضی مطالب فسفر مغز خود را بسوزانیم. حتی گاهی میشود گفت بعضی از مطالب ارزش خواندن هم ندارد و میتوان از آن زمان بهره دیگری برد.

 کسانی که در کنگره 60 مسافران و همسفران موفقی بوده اند و هر روز از پله های ترقی بیشتر و بیشتر بالا می روند، کسانی هستند که بعد از گذر از سفر اول، نگاهی ویژه و متناسب با زمان خود به تفکر سالم میپردازند و هدفهایشان را یکی پس از دیگری فتح میکنند و دوباره اهدافی سالم و دست یافتنی دیگری را ترسیم میکنند. این خصلت دانش آموخته های کنگره60 است و همه شاگردان و استادان کنگره فراموش نخواهند کرد که پله اول و شروع، از آن بزرگواری همچون مهندس دژاکام است. درود بر ایشان و نظر بلند این بزرگوار که ما را با راه راستی آشنا کرد.

 


برچسب‌ها: درمان اعتیاد, کنگره 60, محبت, دستور جلسات هفتگی
ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ شنبه پنجم مهر 1393 توسط مسافر حسین
مدیرعامل جمعیت احیای انسانی کنگره۶۰ از راه‌یابی تیم راگبی این کنگره به لیگ برتر راگبی کشور در پی کسب نایب قهرمانی این تیم در لیگ دسته اول خبر داد و گفت: از روز گذشته نیز مسابقات لیگ تیراندازی با کمان تهران به میزبانی کنگره ۶۰ آغاز شد.

حسین دژاکام در گفت‌وگو با خبرنگار اجتماعی خبرگزاری تسنیم، با اشاره به موفقیت‌ تیم‌های ورزشی کنگره 60 در سطح کشوری که بهبودیافتگان از اعتیاد اعضای آن‌ها را تشکیل می‌دهند، اظهار داشت: تیم راگبی کنگره 60 که امسال در لیگ یک کشوری، مسابقات خود را پیگیری می‌کرد موفق شد تا در این لیگ، پس از شکست تیم علوم پزشکی لرستان به فینال راه یابد و پس از ناکامی در برابر تیم راگبی پسران شیراز، موفق به کسب عنوان نایب قهرمانی لیگ دسته یک کشور شد و توانست به لیگ دسته برتر راگبی 7 نفره کشور صعود کند.

مدیرعامل جمعیت احیای انسانی کنگره 60 در ادامه با برشمردن نتایج درخشان تیم تیراندازی با کمان این کنگره و راهیابی تعداد زیادی از اعضای این تیم به اردوی تیم ملی تیراندازی با کمان کشور گفت: از روز گذشته نیز مسابقات لیگ تیراندازی با کمان تهران در دو رشته ریکرو و کامپاند، به میزبانی کنگره 60 در باشگاه تیراندازی این کنگره آغاز شد و امیدواریم اعضای تیم تیراندازی با کمان کنگره 60 که از معتادان بهبود یافته و خانواده این بهبودیافتگان تشکیل شده است بتواند در این دوره از مسابقات نیز همچون سنوات گذشته، مقام برتر را کسب کند.

وی در پایان با اشاره به تشکیل تیم واترپلو کنگره 60 و تمرین هرروزه این تیم در یکی از استخرهای پایتخت و آماده سازی این تیم برای راه یابی به لیگ کشوری، ورزش را یکی از مولفه‌های مکمل درمان اعتیاد عنوان و خاطرنشان کرد: ما در کنار بهره‌گیری از ورزش برای درمان اعتیاد از ورزش به عنوان نمایشی از توان درمانی استفاده کرده‌ایم؛ ورزش و فعالیت بدنی در کنار پروسه درمان باعث می‌شود که انگیزه برای پاک ماندن در میان بهبودیافتگان افزایش یافته و امکان لغزش و بازگشت آن‌ها به ورطه اعتیاد کاهش یابد.

منبع خبر: تسنيم 93.06.29 

همچنین از طرف این وبلاگ نیز این موفقیت عظیم به تمامی بچه های تیم راگبی واعضاء محترم کنگره 60 تبریک میگوییم.

 

 گزارشگر خبرگزاری اعتیاد:  حسین گورنگی

 


برچسب‌ها: درمان اعتیاد, کنگره 60, محبت
ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ یکشنبه سی ام شهریور 1393 توسط مسافر حسین

شروع سال تحصیلی جدید را به تمامی اعضای کنگره 60 و دانش پژوهان ، تبریک و تهنیت عرض می نماییم .
کنگره 60 برای 52 هفته سال  ، 52 دستور جلسه مدون دارد که همه ساله لیست آن  در اختیار نمایندگی ها  و اعضای کنگره قرار می گیرد و بر اساس آن ،  هر هفته پیرامون موضوع خاصی گفت و شنود و تبادل نظر صورت میگیرد.

این موضوعات به گونه ای تنظیم و تدوین شده است که کلیه اطلاعات و یا بخش عمده ای  از نیاز یک مصرف کننده مواد مخدر  به علم و دانش اعتیاد و درمان آن ، که به واسطه آن میتواند به رهایی برسد را ، تامین می نماید.

در سال جدید که از اول مهر ماه آغاز می شود  و در اولین هفته  ، دستور جلسه  ، صورت مسئله اعتیاد میباشد.

وقتی از صورت مسئله اعتیاد صحبت می کنیم، یعنی از اولین خشت بنای علمی کنگره 60 صحبت می کنیم ، کنگره 60 برای بیان کامل موضوع اعتیاد  تعریف اعتیاد و چگونگی آن ، بنای عظیمی را ساخته است به گونه ای که اعتیاد دیگر یک موضوع ساده و در حاشیه نیست ، بلکه اعتیاد ، خود یک علم و رشته تخصصی است و جالب تر اینکه برای کامل شدن علوم اعتیاد ، بایستی کلیه علوم و رشته ها به کمک آن بیایند . به عبارت دیگر ، برای درک کامل موضوع بیماری اعتیاد و چگونگی درمان آعتیاد ، به تمامی رشته های علمی ، به نوعی  احساس نیاز می شود .
و اما صورت مسئله اعتیاد .

اگر بخواهیم به صورت ساده از صورت مسئله اعتیاد بگویم ، ابتدا به ساکن بایستی صورت مسئله  ، یا صورت سوالات مطروحه در این زمینه را تشریح کنیم. چرا مسئله؟ چون یک علامت سوال در ذهن شما  ، در مقابل اعتیاد چیست ، قرار دارد . پس اعتیاد یک مسئله است . هر مسئله ای هم صورت مسئله دارد . صورت مسئله از تعدادی سوال بی جواب به وجود می آید . صورت مسئله یعنی قبل از پاسخ دادن و فکر کردن به جواب ، ابتدا فکر کنیم  که سوال ها دقیقاً چه هستند و ما دنبال چه مجهول  و گم شده ای می گردیم . بایستی با حوصله و دقت کافی تمام اجزای این سوالات را از هم جدا و تفکیک نمائیم تا بدانیم به دنبال چه هستیم . چرا که در غیر این صورت ، سرمان گیج میرود و نمی دانیم چه می خواهیم و زمانی که ندانیم به دنبال چه هستیم ، تکلیف معلوم است که از کجا سر در می آوریم .

یکی از مشکلات  اصلی  اعتیاد  تا به حال همین موضوع بوده است . هزاران سوال و مجهول و پرسش و علت  که هیچ کس نتوانست به آنها پاسخی بدهد و نتیجه  آن ، کلاف سر در گمی شد که همه جهانیان را گمراه کرد و هیچ کس نتوانست راهی منطقی برای آن پیدا کند و دست آخر ، از شدت گمراهی ، و نبود آگاهی ، عده ای به جایی رسیدند که گفتند اعتیاد درمان ندارد و عده ای دیگر ،  ادعای درمان اعتیاد را در کوتاه مدت مطرح نمودند .
 جالب است بدانیم که به همین دلیل تا کنون هیچ گونه تعریف مشخص ، واضح و کاملی از اعتیاد ارئه نشد و هیچ گونه پروتکل درمانی مشخصی نیز برا ی آن مدون نشده بود.

یکی از مهمترین اقداماتی که موسس کنگره 60 ( نویسنده کتاب عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر و مبتکر روش DST ) قبل از همه اینها انجام دادند ، این بود که  تمام این مجهول ها را به یک مجهول تبدیل نمودند . یعنی بسیاری از سوالات بی ربط  که گمراه کننده بودند را کنار گذاشتند و یک معادله با هزاران مجهول را به یک معادله با یک مجهول تبدیل کردند  و اینجا بود که اتفاق بزرگی روی داد .

مجهول و یا ایکس درمعادله مذکور این بود که چرا یک فرد هر قدر تلاش می کند و با هر شیوه و متدی که مصرف مواد مخدر را کنار می گذارد ، حالش خوب نمی شود و به تعادل نمیرسد حتی پس از گذشت مدت طولانی ، چرا این فرد دیگر مثل سابق قادر به ادامه زندگی و انجام درست مسئولیت های خود نیست، چرا میل و وسوسه مصرف موا مخدر را دارد ، چرا ؟

پس از تحقیق و بررسی های گسترده ، پس از سال ها تجربه اعتیاد و بکار گیری روش های متعدد ، زیر نظر متخصص ترین های این حوزه که بعضا فارق التحصیلان  خارج از کشور نیز بودند و پس از ساعت ها تفکر نظری و کار عملی ، ایشان به این جواب و نتیجه رسیدند: سیستم تولید کننده مواد شبه افیونی و مخدر های طبیعی و درون زای بدن ، یا اندوجنوسEndogenous   که ما در کنگره 60 به آن  سیستم X می گوییم .

این سیستم دچار اختلال شده  و کارش را درست انجام نمی دهد . عملکرد آن به مواد مخدر بیرونی یا اکسوجنوس Exogenous   که فرد مصرف میکند ، محول شده است و هر وقت که مصرف مواد قطع شود نا کارآیی این سیستم هزار مشکل و اختلال ایجاد می کند ، به این سادگی ها هم راه اندازی نمیشود تازه اگر مواد مخدر به ناگهان قطع شود  خماری شدید ناشی از آن مثل یک ضربه مهلک  چنان شوکی به این سیستم  وارد می کند  که تا آخر عمر هم درست نمی شود .
وقتی این سیستم درست کار نمی کند :

 اول :  فیزیولوژِی و جسم ، تماما دچار اشکال میشود از شصت پا گرفته تا موهای سر ، همه و همه ازتعادل خارج می شوند و انواع  واقسام درد ها و بی قراری ها ، از عطسه و خمیازه گرفته تا اسهال و ... به سراغ فرد می آید

دوم : روان یا مجموعه صور پنهان از تعادل خارج می شود . مصرف کننده مواد مخدر ، وقی مصرفش را قطع میکند  بعد از مسئله فیزیولوژی ، در قست صور پنهان شهر وجود هم دچار اشکال و بهم ریختگی می شود . اما این به هم ریختگی به مفهوم بیمار روانی بودن نیست . خیر ، بیمار روانی به آن مفهوم نیست . چون جسم تعادل ندارد ، روان هم از تعادل خارج شده ، چون مخدر های طبیعی بدن از تعادل خارج شده  ، حالاتی به فرد دست می دهد که شبیه افراد و بیماران روانی است . ریشه این اختلالات در جسم است نه در روان .

سوم : تفکرات و دیدگاه شخص به زندگی نیز دچار تحول و دگر گونی  می شود . البته در جهت منفی . در این حالت شخص هیچ امیدی به زندگی ندارد ، قادر به فکر کردن و تصمیم گرفتن نیست ، قادر به انجام کارها و مسولیت های خود نیست ، همه چیز را چپکی و وارونه می بیند  ، از همه طلب کار و متوقع است و فکر می کند که زندگی بدون مواد مخدر هیچ معنا و مفهومی ندارد و تمام لذت های دنیا و زندگی فقط در  یک  کلمه خلاصه  شده است ( مصرف مواد ) ما در کنگره 60 به چنین وضعیتی  ، جهان بینی افیونی میگوییم .

زمانیکه موسس کنگره 60 ، مهمترین گره اعتیاد را که تا آن موقع کسی کوچکترین توجهی به آن  نکرده بود ، را یافتند ،  درعمل  یافته های خود را  به اجرا گذاشتند و پس از گذشت 11 ماه از به کار گیری شیوه جدید ، موفق شدند  مصرف مواد مخدر خود را قطع کنند ، با این تفاوت که هیچ یک از مسا ئل و مشکلات و عوارض  که در گذشته با قطع مصرف مواد مخدر به سراغ او می آمد ، با استفاده از متدی که بعدها DST   نام گرفت ،   هیچ کدامشان وجود نداشتند و این جای شگفتی بسیار بود که نه از نظر جسمی دچار مشکل بودند ، نه از نظر روانی  و نه از نظر فکری و جهان بینی .
نویسنده کتاب عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر ، سرانجام پس از سالها مصرف مواد مخدر ، موفق به درمان اعتیاد خود شدند ، بدون هیچ گونه عارضه و بدون  وسوسه و میل مصرف مجدد مواد مخدر . او دریافت که مهم ترین مسئله در درمان اعتیاد ، سیستم X   یا سیستم تولید کنند مواد شبه افیونی و مخدر های طبیعی جسم است که تعادل تمام ابعاد وجودی انسان شامل جسم ، روان ، جهان بینی را در بر میگیرد . اینجا بود که ایشان کشف و یافته خود را در قالب یک مقاله علمی به  اولین کنگره پزشکی و سراسری راهکارهای  درمان اعتیاد در دانشگاه علوم پزشکی  زاهدان ارائه نمودند و مقاله فوق در این کنگره پذیرفته شد .

این مقاله به  صورتی بسیار ساده ، صورت مسئله بیماری اعتیاد را تشریح می کند و می گوید بیماری اعتیاد و یا مصرف مواد مخدر و وابستگی به آن ، در سه بخش مهم شهر وجودی انسان اختلال و تخریب ایجاد میکند . جسم ، روان ، جهان بینی  .
در قسمت جسم ، سیستم تولید کننده مواد شبه افیونی یا مخدر های طبیعی  یا درون زا و یا مطابق با  اصطلاحات  پزشکی ، نورو ترانسمیتر ها و میانجی های عصبی  و شیمیایی  شامل دینورفین – اندورفین- انکفالین- دوپامین -  سروتوئین ، استیل کولین و غیره ... دچار اختلال شده و تولیدشان به ورود مواد مخدر بیرونی مثل تریاک – هروئین- شیره-کراک-شیشه- و غیره وابسته است و به عبارتی ، مخدرهای بیرونی ، جایگزین مخدرهای درونی شده است  .

جامع ترین و کامل ترین و شاخص ترین تعریف برای بیماری اعتیاد از نقطه نظر فیزیولوژی همین مسئله است یعنی جایگزینی .جایگزینی مواد مخدر بیرونی  یا مصنوعی به جای مخدر های طبیعی جسم .
در قسمت روان ، ریشه تمام اختلالات ، در جسم و عدم تعادل جسمی و جهانبینی  می باشد و با به تعادل رسیدن جسم  و جهانبینی ، روان نیز در شرایط  مطلوب خواهد بود .

در قسمت جهان بینی و تفکرات نیز به موازات به تعادل رسیدن جسم و روان می توان با آموزش ، این قسمت را نیز به تعادل رساند به گونه ای که اثری از تفکرات منفی ناشی از مصرف موا مخدر و جهان بینی افیونی باقی نماند .

مهندس حسین دژاکام صورت مسئله اعتیاد را در قالب یک مثلث به نام مثلث درمان اعتیاد تنظیم نمودند

جسم –روان – جهانبینی     .Physiology _ Sickology _ Ideology
امروز ، نزدیک به 14 سال از آن زمان می گذرد و هزاران نفر از گوشه و کنار کشور که مصرف کننده انواع مواد مخدر بوده ند به کنگره 60 مراجعه نموده و با استفاده از روش DST   و با داروی اپیوم یا اپیوم تینکچر  به درمان قطعی اعتیاد رسیدند .  آنها پس از درمان کامل و قطعی کوچکترین عارضه ای ندارند .لازم به ذکر است که این روش ، بهترین ، کاملترین ، کم عارضه ترین ، سالمترین و با راندمان ترین داروی درمان اعتیاد را اپیوم تینکچر Opiumtinctur یا OT  یا شربت تریاک می داند .

امروزه مهمترین مسئله در روش های مختلف درمان اعتیاد کریوینگ  یا ولع مصرف مواد مخدر و ریلپس یا بازگشت به مواد مخدر است در حالی که مصرف کنندگان مواد مخدر که با روش درمان تدریجی کنگره 60 به درمان و رهایی رسیده اند ، کوچکترین وسوسه و به قولی کریونیگ ندارند و ریلپس یا بازگشتی نیز در کار نیست .

در حال حاضر این روش  که بر اساس مقاله صورت مسئله اعتیاد طراحی شده است مورد توجه بسیاری از محققان  و متخصصان حوزه اعتیاد و درمان در داخل و خارج از کشور قرار گرفته و در قالب  طرح های تحقیقاتی در بسیاری از مراکز تخصصی مطرح و حتی  آزمایش مدل جانوری آن نیز با موفقیتی باور نکردنی انجام شده است . این روش می رود تا به زودی در تمام دنیا به عنوان الگوی جهانی ، ارائه و پذیرفته شود .﴿جهت مشاهده اصل مقاله صورت مسئله اعتياد به نوشتارهاي كنگره در سايت مراجعه نماييد﴾

 با سپاس از بنیانگذار کنگره 60 و مبتکر روش درمان تدریجی اعتیاد و کاشف صورت مسئله اعتیاد .
 با احترام ، مسافر علي خدامي


برچسب‌ها: درمان اعتیاد, کنگره 60, محبت, دستور جلسات هفتگی
ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ شنبه بیست و نهم شهریور 1393 توسط مسافر حسین

بسم‌الله الرحمن الرحیم


دستور جلسه این هفته : وادی چهاردهم ،


 آنچه باور است محبت است و آنچه نیست ظروف تهی است .
برای شروع مطلب، از کتاب عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر که مهم‌ترین منبع آموزشی کنگره 60 می‌باشد کمک می‌گیریم.
صفحه 111 کتاب عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر:
در اینجا دیگر در حال نوشتن این مطلب به آشوب کشیده می‌شوم، از قدرت الله و وجود نیروهایی که به چشم جسم آن‌ها را نمی‌توان دید به شگفت درمی‌آیم و سرتاسر بدنم به لرزه درمی‌آید و اشک در چشمانم حلقه می‌زند و بغض گلویم را می‌گیرد و قلبم می‌تپد و در تعجب هستم که خداوند چه بهای سنگینی برای انسان پرداخت می‌کند ولی انسان نمی‌داند و همواره ناسپاس است و ما همواره نیروهاي عظیم را در بیکران بیهوده و خرافات می‌پنداریم و هستی را  آن می‌دانیم که می‌بینیم، در اینجا فقط قطعه‌ای را از دوست دیگرم ارائه می‌دهم که می‌تواند مرا کمی آرام نماید
شاید متوجه بشوید که تنها پیوند محبت انسان‌ها را به هم متصل نگاه داشته است و انسان‌های فاقد محبت بسان ظرف‌هایی هستند تهی و یا ظرف‌هایی که پر از خالی هستند، این سخن را اگر امروز باور نکنید، یک روز بالاخره متوجه می‌شوید، حتی اگر پس از مرگ هم باشد، چون همین پیوند محبت ما را به استادانمان وصل نموده و وصل می‌نماید.
آنچه باور است محبت است و آنچه نیست ظروف تهی است.
من که می‌گویم کلام خود نیست، بلکه فردیست در جمع بیکران هستی؛
که باورش کار هر کس نیست، مگر معنی آن بداند که آن چیست؛
ارابه‌ها را در بیکران به حرکت درآورید که نگهبانان ماورا به آنچه در زمین می‌گذرد نیازمندند؛
 بشکافید، آنچه شکافتنی نیست، در دل‌سنگ بروید و ترکیب‌ها را جدا نمایید.
 
همان‌گونه که می‌دانیم بر اساس پروتکل درمان اعتیاد در کنگره 60 و یا متد دی اس تی، برای رسیدن به درمان قطعی  اعتیاد و قطع کامل بندها و پیوندهای مصرف‌کننده با مواد مخدر و اعتیاد و دنیای آن، بایستی سه ضلع مثلث درمان اعتیاد، یعنی جسم، روان و جهان‌بینی در کنار یکدیگر  به تعادل و سلامتی برسند،
 در مبحث جهان‌بینی،  مسئله، تحت تأثیر مستقیم وضعیت جسمی و روانی ماست، آموزش در کنار تفکر و تجربه یکی از ارکان مهم دانایی است و دانایی نیز شالوده و زیربنای جهان‌بینی.
 انسان برحسب درجه دانایی، دنیا و جهان را از زوایای مختلفی می‌بیند که این زوایا وسعت دانایی اوست.
در پروسه درمان اعتیاد، به تعادل رسیدن جهان‌بینی مصرف‌کننده،  از نقطه جهان‌بینی افیونی آغاز می‌شود و به موازات به تعادل رسیدن ساختارهای جسم و روان و کسب آموزش و آگاهی و معرفت در جهت صراط مستقیم، به‌تدریج جهان‌بینی فرد از وضعیت افیونی و معتاد گونه خارج می‌شود و در ادامه، معطوف سالم زیستن بر مبنای اصول و قواعد زندگی سالم و به‌دوراز ضد ارزش‌ها و در یک‌کلام صراط مستقیم می‌گردد.
 به قول سردار صراط مستقیم در انوار الهی تجلی می‌یابد و انسان را از نقطه‌ای کور به فراز روشنایی هدایت می‌کند.
در این مسیر طولانی برای آموزش پله‌ای قوانین زندگی سالم، کنگره 60  (14) وادی یا قانون و یا راه  را در قالب فصل‌های آموزشی به مصرف‌کنندگان مواد مخدر ارائه می‌دهد،
اگر به متن و نوشتارهای این وادی‌ها دقت کنیم می‌بینیم که هرکدام از آن‌ها گره‌گشای بخش عمده‌ای از مشکلات و گره‌های زندگی ما هستند که تا به امروز  نمی‌دانستیم و نمی‌توانستیم  آن‌ها را بازنماییم وادی‌های آموزشی کنگره 60 برای درمان اعتیاد و در ادامه زندگی سالم، از موضوع تفکر آغاز می‌گردد (با تفکر ساختارها آغاز می‌گردد  و بدون تفکر آنچه هست روبه‌زوال می‌رود) و به موضوع محبت در وادی چهاردهم ختم می‌گردد (آنچه باور است محبت است و آنچه نیست ظروف تهی است.)
وادی‌ها دایره‌ای را تکمیل می‌نمایند که باز در انتها به هم می‌رسند. مسیر تفکر تا محبت و محبت که با تفکر رابطه تنگاتنگی دارد.
بنیان و مؤسس کنگره 60 جناب آقای مهندس دژاکام، جمله زیبایی را از دانشمند بزرگ، سهروردی نقل می‌نمایند که کسب معرفت در جهت خیر محض، رسیدن به محبت است.
بنا به‌قاعده بایستی عکس آن نیز صادق باشد؛ یعنی کسب معرفت در جهت شر محض نیز رسیدن به دشمنی و کینه و نفرت است، همان‌گونه که ما در دوران مصرف مواد مخدر و رسیدن به اعتیاد که کسب معرفت  در جهت شر بود به نفرت، کینه و دشمنی با خانواده و مردم رسیدیم.
اما حالا در پروسه درمان اعتیاد، عکس آن مسیر را می‌پیماییم و در جهت خیر محض که برای ما درمان اعتیاد و خروج از ظلمات اعتیاد و تحت نیروی شیطانی  بودن است، حرکتمان را آغاز می‌نماییم و در جهت خیر محض کسب معرفت می‌نماییم.
پیمودن و عبور کردن از وادی‌های کنگره 60 به مفهوم آموزش، یادگرفتن و عمل به آن‌هاست، چیزی جز کسب معرفت در جهت خیر و صلاح محض نیست و قطع به‌یقین، ما را به وادی محبت می‌رساند و به همین دلیل موضوع محبت در وادی چهاردهم قرارگرفته است.
 سفر اول برای درمان اعتیاد در کنگره 60 حداقل 10 ماه زمان می‌برد و در این مدت، مسافر یا به دانایی و معرفت نسبی می‌رسد و اعتیاد خود را برای همیشه درمان می‌کند و یا اینکه نمی‌رسد و از درمان بازمی‌ماند.
درمان اعتیاد بدون رسیدن به دانایی غیرممکن است. در پیام سفر اول که یکی از زیباترین پیام‌های کنگره 60 می‌باشد و خود به‌تنهایی یک کتاب است، برای مسافران سفر اول وعده پاداشی نیکو داده می‌شود. "اما بیندیش که وقتی این سفر تمام شد، آنجا تو را پاداشی نیکو خواهد بود و آن پاداش بند عشقی است که بیت تو و قدرت مطلق الله برقرار می‌گردد"
این بند عشق چیزی جز عشق و محبت به خالق و محبت و خدمت به مخلوق نیست که نتیجه رسیدن به دانایی و کسب معرفت و علم و آگاهی در جهت صراط مستقیم و دوری از ضد ارزش‌هاست.
اصولاً صحبت کردن از محبت و دوست داشتن، برای انسان‌هایی که به دانایی نرسیده‌اند، امری عبث و بیهوده است و به‌واقع فقط بازی کلمات است بدون احساس و بدون درک معنا و مفهوم.
شاید تصور شود که محبت را همه انسان‌ها دارند و احساس می‌کنند و این موضوع ربطی به دانایی ندارد، هر انسانی فرزند خود را دوست دارد والدین خود را دوست دارد  چه دانا باشد و چه نباشد.
در پاسخ این سؤال یا نظریه باید بگوییم که محبت بر دو نوع است، خاص و عام.
 محبت خاص این است که انسان موجودات متعلق به خود را اعم از بی‌جان و جان دار که نسبت به آن‌ها احساس مالکیت  می‌کند، دوست دارد مثل‌اینکه ما اتومبیل  خود را دوست داریم چون مال ماست، خانه خود را دوست داریم چون خانه ماست، فرزند خود را دوست داریم چون فرزند ماست، پدر و مادر خود را دوست داریم چون پدر و مادر ما هستند ، حال سؤال این است که آیا انسان‌های دیگر را دوست داریم؟  آیا فرزندان انسان‌های دیگر را هم دوست داریم، آیا همه پدر مادرها را دوست داریم؟
محبت خاص که ریشه آن احساس مالکیت است، از اولین و پایین‌ترین سطوح محبت است که برای موجودات پایین‌تر از مرحله انسانی یا حیوانات نیز صدق می‌کند، این نوع محبت ربط چندانی به دانایی ندارد.
 
اما محبتی که مدنظر وادی چهاردهم است، محبت عام است، محبتی که همه‌چیز و همه موجودات  و انسان‌ها را دربرمی گیرد، رسیدن به این سطح از محبت، کار ساده‌ای نیست، به حرف و سخن نیست، دنیایی است زیبا در پشت کوه تزکیه  و تصفیه و رسیدن به دانایی.
 تا زمانی که وجود ما سرشار از ناخالصی و صداهای ناهنجار و ناهمگون است، صدای زیبا و لطیف محبت را نخواهیم شنید، همان‌گونه که صدای یک ساعت را در شلوغی  و سروصدای زیاد نمی‌توانیم بشنویم، صدای محبت را در شلوغی و سروصداهای ناشی از ضد ارزش‌ها و احساسات منفی نخواهیم شنید،
 پیمودن وادی‌ها و فراگرفتن این قوانین  و عمل به آن‌ها چیزی جز تزکیه و تصفیه و رسیدن به دانایی نیست، در آن هنگام این صداهای زشت و ناهنجار  مانند حسادت، کینه، دشمنی خودخواهی و غیره.
به‌تدریج ضعیف می‌شوند و در فرایند تزکیه، از شهر  وجودی  ما رخت برمی‌بندند و آنگاه نوای زیبا و دل‌نشین محبت را احساس می‌کنیم که برای همه است. این محبت، محبت عام است  و همه‌چیز را دربرمی گیرد. در آن حالت همه انسان‌ها را دوست داریم، حتی آن‌هایی که با ما سنخیتی ندارند. در آن هنگام برای همه موجودات و آفریده‌های خداوند ارزش و احترام قائل هستیم و حتی با یک درخت نیز با احترام و دوست داشتن برخورد می‌کنیم.
یکی دیگر  از بزرگان می‌گوید، اگر حق را در خلق نیابی،    بیابی خانه، اما در، نیابی.
اگر ما حق و خداوند را که ادعا می‌کنیم بسیار دوست داریم و از کودکی  به ما آموخته‌اند که خداوند  را بیشتر از هر چیزی دوست داشته باشیم، در مردم، انسان‌ها و آفریده‌های خداوند نیابیم، انگار که خانه را پیداکرده‌ایم، اما درب آن را پیدا نمی‌کنیم و باالتبع هیچ‌وقت نمی‌توانیم  وارد خانه شویم، حتی اگر خیلی کارهای مثبت انجام داده باشیم و یا انجام بدهیم و در مسیر بندگی بسیار موفق باشیم اما با دیگر بندگان خدا رابطه درستی نداشته باشیم و محبتی بین ما و آن‌ها نباشد، یعنی حق را درنیافته‌ایم.
وادی چهاردهم به ما می‌گوید، آنچه باور است محبت است و آنچه نیست ظروف تهی است، فکر می‌کنم  آنچه باور است محبت است، شاید به این معنی باشد که هر آنچه  باور و اعتقادداریم  و به‌واسطه آن‌ها زندگی و موفقیت‌های خود را پی گیری می‌کنیم، اگر با چاشنی محبت نباشد و به محبت نرسد، فاقد ارزش و اعتبارند و آن باور و اعتقادی ما را به سرمنزل مقصود می‌رساند که در جهت خیر محض باشد و ما را به محبت برساند.
و آنچه نیست ظروف تهی است، انسان‌هایی که محبت ندارند و وجودشان از محبت  و دوست داشتن دیگران خالی است، درست مانند انسان‌هایی هستند که خالی و تهی هستند مانند ظرف‌های خالی. چقدر این جمله پرمغز و مفهوم است، اگر وجود ما ظرف باشد، هر چه از علم و دانش در درون این ظرف باشد  اما محبت نباشد، یعنی اینکه خالی است.
 
اگر دقت کرده باشیم، افکار منفی و ضد ارزش‌ها دشمن محبت  هستند، هر وقت می‌آیند محبت را از وجود ما اخراج می‌کنند و هر وقت محبت می‌آید افکار منفی و ضد ارزش‌ها از شهر وجودی ما اخراج می‌کند.
محبت عنصری است الهی، از خالص‌ترین عناصر است، عنصری است که در کنار ناخالصی‌ها جای نمی‌گیرد و برای رسیدن به  آن راهی جز کسب معرفت، علم و آگاهی و رسیدن به دانایی در کنار تصفیه و تزکیه وجود ندارد ضمن اینکه داشتن جسم سالم و فکر سالم و سیستم ایکس سالم ونیز برای رسیدن به محبت الزامی است. به شما عزیزان پیشنهاد می‌کنیم برای فراگیری وادی چهاردهم  متن اصلی وادی نوشته بنیان کنگره 60 آقای مهندس دژاکام و همین‌طور سی‌دی‌های وادی چهاردهم را تهیه و گوش کنید. متن وادی چهاردهم نوشته آقای مهندس به‌قدری خواندنی است که انسان از خواندن آن سیر نمی‌شود.
برای حسن ختام نیز همچون شروع مطلب، از پرچم‌دار محبت رعد کمک می‌گیریم:
"محبت اتفاق نیست، تقدیر نیست. محبت دامنه وسیع یک کمان بی‌انتهاست، واقعی است، صوری نیست. اگر باشد حقیقت است و دیدن حقیقت چشم دل می‌خواهد. به آن ارج بگذاریم."

نویسنده: دیده‌بان تحقیقات کنگره 60 مسافر علی خدامی

مسافرجمال


 


ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ پنجشنبه بیستم شهریور 1393 توسط مسافر جمال
به‌جرئت می‌توان گفت این موضوع، اگر نگوییم مهم‌ترین، یکی از مهم‌ترین دستور جلسات سالانه کنگره 60 می‌باشد. در بعد وسیع‌تر، این موضوع مهم‌ترین مسئله و پارامتری است که در مقوله درمان اعتیاد و آسیب‌های جسمی اعتیاد مطرح می‌شود. موضوع مخدرهای طبیعی بدن یکی از شاهکارهای خلقت خداوند و یکی از پیچیده‌ترین بخش‌های فیزیولوژی موجودات است. هنوز این موضوع از نقطه نظر دانش پزشکی به سطحی نرسیده است که علم پزشکی از آن شناخت کافی داشته باشد و به همین دلیل در کنگره 60 به آن سیستم ایکس X گفته می‌شود. موضوع مخدرهای طبیعی بدن برای اولین توسط دانشمندی به نام هیوجس کاسترلیز Hughes Kosterliz در سال 1975 میلادی مطرح گردید.

او و همکارانش پس از آزمایش‌های متعدد بر روی مغز حیوانات و انسان متوجه وجود مخدر طبیعی در مغز و دستگاه‌های عصبی شدند. در آن موقع آن‌ها توانستند 12 نوع از این مواد را شناسایی کنند و در قالب سه دسته یا خانواده: انکفالین، اندورفین و دینورفین نام‌گذاری کنند. آن‌ها به‌طور کلی به این یا مورفین درونی Morfin-Endogenous می‌گفتند

 

واژه اندورفین Endorphin نشان دهنده همین موضوع است. از آن زمان تاکنون دانشمندان توانسته‌اند شمار زیادی از مخدرهای طبیعی بدن را شناسایی کنند تا جایی که اکنون بیش از 250 نوع از این مواد شناسایی شده‌اند. از مهم‌ترین این مواد می‌توان به اپیورفین در بزاق دهان، استیل کولین، نوراپینرفین، دوپامین و سروتونین اشاره کرد. در حال حاضر این موضوع یکی شاخه‌های مهم دانش پزشکی است تا جایی که رشته‌ای تحت عنوان نورولوژی Neurology، انحصاراً برای شناخت این بخش از دستگاه عصبی به وجود آمده است

و اما موضوع اصلی این است که با وجود این که 34 سال از شناسایی این مواد توسط دانش پزشکی می‌گذرد، هنوز علم پزشکی متوجه اهمیت این موضوع در مسئله اعتیاد و درمان آن نشده است. در حال حاضر در هیچ کجای دنیا در مسئله درمان اعتیاد به اهمیت این سیستم و نقش حیاتی آن در درمان اعتیاد پی نبرده‌اند. هنوز نمی‌دانند که مصرف مواد مخدر در قسمت جسم و فیزیولوژی، دقیقاً این سیستم را هدف می‌گیرد و از کار می‌اندازد. هنوز هم در بسیاری از متدهای درمانی، از روش‌های کوتاه مدت سم زدایی و سایر روش‌هایی که فقط نام علمی دارند، استفاده می‌شود. هنوز هم متخصصین حوزه اعتیاد در دنیا در طول فرایند درمان اعتیاد، به تنها چیزی که توجهی ندارند، مسئله از کار افتادن سیستم تولید کننده مواد شبه افیونی در اثر مصرف مواد و چگونگی راه اندازی آن است. در حالی که این موضوع مهم‌ترین پارامتر در درمان اعتیاد به هر نوع ماده مخدر است.

این موضوع را با ایمان و جرئت تمام می‌گوییم که بنیان کنگره 60 و مبتکر روش درمان تدریجی اعتیاد (DST) یعنی آقای مهندس حسین دژاکام برای اولین بار در طول تاریخ بشر، پی به نقش حیاتی این سیستم در چگونگی اعتیاد و درمان آن بردند و برای اولین بار در دنیا (1376-1997) اعلام کردند که مهم‌ترین تخریب براثر مصرف مواد مخدر در قسمت جسم و فیزیولوژی، از کار افتادن سیستم تولید کننده مخدرهای طبیعی است و بر همین اساس صورت مسئله اعتیاد و مثلث درمان اعتیاد را ترسیم نمودند.

ایشان در ادامه با تأسیس کنگره 60، پروتکل درمان اعتیاد با متد DST را تنظیم و به جهانیان عرضه نمودند. به عقیده ما این رویداد یک کشف علمی بزرگ است. هر چند هنوز کسی متوجه اهمیت و بزرگی این کشف نشده است، اما مطمئن هستیم که در آینده طور دیگری به این رخداد توجه خواهد شد زیرا اثر حکم، همیشه در حال حیات قاضی به واقعیت بزرگ جلوه نمی‌نماید.

 

بر اساس این پروتکل و همین طور صورت مسئله اعتیاد، سؤال مهمی با این مضمون مطرح می‌شود.

امروزه در همه جای دنیا صحبت از این است که اعتیاد بیماری است. بسیار خوب. حالا بگویید که این بیماری در انسان چه تخریب‌هایی به وجود می‌آورد و یا خیلی ساده بگوییم که این بیماری با بیمار چه کرده است؟ کجا را خراب کرده است؟ بخش‌های آسیب دیده چه هستند؟ برای درمان آن‌ها چه باید کرد؟ و چقدر زمان می‌خواهد؟

 

متأسفانه تاکنون کسی جواب درستی به این سؤالات نداده است؛ اما کنگره 60 و پروتکل (DST) کاملاً شفاف و بدون ابهام و به‌صورت جامع به این سؤالات پاسخ می‌دهد.

 

صورت مسئله اعتیاد می‌گوید که مصرف مواد مخدر و در ادامه بیماری اعتیاد، سه بخش از شهر وجودی انسان را دچار آسیب و تخریب می‌نماید و از تعادل خارج می‌کند. این بخش‌ها عبارت‌اند از جسم، روان و جهان‌بینی و بر همین اساس مثلث درمان اعتیاد با سه ضلع با عناوین فوق ترسیم شده است.

سؤال بعد: در قسمت جسم به دلیل اعتیاد و مصرف مواد مخدر، چه آسیبی به وجود آمده است؟ کجای جسم آسیب دیده است؟

 

جواب: سیستم تولید کننده مخدرهای طبیعی و درون‌زاد از کار افتاده است و مخدرهای بیرونی مثل هرویین، تریاک، شیشه، حشیش، شیره، ترامادول، متادون و غیره جایگزین آن شده است و اگر شخص مواد مصرف نکند یعنی از بیرون مواد افیونی وارد نشود، شخص خمار می‌شود.

سؤال بعد: در قسمت روان چه اتفاقی افتاده؟

جواب: روان یا مجموعه صور پنهان، از آنجایی که وضعیت آن تابعی از وضعیت جسم و جهان‌بینی ماست، در بیماری اعتیاد به دلیل از تعادل خارج شدن ساختارهای جسم بر اثر مصرف مواد و از کار افتادن سیستم ایکس و از سوی دیگر به دلیل از تعادل خارج شدن تفکرات و جهان‌بینی به خاطر وابستگی به مواد، روان نیز در این میان از تعادل خارج می‌شود که ریشه اصلی آن در عدم تعادل جسم است.

سؤال بعد: در قسمت جهان‌بینی چه اتفاقی افتاده است؟

 

جواب: در قسمت جهان‌بینی یا تفکرات و بینش فرد، به دلیل وابستگی شدید به مصرف مواد مخدر و تصورات و افکاری که به دلیل این وابستگی و همین‌طور تخریب‌های وارد شده در قسمت جسم و عدم تعادل در قسمت روان، جهان بینی یا نگرش فرد به زندگی نیز کاملاً دستخوش تغییر و دگرگونی می‌شود و از حالت تعادل طبیعی خارج می‌شود که ما اصطلاحاً به آن جهان‌بینی افیونی و معتاد گونه می‌گوییم. خیلی ساده یعنی اینکه همه چیز را از زاویه نشئگی و خماری نگاه می‌کند.

سؤال بعدی: حالا چه باید کرد؟ درست کردن این‌ها و یا به عبارتی، درمان اعتیاد چقدر زمان می‌خواهد؟

 

جواب: اینکه چه باید کرد سؤالی است که بایستی با مطالعه کتاب عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر و جزوات و مقالات علمی کنگره 60 پاسخ آن را بیابید و اما زمان آن حداقل 10 ماه است تا سیستم تولید کننده مخدرهای طبیعی یا درونی یا ایکس راه اندازی شود و مثلث درمان اعتیاد یعنی جسم، روان و جهان‌بینی در کنار یکدیگر و به کمک یکدیگر به تعادل برسند.

 

سؤال: این مخدرهای طبیعی بدن که می‌گویید در کجای بدن تولید و یا ترشح می‌شوند؟ آیا جای خاصی یا غده خاصی وجود دارد؟

جواب: خیر جای خاصی و یا غده خاصی وجود ندارد و این که بگوییم در بدن غده خاصی وجود دارد که این مواد را تولید می‌کند نمی‌تواند کاملاً درست باشد.

برای اینکه به سؤال شما جواب بدهیم ابتدا بایستی کمی سیستم عصبی انسان را بشناسیم، البته من پزشک نیستم و چیز زیادی در این مورد نمی‌دانم اما چیزهایی را که یاد گرفتم می‌گویم.

 

به‌طور کلی دستگاه عصبی انسان را به دو بخش تقسیم می‌کنند. اعصاب مرکزی و اعصاب محیطی، اعصاب مرکزی با CNS شامل مغز و نخاع است. مراکز فرماندهی و کانال‌های مهم ارتباطی جسم انسان در این بخش متمرکز است.

از آنجایی که این بخش‌ها یعنی مغز و نخاع اگر آسیب ببینند دیگر ترمیم و بازسازی نمی‌شوند، بنابراین شدیداً از آن‌ها محافظت می‌شود، مغز در محفظه استخوانی بسیار محکمی تحت عنوان جمجمه محافظت می‌شود، نخاع نیز در کانالی که از وسط ستون فقرات عبور می‌کند نگهداری و محافظت می‌شود، این محافظت شدید از نخاع برای این است که آسیب نبیند، زیرا خدای نکرده اگر آسیب ببیند انسان فلج می‌شود و ترمیم هم نمی‌شود.

 

اعصاب محیطی به تمامی رشته‌های عصبی گفته می‌شود که از نخاع جدا می‌شوند و تمامی بدن را در بر می‌گیرند و در همه جا هستند و کار آن‌ها انتقال پیام‌ها از مغز و نخاع به تمام اعضای بدن و همین‌طور برگشت پیام‌ها از اعضا به نخاع و مغز

این رشته‌های عصبی از سلول‌هایی تشکیل شده‌اند که به آن‌ها نورون گفته می‌شود. نورون‌ها تشکیل دهنده و به و جود آورنده رشته‌های عصبی هستند. این نورون‌ها برای اینکه یکدیگر را خبر کنند و یا پیامی را به نورون کناری برسانند، فکر می‌کنید چه‌کاری می‌کنند؟

این سؤال مهمی است که آن‌ها با توجه به این که از هم جدا هستند چگونه به یکدیگر پیام می‌دهند و یکدیگر را خبر می‌کنند. آن‌ها برای این کار یک سری مواد شیمایی از خود ترشح می‌کنند که این مواد در فضای بین سیناپسی یا همان فاصله بین نورون‌ها حرکت می‌کنند و از نورونی به نورون دیگر می‌رسند. نورون بعدی این مواد را جذب می‌کند و در واقع پیام را در یافت می‌کند. به این مواد در اصطلاح پزشکی نوروترانسمیتر یا ناقل عصبی یا واسطه شیمایی گفته می‌شود. اگر به مفهوم واژه انگلیسی نوروترانسمیتر neurotransmitters دقت کنید کاملاً متوجه می‌شوید که از دو واژه نورون و ترانسمیتر به معنی حامل عصبی تشکیل شده است.

 

و اما سؤال مهمی که می‌خواستیم پاسخ دهیم، پاسخش دقیقاً اینجاست، مخدرهای طبیعی یا درونی که این‌قدر از آن‌ها صحبت می‌شود، همین نوروترانسمیتر ها یا مواد شیمیایی هستند که در بین نورون‌ها یا فضای بین سیناپسی حرکت می‌کنند و پیام‌ها را از نورونی به نورون دیگر منتقل می‌کنند، بنابراین، این مواد در تمام بخش‌های بدن وجود دارند و ترشح می‌شوند و نمی‌توانیم بگوییم که غده یا غدد خاصی وجود دارند که این مواد را تولید می‌کنند، هر چند در بسیاری از غدد نیز ممکن است تولید شوند اما مرکزیت آن در دستگاه عصبی است؛ بنابراین مخدرهای طبیعی یا مواد شبه افیونی در دستگاه عصبی و در دستگاه هورمونی تولید و ترشح می‌شوند.

 

 شکل سلول عصبی یا نورون شبیه یک درخت است، به شاخ و برگ‌های آن دندریت و به تنه آن آکسون می‌گویند، جایی که دندیرت ها از آنجا منشعب می‌شوند را جسم سلولی می‌گویند.

 

محلی که دندریت‌ها یا شاخ و برگ‌های نورون‌ها به هم کمترین فاصله را دارند، سیناپس می‌گویند. مواد شبه افیونی از انتهای آکسون یک نورون ترشح می‌شوند و توسط دندریت‌های نورون دیگر دریافت می‌شوند. انتقال پیام از یک نورون به نورون دیگر همین طور ادامه می‌یابد تا به مغز برسد و یا از مغز به اعضای بدن برسد.

جالب است بدانید که فعل و انفعالاتی که در نورون‌ها با دریافت پیام‌های شیمایی روی می‌دهد، الکتریکی است و به‌طور کلی گفته می‌شود که انتقال پیام‌ها در دستگاه عصبی فرایندی الکتروشیمیایی است.

 

بعضی از مخدرهای طبیعی مثل ضد دردهای قوی چون دینورفین و همین‌طور انکفالین ها و اندورفین‌ها سرعت انتقال پیام‌ها را در دستگاه عصبی کاهش می‌دهند و به همین دلیل به آن‌ها واسطه‌های مهاری می‌گویند، مثلاً اگر بخشی از بدن ما دچار درد شود، میزان درد واقعی به مغز نمی‌رسد زیرا قابل تحمل نیست، اما مواد ضد درد با کاهش سیگنال‌های درد و کاهش سرعت پیام اجازه نمی‌دهند که پیام درد به آن شکل به مغز برسد، در واقع کمی از آن به مغز می‌رسد و ما کمی از آن را احساس می‌کنیم.

 

بعضی دیگر از مخدرهای طبیعی سرعت انتقال پیام‌ها را در دستگاه عصبی افزایش می‌دهند. مواد مخدر نیز حسب شباهتی که به مواد شبه افیونی یا مخدرهای طبیعی بدن دارند به همین شکل عمل می‌کنند.

 

موضوع مهم دیگری که در مبحث سیستم ایکس مطرح می‌شود، این است که دامنه تأثیرات و نقش حیاتی این مواد در فیزیولوژی و تعادل ما بسیار بیشتر و فراتر از آن چیزی است که ما تصور می‌کنیم.

حقیقاتا نمی‌توان بخشی از عملکرد جسمی یا روانی و جهان بینی ما را نام برد که تحت تأثیر عملکرد این مواد نباشد. گوارش ما، شادی و ناراحتی ما، آرامش ما، اضطراب ما، هیجان، شادی و غم و اندوه ما، امید و ناامیدی ما، افسردگی و سرزندگی ما، تفکرات منفی و مثبت ما، خوش بینی و بدبینی ما، حالت چشم و موهای ما، رنگ چهره و پوست ما، پرخوابی و بی‌خوابی ما، مسائل زناشویی ما در انزال سریع و یا دیر، عشق و محبت ما، دوست داشتن و نفرت ما، صحبت کردن ما، روان صحبت کردن و یا بعضی وقت‌ها لکنت زبان ما، کم رویی و پررویی ما، فهم سریع و یا کند ما، هوشیاری و یا کند ذهنی ما، همه و همه تحت تأثیر این مواد قرار دارند.

 

حقیقاتا باور کردنی نیست، برای همین است که کنگره 60 که خود پیشگام و جلودار علم نورولوژی درمان اعتیاد می‌باشد در بیان و معرفی این سیستم از واژه X استفاده می‌نماید، متخصصین این رشته، یعنی نورولوژی و همین طور متخصصان درمان اعتیاد هنوز چشم و گوششان به روی اثرات شگفت انگیز این مواد بسته است و آن طور که باید باز نشده است و نمی‌دانند که در درمان اعتیاد، مهم‌ترین مسئله همین است. درمان اعتیاد هرگز اتفاق نمی‌افتد و مصرف کننده مواد مخدر هرگز به رهایی حقیقی نمی‌رسد، مگر این سیستم به‌طور کامل راه اندازی شود، متخصصان اعتیاد در دنیا هنوز نمی‌دانند که قطع ناگهانی مصرف مواد مخدر بدون جایگزین مناسب چنان ضربه‌ای به عملکرد این سیستم وارد می‌نماید که شخص تا ابدالدهر از عدم تعادل تمامی بخش‌های شهر وجودی خود رنج می‌برد. ما در کنگره 60 به تجربه دانستیم که بهترین دارویی که شرایط مناسب را جهت راه اندازی کامل این سیستم در بیماری اعتیاد فراهم می‌نماید، ا اپیوم یا اپیوم تینکچر Opium & Opium tincture با علامت اختصاری OT است.

 

بعد از درمان اعتیاد، فیزیولوژی سالم، یا به عبارتی جسم سالم همراه با ورزش و تفکرات سالم در عملکرد مطلوب سیستم تولید کننده مواد شبه افیونی نقش بسیار بسزایی دارند؛ به عبارت دیگر عملکرد سیستم ایکس تابع دو پارامتر یا عامل باسیم یا بی‌سیم است. باسیم، منظور سیستم تولید کننده مخدرهای طبیعی در دستگاه عصبی و هورمونی است که با سلامت جسمی، تغذیه، خواب و ورزش مناسب به حداکثر کارایی می‌رسد. منظور از عامل بی‌سیم نیز تفکرات و اندیشه ماست به این صورت که افکار مثبت و عملکرد مثبت ما و دوری از ضد ارزش‌ها چه در فکر و چه در عمل، باعث تقویت این سیستم می‌شود و بالعکس افکار و اعمال منفی و ضد ارزش باعث تضعیف این سیستم می‌شود.

در متد درمانی کنگره 60 DST، افرادی که تحت درمان اعتیاد قرار می‌گیرند با پایان سفر اول و ورود به سفر دوم، سیستم ایکس یا تولید کننده مخدرهای طبیعی بدن آن‌ها در سلامت کامل و با حداکثر کارایی خواهد بود.

نویسنده: دیده‌بان تحقیقات کنگره 60 مسافر علی خدامی                                               مسافرجمال

 


برچسب‌ها: درمان اعتیاد, کنگره 60, محبت, دستور جلسات هفتگی
ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ جمعه چهاردهم شهریور 1393 توسط مسافر جمال

دل‌هایی که روی کلمه تقوا و محبت نوشته‌شده به هرجایی که بخواهند پرواز می‌کنند و کائنات در مقابل آن‌ها سر تعظیم فرود می‌آورند

اینجا کنگره 60 است مکانی امن و آرام برای درمان اعتیاد که تمامی خدمت‌گزاران و گردانندگان آن نیز کسانی هستند از جنس خود افراد آن همان کسانی که زمانی خود مصرف‌کننده بودند.داستان عجیبی است داستان دلدادگی همه عزیزانی که روزگاری در سرزمین برهوت  سرگردان بودند همانانی که حال جامه سفید بر تن و نشان عشق بر گردن دارند

خدایا چه شده! چه معجزه‌ای رخ داده که اکنون این افراد در کمال آرامش و تعادل و احترام و در نهایت نظم و برنامه‌ریزی در قالب‌های اداره‌کننده کنگره 60 جای می‌گیرند و به بهترین شکل ممکن خدمت می‌کنند آن هم به دور از کوچک‌ترین بی‌نظمی.به شعبه خودمان (رباط کریم ) که نگاه می‌کنم همه چیز خوب، آرام، و سر جای خودش قرار دارد. تا به حال در هیچ مکانی جز اینجا آرامش را به معنای واقعی تجربه نکرده بودم.

همه می‌دانیم اداره یک مکان کوچک مثل خانه و خانواده هم سختی‌های خاص خودش را دارد چه برسد به اداره مکانی که روزانه 100 الی 400 نفر در آن رفت‌وآمد می‌کنند، مشاوره می‌شوند، درمان می‌شوند، آموزش می‌بینند و...

اما چه کسانی این مکان را به زیبایی و درستی اداره و مدیریت می‌کنند تا ما بتوانیم در آن به راحتی درمان شویم و آموزش ببینیم ؟

آری گردانندگان آن کسانی هستند که روزگاری خود در قعر تاریکی اعتیاد بوده‌اند و این کوچک‌ترین معجزه کنگره 60 است!

تمامی نظم و برنامه‌ریزی‌ها و قوانین کنگره توسط خود افراد کنگره صورت می‌گیرد و این حقیقت بزرگ:صفت گذشته در انسان صادق نیست چون جاریست

امروز با وجود کنگره و آموزش‌ها و روش درمان آن افراد زیادی توانسته‌اند با کوله باری از دانسته‌ها و تجربه‌ها روی پای خود بایستند و استعدادهای خود را شکوفا سازند استعدادهایی که روزی خود گمان می‌کردند به تاراج رفته و برگشتی ندارد اما حال این توانایی‌ها برگشته و ما به عینه این افراد را در کنگره می‌بینیم که ایجنت و مرزبان هر شعبه در کنگره 60 نیز از این دسته هستند.

مرزبان‌ها در هر شعبه ستون و حافظ نظم و انضباط  آنجا هستند تا کنگره از چارچوب خود خارج نشده و دچار بی‌نظمی و انحراف نشود آن‌ها قدرت اجرایی نمایندگی‌ها می‌باشند که این برنامه‌های اجرایی شامل قوانین – برنامه‌ها- حرمت‌ها - نظم و انضباط  و... می‌باشد.

افرادی که مرزبان می‌شوند یک سال از رهایی آن‌ها می‌گذرد و به صورت مرتب در کنگره حضور دارند و سابقه فعالیت و خدمت در کنگره را نیز دارند این افراد به وسیله انتخابات و توسط افراد کنگره انتخاب می‌شوند.

افرادی که مرزبان می‌شوند با وجود فعالیت‌هایی که دارند اما به بعضی قوانین آشنایی ندارند و نیازمند به فردی هستند تا قوانین را به آن‌ها بگوید و همین طور نظارت بر عملکرد مرزبان و اجرای کامل و صحیح قوانین کنگره بر عهده شخص دیگری می‌باشد که ایجنت نام دارد گروه مرزبانی هم مثل لژیون‌ها که نیاز به راهنما دارند به راهنما جهت پیشبرد اهداف کنگره نیازمند است و راهنمای مرزبانان نیز همان ایجنت می‌باشد. شخص مرزبان برای انجام امور و کارهای خود باید از ایجنت کمک گرفته و مسائل را با او مطرح نماید

در واقع ایجنت یعنی ناظر و یک نوع مدیریتی است که نبود آن می‌تواند مشکلاتی را ایجاد کندیک مرزبان و ایجنت از ته قلب و با تمام توان وقت و انرژی خود را صرف خدمت به کنگره می‌کنند.

می‌دانی چرا؟؟

زیرا آن‌ها در جریان بیماری اعتیاد و قرار گرفتن در خط سبز کنگره معنی واقعی محبت را پیداکرده‌اند آن را لمس کرده و طعم حقیقی خدمت و عشق ورزیدن به دیگران را چشیده‌اند.

انسان‌ها در هر جایگاهی در جامعه قرار می‌گیرند در قبال  خدمتی که انجام می‌دهند پول دریافت می‌کنند اما در کنگره افرادی که خدمت می‌کنند در قبال آن انرژی مثبت دریافت می‌کنند چون در قبال خدمت از پول و مادیات از ته دل گذشته‌اند و در نتیجه به عشق و محبت، آرامش دست می‌یابند.

راز موفقیت تک‌تک نمایندگی‌های کنگره 60 خدمت صادقانه ایجنت و مرزبانانی است که بدون چشم‌داشت مادی در خدمت گذاری از هم برای بقاء اهداف کنگره سبقت می‌گیرند و در نهایت این عزیزان حتی کارهای کوچکشان را با عشق‌های بزرگ انجام می‌دهند و همین است رمز عشق و محبت در کنگره زیرا با مهر به یکدیگر گره می‌خورند.

ما نیز در کنگره آموخته‌ایم که باید از افرادی که به صورت داوطلبانه خدمت می‌کنند قدردانی کنیم که این قدردانی‌ها در روزهای خاصی انجام می‌شود مثل روز راهنما، روز همسفر...و امروزایجنت و مرزبانو این قدردانی می‌تواند با پاکت پول، با نوشته یا یک پیام کوتاه باشد ولی حتماً باید تشکر و قدردانی انجام شودو این هفته نیز وظیفه ما قدردانی و احترام به جایگاه ایجنت و مرزبانی نمایندگی خود می‌باشد.

 

با تشکر از زحمات همه این عزیزان


برچسب‌ها: درمان اعتیاد, کنگره 60, محبت, دستور جلسات هفتگی
ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ شنبه هشتم شهریور 1393 توسط مسافر حسین

به گزارش روابط عمومي ستاد مبارزه با مواد مخدر؛ حسن موسوي چلك در اين رابطه گفت: يكي از نيازهاي ضروري مردم در هر جامعه‌اي آشنايي با منابع اجتماعي آن جامعه است، طبيعتاً كشور ما از اين امر مستثني نيست و مردم نياز دارند با منابع اجتماعي كشورشان آشنا شوند.

وي در ادامه، تسهيل در دسترسي به مراكز مجاز فعاليت در حوزه مبارزه با مواد مخدر را يكي از نيازهاي مردم در اين حوزه برشمرد و افزود: براي اينكه مردم به مراكز مجاز دسترسي داشته باشند لازمه‌اش اين بود كه ستاد مبارزه با مواد مخدر با همكاري دستگاه‌هاي مختلف مشخصات مراكزي را كه دسترسي‌اش براي مردم راحت باشد، فراهم كند، به همين منظور بانك اطلاعات سازمان‌هاي غير دولتي در دستور كار اين دفتر قرار گرفت.

مديركل دفتر توسعه مشاركت‌هاي مردمي ستاد با بيان اينكه ستاد سامانه‌اي به نام سامانه ملي اطلاعات مبارزه با مواد مخدر دارد كه حاوي كليه اطلاعات حوزه‌هاي مبارزه اعم از مقابله، درمان، پيشگيري، مشاركت‌هاي مردمي و... است، تصريح كرد: بانك اطلاعات سازمان‌هاي غير دولتي يكي از موضوعات اين سامانه است و چند بخش دارد، يك بخش آن ليست مراكز مجاز است كه در راستاي آن، مكاتبه‌اي با استان‌ها انجام شد تا آنها كليه مراكز مجاز خود را اعلام كنند. تاكنون اطلاعات و مشخصات مراكز مجاز 13 استان از جمله تهران شرق، اصفهان، اصفهان خراسان جنوبي، كرمانشاه، بوشهر، سمنان، سيستان و بلوچستان، قم، قزوين، كردستان، آذربايجان شرقي، زنجان و گلستان در اين بانك وارد شده است.

موسوي‌چلك اظهار اميدواري كرد: تلاش داريم تا پايان سال، اطلاعات كليه مراكز مجاز فعال در حوزه‌هاي پيشگيري، درمان و كاهش آسيب عرصه مبارزه با مواد مخدر به اين بانك وارد شود.

وي افزود: پس از وارد شدن مشخصات كليه مراكز استان‌هاي كشور، طبق توافقي كه در آخرين جلسه ستاد صورت گرفت كليه دستگاه‌ها موظفند هنگام صدور مجوز، پروانه فعاليت را براي دبيرخانه شورا ارسال كنند، اين امر باعث مي‌شود براي هر مركزي كه پروانه تمديد يا صادر مي‌شود، ما نيز در جريان باشيم و بلافاصله از طريق استان‌ها، مراكز را به روز كنيم. اين بانك اطلاعاتي كمك مي‌كند مردم با مراكز مجاز در استان خود آشنا شوند.

اين مقام مسئول در ستاد بيان كرد: بخش دوم بانك شامل اسناد، قوانين، مقررات، آيين‌نامه‌ها و دستورالعمل‌هاي مرتبط با سازمان‌هاي غير دولتي در حوزه مبارزه با مواد مخدر است تا مردم، كارشناسان و افراد ذي‌ربط بتوانند از اين طريق به اطلاعات دسترسي داشته باشند.

موسوي افزود: بخش سوم بانك شامل معرفي اجمالي از برنامه‌ها و فعاليت‌هاي مراكز براي آشنايي بيشتر مردم است و بخش آخر نيز معرفي منابع علمي و اطلاعات علمي در ارتباط با مشاركت‌هاي اجتماعي و سازمان‌هاي غير دولتي مي‌باشد.

وي گفت: تلاش داريم تا پايان سال‌جاري همه مراكز مجاز استان‌ها را به اين سامانه وارد كنيم، بدون شك داشتن اين اطلاعات و در دسترس بودن براي كارشناسان، مسئولين و مردم مي‌تواند مفيد باشد تا آنان از ظرفيت‌هاي غير دولتي بر حسب نياز به بهترين شكل ممكن استفاده كنند.

 

منبع خبر:  روابط عمومي ستاد مبارزه با مواد مخدر93.06.02

 

 گزارشگر خبرگزاری اعتیاد: مسافر حسین گورنگی


برچسب‌ها: درمان اعتیاد, کنگره 60, محبت
ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ دوشنبه سوم شهریور 1393 توسط مسافر حسین
در کنگره 60 ، 52 جلسه در سال تشکیل می شود، این دستور جلسات کاربردی است، می توانیم از آنها استفاده نماییم . ممکن است کلید سختی ها و مشکلات ما باشند، این هفته دستور جلسه قضاوت و جهالت می باشد.


شاید برای بعضی از مسافران و همسفران برایشان سوال باشد یعنی چه؟ چه ربطی به درمان اعتیاد دارد؟ زمانی که جلسه شروع می شود، 14 ثانیه سکوت برقرار می شود که از جهل و نادانی خود به خداوند پناه ببریم زیرا همین جهالت باعث شده که افرادی مواد مخدر استفاده کنند، حال خواسته یا ناخواسته فرقی نمی کند اما زمانی که وارد کنگره 60 میشوند و شروع به سفر می کنند و در لژیون قرار می گیرند، اگر طبق قوانین و گفته های راهنما عمل نمایند و در مورد هم لژیونی ها و دیگر افراد کنگره قضاوت نکنند قطعا سفر خوبی خواهند داشت.
 

زمانی که در مورد دیگران قضاوت می کنیم باعث می شود انرژیمان از بین برود، انرژی که باید صرف کارهای خودمان از جمله درمان و آموزش شود، قضاوت کردن در مورد انسان ها در ما تخریب ایجاد میکند و آرامش و آسایش ما سلب می شود. انسان همیشه بر سر دوراهی قرار می گیرد و با اختیار خود راه خویش را انتخاب می کند و در هر جایگاه و مقامی دائما در حال قضاوت می باشد، برای مثال: چرا باید این لباس را بپوشی، چقدر چاق شدی، چرا اینجوری راه می روی و ... مثلی معروف در مورد قضاوت وجود دارد: اگر می خواهی درباره راه رفتن کسی قضاوت کنی کمی با کفش های او راه برو.
 

کسانی که دائما در مورد دیگران قضاوت می کنند در زندگی شخصی هدف و برنامه مشخصی ندارند، حتی قضاوت کردن در مورد فرزندان و همسر باید در حدی باشد که وارد حریم خصوصی آنها نشویم.


قضاوت رابطه مستقیمی با جهالت دارد . قضاوت به معنای حکم کردن و جهالت به معنای ندانستن است . قضاوت کردن بسیار دشوار است و هر کسی نمی تواند قضاوت نماید. کسی می تواند قضاوت کند و حکم صادر نماید که علم و دانش آن را دارد و درس قضاوت را خوانده باشد و مراحلی را پشت سر گذاشته باشد.
 

هر چه سطح دانایی بالا باشد ، قضاوت راجع به دیگران پایین تر است، انسان جاهل بیشتر در مورد دیگران قضاوت میکند و در هر کاری دخالت می نماید.
 

در جهان بینی، مثلث جهالت مقابل مثلث دانایی قرار دارد، مثلث جهالت از سه ضلع تشکیل شده است: ترس، منیت، ناامیدی.
 

کسی که در مورد دیگران قضاوت میکند امکان دارد از ترس، منیت و حتی ناامیدی باشد، گاهی با قضاوت کردن می خواهیم از خود فرار کنیم، نباید در مورد کسی قضاوت کنیم زیرا نمی دانیم زندگی آنها چگونه است و چه بر آنان می گذرد و در چه شرایطی هستند.


ما ظاهر امر را می بینیم و از باطن بی خبریم، بیشتر قضاوت ها در ظاهر است زیرا هر چه چشممان ببیند سریع مورد قضاوت قرار می دهیم، برای لحظه ای تفکر نمی کنیم که شاید اینگونه نباشد که ما می بینیم.
 

جهل در قران کریم 24 بار به کار رفته است، جهل دو بعد دارد، یک مرتبه جهل در برابر علم و در مرتبه بعدی جهل در برابر عقل، یعنی شخص خودش را به جهالت بزند و به علم خود عمل نکند.
 

قضاوت نکنیم تا مورد قضاوت دیگران قرار نگیریم.


برچسب‌ها: درمان اعتیاد, کنگره 60, محبت, دستور جلسات هفتگی
ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ شنبه یکم شهریور 1393 توسط مسافر حسین

 

نگفتم هماهنگ شده...

 

تاتصویر بدنیا آمدن یک کودک نوزاد معتاد در حاشیه اتوبان در تهران...


برچسب‌ها: درمان اعتیاد, کنگره 60, محبت, دستور جلسات هفتگی
ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ شنبه بیست و پنجم مرداد 1393 توسط مسافر حسین

بر اساس پروتکل درمان اعتیاد در کنگره 60 (DST) برای رهایی کامل از اعتیاد و قطع تمامی بندها و پیوندهای اعتیاد با شهر وجودی انسان، بایستی سه ضلع مثلث درمان اعتیاد، یعنی جسم، روان و جهان بینی به‌موازات یکدیگر و با پشتیبانی یکدیگر به تعادل و سلامتی برسند.

معمولاً هر یک از دستور جلسات سالانه کنگره 60 به یکی از این اضلاع مربوط می‌شود. فرود دستور جلسه این هفته بر روی ضلع جهان بینی درمان اعتیاد است و اگر این فرود درست باشد و پیام این دستور جلسه یعنی وادی سیزدهم را با گوش جان بشنویم، تغییر شگرفی در دیدگاه و جهان بینی ما به وجود می‌آید و بسیاری از پیوندها و مسائلی که تارهای وجودی ما را به نادرستی به هم وصل نموده است، گسسته خواهد شد.

وادی سیزدهم می‌گوید: پایان هر نقطه سرآغاز خط دیگری است.

ممکن است در تفکرات و دیدگاه‌های ما این گونه جا افتاده باشد که بسیاری از مسائل زندگی ما و موضوعات و اهدافی که برای رسیدن و دستیابی به آن‌ها تلاش می‌کنیم، روزی به پایان خواهد رسید و.از آنجایی که تصویری از وقایع بعد از این پایان نداریم، بنابراین نقطه پایان را به‌عنوان پایان قطعی و تمام شدن می‌انگاریم و قدر مسلم چنین برداشتی می‌تواند در حس و تفکر ما ایجاد ناامیدی و یاس و یا سهل انگاری نماید. اگر بخواهیم برای این موضوع مثال بیاوریم می‌توانیم به تکیه کلامی که در فرهنگ عامیانه خیلی از آن استفاده می‌شود، اشاره نماییم. آن تکیه کلام این است. «خوب بعدش چی» حتماً این جمله را زیاد شنیده‌ایم. مثلاً شخصی در حال طی کردن تحصیلات مقطع متوسطه است، ممکن است او تصور کند که نتواند وارد دانشگاه شود و پایان دوره متوسطه برای او پایان دوره تحصیلات باشد و به همین دلیل نسبت به ادامه موفقیت آمیز تحصیلش ناامید شود و بگوید درس بخوانم که چه شود، بعدش چی، در بعد وسیع‌تر اگر بخواهیم مثال بیاوریم می‌توانیم به بعضی دیدگاه‌ها در خصوص زندگی اشاره کنیم و مثال بیاوریم بعضی‌ها اعتقادی دارند به آخرت و زندگی پس از مرگ ندارند و پایان زندگی را پایان همه چیز می‌دانند و همین مسئله باعث می‌شود مسیر زندگی را به‌درستی طی ننمایند. خیلی‌ها در موارد و رویدادهای جزئی زندگی نیز با پایان هر دوره یا وضعیتی دچار ناامیدی و یاس می‌شوند. اگر مسئولیتی در جایی داشته‌اند با پایان دوره مسئولیت ممکن است فکر کنند که همه چیز تمام شده است.

وادی سیزدهم نکته بسیار مهمی را مطرح می‌کند که دقیقاً احساسات و تفکرات از این دست را کاملاً از بین می‌برد و به ما می‌آموزد که پایان هر نقطه سرآغاز خط دیگری است، اگر دوره‌ای تمام می‌شود، دوره‌ای دیگر آغاز می‌شود، اگر روزی به پایان می‌رسد روز دیگری آغاز می‌شود، اگر دوره تحصیلات به پایان می‌رسد دوره دیگری می‌تواند آغاز شود، اگر زندگی به پایان می‌رسد، به شکل دیگری آغاز می‌شود، هر پایانی به‌منزله آغاز دیگری است و اگر پایانی در کار نباشد آغازی نیز نخواهد بود، بنابراین از پایان نباید دل‌تنگ و یا ناامید باشیم، بلکه بایستی آماده آغازی دیگر باشیم.

نکته ظریف و بسیار مهمی که در این آغاز و پایان‌ها مطرح می‌شود این است که چگونه مراحل، دوره‌ها و مقاطع را به پایان می‌رسانیم، زیرا این چگونگی و یا کیفیت پایان در کیفیت آغاز نقش بسیار مهمی دارد، خیلی ساده اگر بخواهیم اشاره کنیم باید بگوییم که خط به خط داستان زندگی‌مان را خودمان می‌نویسم اگر خطی را خوب بنویسیم و به پایان ببریم، خط بعدی را نیز خوب شروع خواهیم کرد.

این مسئله تماماً ً در اختیار ماست که خط بعدی را چگونه بنویسیم از هم اکنون تعیین می‌کنیم که خطوط بعدی زندگی ما چگونه باشد، آیا سرشار از شادی‌ها و موفقیت‌ها باشد و یا آکنده از غم و اندوه و با بار منفی و شکست. اگر تا کنون داستانی مصیبت بار را برای زندگی خود نوشته‌ایم می‌توانیم از این به بعد را درست و آن‌طور که دوست داریم بنویسیم. البته اگر بخواهیم. وادی سیزدهم به ما می‌آموزد که همیشه بایستی در آماده باش کامل برای رویدادهای زندگی باشیم و بدانیم که بعد از هر پایان، آغازی دیگر است که شروع می‌شود و هیچ وقت پایانی بدون آغاز دیگر وجود ندارد، داستان زندگی ما هیچ وقت تمام نمی‌شود، همیشه جاری و ساری است و ما همیشه خواهیم بود، اما چگونه بودن و چگونه ادامه دادن، چگونه به پایان رساندن و چگونه آغاز کردن است که بسیار مهم است. اگر در صراط مستقیم باشیم و قوانین زندگی را بدانیم و به مسئولیت‌های خود واقف باشیم و کارمان را درست انجام دهیم، قدر مسلم اکثر این پایان‌ها و آغازها دل‌چسب و شیرین خواهد بود.

و اما مسئله اصلی خودمان یعنی درمان اعتیاد.

اگر دقت کنیم وادی سیزدهم جزء آخرین وادی‌هاست و بعد از وادی سیزدهم فقط یک وادی وجود دارد یعنی وادی چهاردهم، آیا تا به حال پرسیده‌ایم چرا موضوع «پایان هر نقطه سرآغاز خط دیگری است»، در سیزدهمین وادی مطرح شده است؟

اگر چهارده وادی کنگره 60 را به‌عنوان سرفصل‌های آموزشی جهت به تعادل رساندن ضلع جهان بینی درمان اعتیاد در نظر بگیریم و فرض را بر این بگیریم که در دوره سفر اول و درمان اعتیاد، شخص به‌طور نسبی با این وادی‌ها و قوانین آشنا می‌شود و همزمان مسیر درمان اعتیاد و به تعادل رسیدن جسم و روان را می‌پیماید، بنابراین در پایان دوره درمان و سفر اول به وادی سیزدهم می‌رسد. وادی سیزدهم ضمن اینکه حامل پیامی عام و بسیار مهم برای تمام امورات زندگی ماست و از جزئی‌ترین تا کلی‌ترین مسائل زندگی را در بر می‌گیرد، حامل یک پیام اختصاصی برای درمان اعتیاد نیز می‌باشد و آن این است که به فرد می‌آموزد که بداند پایان سفر اول، پایان کار نیست و پایان سفر اول به معنی آغاز سفر دوم است. هر چند کنگره 60 معتقد است که در سفر اول و با به تعادل رسیدن ساختارهای جسم، روان و جهان بینی، مصرف کننده مواد مخدر به درمان کامل می‌رسد اما برای رسیدن به تعادل بیشتر و پایه‌های مستحکم، بایستی در سفر دوم نیز همانند سفر اول با تمام توان پیش برود. نباید تصور کند که سفر اول من به پایان رسید و دیگر همه چیز تمام شده است. خیر، پایان این نقطه سرآغاز خط دیگری است و برای خوب نوشتن خط بعدی یعنی سفر دوم نیز بایستی مانند نوشتن خط اول یا همان سفر اول، کوشا و فعال بود، وادی سیزدهم با این جمله کوتاه و مختصر پیام بسیار مهم و وزینی را به ما ارائه می‌کند که می‌تواند رنگ و لعاب دیگری به زندگی ما بدهد. وادی سیزدهم ما را امیدوار به ادامه موفقیت آمیز زندگی می‌نماید و به ما می‌فهماند که آغازهای بی‌شمار در انتظار ماست. پس این سرا، سرای توقف، رکود و سکون و یاس و ناامیدی نیست، یک سفر اولی سفر اول را تمام می‌کند، شخص دیگری سفر اول را آغاز می‌کند، شخصی به درمان اعتیاد می‌رسد، شخصی دیگری خود را به‌عنوان تازه وارد معرفی می‌کند. سفر اول تمام می‌شود، سفر دوم آغاز می‌شود و بایستی کمک راهنما بشود. کمک راهنما می‌شود، باید رهجو جذب کند، رهجو می‌گیرد، بایستی رهجو به رهایی برسد. رهجویی به رهایی می‌رسد و رهجویی دیگر وارد لژیون می‌شود و این داستان همچنان ادامه دارد.

برای حسن ختام مطلب، فرازی بسیار زیبا از مطلع وادی سیزدهم نوشته آقای مهندس دژاکام را باهم می‌خوانیم.

از قلم است که گام‌های بلندش در سراسر گیتی، روان و جاری می‌شود. گویی جوی‌ها به هم می‌پیوندند تا رود یا رودهای خروشان را تشکیل دهند و آن محتوا را به همه انسان‌ها برسانند. این‌ها مجموعه‌ای هستند که اهداف و خواست‌های بشری را شکل می‌دهند و از تصویر به تصویر و از تصویر به بنای حقیقت می‌رسانند و آن بنا ساختاری است که نادانان در پی ویرانی آن بوده و هستند و دانایان در پی بنای آن، ولی همیشه پایان هر نقطه سرآغاز خط دیگری بوده و هست و خواهد بود و اکنون سرآغاز خط دیگری است که:

جویبارها روان شده‌اند و همه در یک نقطه به هم خواهند رسید و بستری پربار را تشکیل خواهند داد که به اقیانوس بزرگ منتهی خواهد شد و آنگاه با فّر ایزدی به مکان‌هایی که فرمان از آنجا می‌آید گسیل خواهند شد و دوباره شکوه سپاه را به شکل دیگری قدرت مطلق به نمایش خواهد گذاشت که فرمان آن جنگ نیست، بلکه فرمان آن دادن محبت است، به هرکس که در وجودش نور موج داشته باشد و این دیگر ابتدا و انتها ندارد، از آسمان بر خاک و از خاک بر بیکران خواهد بود.

به شما عزیزان توصیه می‌کنیم برای درک بیشتر وادی سیزدهم و اهمیت آن در مقوله درمان اعتیاد، سی دی مربوط به این وادی از سری سخنرانی‌های جناب آقای مهندس دژاکام پایه گذار و مؤسس کنگره 60 را تهیه و گوش فرا دهید.


برچسب‌ها: درمان اعتیاد, کنگره 60, محبت, دستور جلسات هفتگی
ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ شنبه بیست و پنجم مرداد 1393 توسط مسافر حسین
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه بیست و دوم مرداد 1393 توسط مسافر حسین

گرچه معتادان به مواد مخدر، همگی به نوعی قربانی محسوب می‌شوند اما در این میان هستند کسانی که ناخواسته درگیر این معضل شده و گاه مجبورند تا پایان عمر با آن دست و پنجه نرم کنند و آینده خود را در این میان تیره و تاریک ببینند؛  فرزندانی که با به ارث بردن ژن‌های اعتیاد از والدین معتاد خود، ناخواسته و بدون هیچ دخالتی درگیر دیو افیون شده‌اند، یکی از معضلات جامعه امروزی ما هستند.



به گزارش آرمان، قصه، قصه رنج، درد، تنهایی و فقر است. اگر نگوییم فقر مالی، فقر فرهنگی پدران و مادرانی که آینده فرزندانشان را به دست تباهی می‌سپارند از مهمترین دلایل وقوع این پدیده است. فکر کردن به وضعیت کودکانی که در میان نشئگی و خماری پدر و مادری كه نمی‌دانند چرا بچه‌دار می‌شوند، به دنیا آمده، رشد می‌کنند و بزرگ می‌شوند بسیار ناراحت‌کننده است. نوزادی كه دوران جنینی را شریك اعتیاد مادر شده و با همین میراث هم متولد می‌شود. نوزاد معتاد پدیده‌ای است كه بر آمارشان اضافه می‌شود.

طبق یافته‌های پزشکی زمان خروج مواد از بدن نوزاد سال‌ها به طول می‌انجامد آن هم در صورتی که، در معرض این مواد نباشد زیرا، اثرات مواد از طریق جفت به جنین وارد و در هنگام تولد آثار مسمومیت به مواد مخدر و نشانه‌های ترک آن از جمله آبریزش بینی، عطسه و خمیازه، تشنج، پرش‌های عضلانی، عدم شیر خوردن کافی، کم خونی، اسهال و استفراغ دیده می‌شود. بعد از آن نیز زمینه ساز بروز بیماری‌های گوارشی و تنفسی در نوزاد شده و باعث ایجاد اختلالات شخصیتی و روانی و احتمال انتقال بیماری‌هایی مانند هپاتیت ویروسی و ایدز می‌شود.

 آسیب های اجتماعی ناشی از والدین معتاد

علاوه بر مساله اعتیاد در نوزادان، به‌طور کلی والدین معتاد اثرات نامطلوب دیگری هم بر جامعه گذاشته و جامعه را دچار آسیب‌های اجتماعی دیگری می‌کنند چرا که، هستند والدینی كه دست به هر كاری برای گذراندن امرار معاش خود می‌زنند ؛ از فروش كودكان و وسیله‌ قرار دادن آنها برای تهیه مواد گرفته تا به خطر انداختن كودكانشان. به گفته یک کارشناس آسیب‌های اجتماعی برخی از والدین معتاد، با معتاد كردن كودكان خود، آنها را به خود وابسته می‌كنند تا در صورت نیاز به آنها مواد نرسانده تا آنها كار مورد نظر والدین خود را انجام دهند.

اعتیاد والدین همچنین، اصلی‌ترین علت بی‌سرپرستی كودكان محسوب می‌شود؛ كودكان بی‌سرپرستی كه بدون خواست و اراده خود و به دلیل مشكلات خانواده به ویژه والدین خود به وضعیت و شرایطی ناخواسته دچار شده‌اند.از سایر آسیب‌های اجتماعی یادشده که بگذریم، چیزی كه در اینجا بیشتر مدنظر است به خطر انداختن سلامت كودكان معصوم و بی‌گناهی است كه بدون اینكه طعم خوش زندگی را بچشند توسط والدین خود اسیر مواد مخدر می‌شوند و به این شكل زندگی و آینده آنها نابود می‌شود.هرچند آمار دقیقی از تعداد کودکان درگیر اعتیاد در کشور وجود ندارد و آنچه بیان می‌شود تخمین کارشناسان است اما، برخی کارشناسان معتقدند که حدود دو میلیون معتاد در کشور وجود دارد که اگر خانواده هر معتاد را ۴ نفر در نظر بگیریم و در هر خانواده دو کودک وجود داشته باشد و از میان تمام این کودکان یک سوم آنان درگیر اعتیاد باشند بیش از یک میلیون کودک در کشور با اعتیاد درگیر هستند.

 مشکلات نوزادان معتاد تمامی ندارد

 مریم ویسی‌زاده، متخصص اطفال درباره اعتیاد نوزادان می‌گوید: موضوع اعتیاد جنین و نوزاد در ایران درگیر یک دور تسلسل باطل است و تا نهادها و سازمان‌های مختلف دست به‌دست یکدیگر ندهند، این معضل برطرف نمی‌شود؛ معضلی که به‌طور حتم بر سلامت نسل آینده تاثیر زیادی خواهد داشت.

او می‌افزاید: متاسفانه مخدرهای جدید، خیلی در ظاهر فرد نمود پیدا نمی‌کند و به سختی می‌توان از چهره فرد قضاوت کرد. اعتیاد هنوز در جامعه قبحی دارد و هیچ کس به راحتی این موضوع را بیان نمی‌کند. مادرهای باردار هم معمولا دیر به اعتیادشان اعتراف می‌کنند و این موضوع در روند درمان و زایمان مشکل‌های بسیاری را به وجود می‌آورد. تنها اگر مجبور به سزارین شویم، چون مادر باید بیهوش شود و متخصص بیهوشی به او توضیح می‌دهد که اگر معتاد باشد چه مشکل‌ها و عوارضی حین جراحی به وجود می‌آید، اعتراف می‌کند. هر چند که معمولا، راست یا دروغ، می‌گویند ترک کرده‌اند یا در مرحله ترک هستند. البته حتی اگر مادر هم چیزی نگوید، از حالات بچه می‌توان متوجه شد که مادر معتاد است. این مادران به پیگیری‌های خاصی احتیاج دارند تا ما به عنوان پزشک واقعیت و سابقه قبلی آنها را بدانیم تا بتوانیم در درمان مادر و کودک موفق باشیم.

ویسی‌زاده در رابطه با ترک دادن نوزادان معتاد تصریح می‌کند: معمولا در خانه نمی‌توان نوزاد را ترک داد چرا که، هم به دارو احتیاج دارد و هم آنقدر بی قرار است که نمی‌توان او را آرام کرد. نوزاد در بیمارستان وارد فاز نشانگان ترک نوزاد می‌شود. ما با توجه به علائم نوزاد، درجه‌ای به میزان اعتیاد او می‌دهیم و درمان را آغاز می‌کنیم. تشنج، استفراغ، بی قراری و میزان تحریک پذیری از نشانه‌هایی محسوب می‌شود که توجه ویژه‌ای به آن می‌کنیم. ممکن است ترک را با مرفین آغاز کنیم. اگر تشنج داشته باشد، «فنوباربیتال» برایش تجویز می‌شود که با توجه به روند بهبودی نوزاد، دوز آن تغییر می‌کند اما، در هرحال مدت ترک نوزاد، بستگی به مقاومت بدن نوزاد و زمان و میزان مصرف مادر دارد. وضعیت کبدی بچه تاثیر زیادی در ترک دارد وقتی دوز «فنوباربیتال» را بالا می‌بریم بعضی بچه‌ها کم طاقت می‌شوند و وقتی کم می‌کنیم، خواب آلوده. بین ۱۰ تا ۱۴ روز طول می‌کشد که کودک بهبود پیدا کند. او ادامه می‌دهد: اما مشکل اینجاست که با آغاز دوران شیردهی نوزاد دوباره در معرض خطر قرار دارد؛ هر چند که ما این خطر را به مادران گوشزد می‌کنیم.

 پیشگیری از اعتیاد

یک کارشناس حوزه اعتیاد و همچنین فعال حقوق کودکان در رابطه با این آسیب اجتماعی می‌گوید: بخشی از این مساله به آگاهی دادن در سطح عموم بازمی‌گردد. به عبارت دیگر مسیر اعتیاد مهم نیست بلکه افراد معتاد اهمیت دارند به ویژه زنانی که به عنوان مادر واسط انتقال اعتیاد به فرزندانشان خواهند بود. از این رو بسیاری از زنان ممکن است از این موضوع مطلع نباشند که اعتیاد آنان چه تبعات منفی را برای کودکانشان به همراه دارد.

ثریا عزیز پناه می‌افزاید: آگاهی‌رسانی در مراکز و مکان‌های عمومی و جاهایی که می‌دانیم معتادان زیاد حضور پیدا می‌کنند، می‌تواند مثمرثمر باشد بنابراین، آموزش و آگاهی رسانی از طریق رسانه‌های جمعی و سیاست‌گذاری کلان در این حوزه از سوی دولت می‌تواند راهکار مناسبی باشد.او ادامه می‌دهد: البته در بسیاری از موارد زنان معتاد در زندگی خود با آن چنان آشفتگی مواجه هستند که ممکن است این موضوع اهمیتی برایشان نداشته یا قدرت درک این مساله را نداشته باشند. از این رو در مرحله دوم غربالگری و شناسایی و درمان این کودکان از همان بدو تولد می‌تواند در این زمینه راهگشا باشد. گرچه در هرحال بخشی از این گروه از این شمول خارج شده و درگیر تبعات این پدیده می‌شوند.

پیشگیری از اعتیاد کودکان راهی برای جلوگیری از افزایش آسیب‌های اجتماعی است. بنابر اظهارات کارشناسان، پیشگیری از اعتیاد اولین اقدامات برای نجات کودکان معتاد باید از همان دوران کودکی و قبل از ورود به دبستان آغاز شود تا نتیجه بهتری به دست آید. هر قدر از این قضیه غافل شویم در دوره‌های بعدی رشد جامعه و خانواده با چالش مواجه خواهد شد و آسیب‌های اجتماعی بیشتری جامعه را فراخواهد گرفت.


برچسب‌ها: درمان اعتیاد, کنگره 60, پیشگیری از اعتیاد, خانواده
ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ شنبه هجدهم مرداد 1393 توسط مسافر حسین
نوشته شده در تاريخ شنبه هجدهم مرداد 1393 توسط مسافر حسین

دستور جلسه این هفته :
 عدالت ، آیا همه افراد در کنگره 60 با هم برابرند ؟


به واقع ، حرکت ما در رسیدن به تعادل که مفهومی از عدالت می باشد ، از معرفت شروع می شود و از معرفت و کسب دانش و آگاهی به عمل سالم می رسیم و از نتیجه عمل سالم ، عدالت پدیدار می گردد.
موضوع عدالت ، موضوعی نیست که بتوان به راحتی در مورد آن مطلب نوشت یا سخن گفت . اگر به آرم کنگره 60 دقت کرده باشیم ، در قسمت بالای آرم ، واژه عدالت قرار دارد ، در ضلع سمت راست ، معرفت و در ضلع سمت چپ ، عمل سالم قرار گرفته است.

به واقع ، حرکت ما در رسیدن به تعادل که مفهومی از عدالت می باشد ، از معرفت شروع می شود و از معرفت و کسب دانش و آگاهی به عمل سالم می رسیم و از نتیجه عمل سالم ، عدالت پدیدار می گردد.

در موضوع اعتیاد و درمان قطعی آن ، رسیدن به عدالت درونی یکی از موضوعات بسیار مهم است و یکی از نتایج آموزش های جهان بینی می باشد . انسانی که بتواند در درون خویش و بین نیروهای درونی خود ، عدالت را برقرار کند ، قدر مسلم در زندگی بیرونی نیز می تواند انسانی عادل و متعادل باشد .
یکی از تخریبهای مهم اعتیاد و مصرف مواد مخدر در شهر وجودی انسان ، بر هم زدن نظم و تعادل نیروهای درونی است .
در واقع ، بخش اعظم نیروهای درونی صرف مصرف مواد مخدر و حالات ناشی از آن ( نشئگی و خماری ) می شود و در سایر بخش ها کمبود انرژی و نیرو به وضوح قابل تشخیص است .

در فرایند درمان اعتیاد و به تعادل رسیدن جسم ، روان و جهان بینی ، تعادل درونی تا حد زیادی برقرار می گردد و از سوی دیگر ، معرفت و کسب آگاهی و دانش درست زندگی کردن ، ما را به عمل سالم نزدیک می کند و در نتیجه به عدالت نیز قدری نزدیک می شویم .

وقتی از عدالت صحبت می شود نا خودآگاه ذهن انسان متوجه شخصیتی می شود که سنبل عدالت و محبت است و او کسی جز علی ابن ابیطالب ( ع ) نیست .
او کسی است که با عشق ، عقل و ایمان ، توانست عدالت را در درون خویش تا حد اعلای خود به وجود آورد و در نهایت ، در رفتار خود ، تا جایی در عدالت پیش رود که به عنوان سمبل عدالت شناخته  می شود .

او الگوی عدالت است ، الگوی تعریف عدالت است ، البته او کجا و ما کجا ، حتی درک عدالت او نیز سطح بسیار بالایی از علم ، اگاهی و معرفت را می طلبد که از ید قدرت فهم و درک ما خارج است .

اولین برداشتی که از عدالت در ذهن انسان خود را به نمایش می گذارد ، برابری و یکسان بودن است . اما باید گفت که مفهوم عدالت در همه جا به مفهوم برابری و یکسان بودن و عدل به السویه نیست . شاید درجایی یا جاهایی مفهوم عدالت برابری باشد ، اما در بسیاری جاها نیز این گونه نیست .

به طور کلی ، هر انسانی با توجه به سطح دانایی خود و عملکرد خود جایگاهی را برای خودش مهیا می کند . هر انسانی و به طور کلی هر موجودی جایگاهی دارد که دقیقا نتیجه عملکرد اوست .

 هر جایگاهی دارای شرایط خاص خود است ، جایگاه خوب ، جایگاه بد ، بالا ، پایین ، زشت ، زیبا ،موثر ، غیر موثر ، سفر اولی ، سفر دومی ، مصرف کننده ، کمک راهنما ، کارتن خواب ، تزریقی ، استاد دانشگاه ، پزشک ... اگر دقت کنیم می بینیم هر انسانی در یک جایگاه قرار دارد و نقش اجتماعی و پایگاه اجتماعی خاص خود را دارد  و این جایگاه و این نقش را خودش برای خودش به وجود آورده است . برخورد دیگر انسان ها نیز با هر کدام از این جایگاه ها متفاوت است .

برای مثال : برخورد ما با یک مصرف کننده که در روز چندین بار مواد تزریق می کند ، با یک استاد دانشگاه متفاوت است . آیا می توان گفت که بر اساس عدالت ، با این دو جایگاه و این دو شخصیت یک جور برخورد شود ؟ اگر این طور باشد عین بی عدالتی است .

در کنگره 60 نیز بر همین اساس ، همه با هم برابر نیستند ، تازه وارد یک جایگاه دارد ، سفر اول یک جایگاه دارد ، کمک راهنما ، راهنما ، مرزبان و دیده بان و نگهبان کنگره نیز هر کدام جایگاه های خاص خود را دارند ، البته از بعضی جهات این جایگاه ها ممکن است یکسان باشند مثل اینکه همه ما در هنگام جلسه روی یک صندلی می نشینیم و از این بابت با یکدیگر فرقی نداریم و یا اینکه همه ما مسافر هستیم و زمانی که وارد کنگره 60 می شویم تمام عناوین و القابمان را بیرون از درب کنگره می گذاریم و به عنوان یک مسافر وارد می شویم ، اما در بسیاری موارد نیز جایگاه ها با هم برابر نیستند .

در یک لژیون ، آیا سفر اولی که بسیار خوب سفر می کند و حرف راهنمایش را گوش می کند ، با سفر اولی که حرف راهنمایش را گوش نمی کند و بسیار نا منظم است ، آیا با هم برابرند ؟
آیا راهنما باید یک جور با آنها رفتار کند ؟

آیا آنهایی که خدمت می کنند با کسانی که خدمت نمی کنند برابرند؟
آیا کسانی که روی زمین فساد می کنند با کسانی که به دیگر انسان ها خدمت می کنند ، برابرند ؟
آیا کسانی که می دانند با کسانی که نمی دانند برابرند ؟
 آیا کسانی که عبد صالح هستند ، به دنبال صلح و محبت هستند ، با کسانی که به دنبال دعوا و حاشیه و دو به هم زنی و غیبت هستند ، برابرند ؟
 آیا کسی که راهنما شده و لژیون دارد ، با کسی که چندین سال است که به کنگره می آید و هنوز حتی به رهایی هم نرسیده است ، برابرند ؟
آیا کسی که مرزبان کنگره است با شخصی که کوچکترین خدمتی به کنگره 60 نمی کند با هم برابرند ؟
خیر این ها باهم برابر نیستند . هر کدام جایگاه خاص خودشان را دارند و برخوردها با این جایگاه ها بسیار متفاوت است .

اگر بگوییم که این بی عدالتی است باید بگوییم که خیر ، این ها عین عدالت است ، اگر با همه این جایگاه ها یک جور برخورد شود ، عین بی عدالتی است .

پس در کنگره 60 همه افراد با هم برابر نیستند . اگر می بینیم که برخوردها یکسان نیست ناراحت نشویم ، البته درک این موضوع و هضم این موضوع کمی سخت است ، شاید هم خیلی سخت باشد ، اما باید یاد بگیریم و بپذیریم که برخوردهایی که با ما می شود ، عین عدالت است و این نتیجه جایگاهی است که خودمان برای خودمان فراهم کرده ایم .

یک مصرف کننده مواد مخدر اگر مصرف نکند خمار می شود ، زجر می کشد ، خانواده او را بیرون می کند ، در جامعه جایی ندارد ، جایگاه او زیر پل ها  و در بیغوله هاست . این عین عدالت است ، اما اگر حرکت کند و تلاش کند و اعتیاد خود را درمان کند ، یعنی جایگاه خود را تغییر دهد ، کل برخوردها با او عوض می شود ، همه او را دوست دارند و او را تحویل می گیرند و به او احترام می گذارند ، و دیگر جایش زیر پل ها نیست . پس اگر بخواهیم می توانیم جایگاهمان را تغییر دهیم و به جایی برسیم که می خواهیم .

معمولاً جایگاه های بد و ناپسند ، جایگاه هایی هستند که در مسیر خارج از صراط مستقیم به آن ها می رسیم ، اما  در صراط مستقیم ، همه جایگاه ها مطلوب هستند ، در صراط مستقیم همه چیز وجود دارد ،   احترام ، محبت ، دوست داشتن ، امکانات مادی و معنوی و همه چیزهایی که انسان آروزی داشتن آنها را دارد  و در یک کلمه ، هر آنچه که هست ، بارش فقط رحمت است .

با احترام ؛مسافر علی خدامی


ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ پنجشنبه شانزدهم مرداد 1393 توسط مسافر حسین
بخش دوم این گفت و گو اختصاص دارد به آقای نادر سلطان محمدی.

 

آقای سلطان محمدی برای خوانندگان ما از نحوه شروع فعالیت خود در سایت بفرمایید:

ابتدا در وبلاگ آکادمی کار می‌کردم. هم کار عکاسی می‌کردم و هم مطلب می‌نوشتم. حدود یک سال قبل که آقای مهندس، شهروز عزیز را به عنوان سرپرست سایت کنگره منصوب کردند ایشان از من خواستند تا بر روی پروژه Wikipedia کار کنم و این سبب شروع فعالیت ما شد. البته به خاطر برنامه‌های بلندمدتی که کنگره در پیش دارد مقاله کنگره 60 در دانشنامه فارسی Wikipedia انشالله بعد از انتشار مقاله کنگره 60 در امریکا به سرانجام خواهد رسید.

 


برچسب‌ها: درمان اعتیاد, کنگره 60, محبت

ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ دوشنبه سیزدهم مرداد 1393 توسط مسافر حسین

تکنولوژی فن آوری اطلاعات و ارتباطات و بطورکلی فضای مجازی، خیلی زود دوران ابتدایی خود را پشت سر گذاشت و به بلوغ نسبی رسیده و جای خود را در اکثر زوایای زندگی بشری باز نموده.

امروزه بسیاری از کارها، از طریق ارتباط غیر حضوری در فضای مجازی انجام می شود و این فعالیت تا جایی پیش رفته است که شبکه های اجتماعی در فضای مجازی، جای بسیاری از ارتباطات روزمره را به خود اختصاص داده و بیش از ده ها میلیون نفر در سراسر جهان، در طول شبانه روز ساعت ها با یکدیگر به تبادل اطلاعات و اخبار ریز و درشت در زمینه های مختلف علمی، سیاسی، اجتماعی، فرهنگی، مذهبی، اقتصادی، پزشکی، ورزشی و حتی در و دل های روزمره زندگی خود می پردازند.

این اتفاق نوین هم خوب و سازنده است، چرا که ملت ها را به هم نزدیک تر کرده و در رشد خرد جمعی بشر تاثیر گذار بوده. بطوری‌که رشد علمی بشر در یکی دو دهه اخیر چندین برابر بیشتر از رشد بشر از اول حیات تاکنون بوده. از طرفی هم مخرب بوده و امروزه با وجود سارقان اینترنتی (هکرها) هیچ دولت، کشور و سازمانی، حریم کاملاً امن و مطمئنی ندارد و ترس و نگرانی سرقت اطلاعات محرمانه خود را دارند. بعضی دولت ها و سیاستمداران و صاحبان پول و قدرت در کشورهای مختلف از این فضا و ابزار نوین به جاسوسی اطلاعات از شهروندان خود و دیگر کشورها می کنند که افشاگری اخیر آقای اسنودن، از مدیران ارشد سازمان اطلاعات و امنیت آمریکا شاهدی بر چند کاره بودن این ابزار و این فضا می باشد.

فضای پزشکی و درمانی هم از این امر مستثنی نبوده و خیلی از پزشکان از طریق فضای مجازی به بیماران خود در سراسر دنیا سرویس می دهند بدون این که نیاز حضوری و فیزیکی بیمار در مطب یا کلنیک مربوطه باشد. همچنین از همین روش به تبادل اطلاعات با دیگر همکاران خود در جاهای مختلف جهان می پردازند و حتی بصورت غیر حضوری در سمینارها و کنفرانس های مختلف بین المللی یا منطقه ای شرکت می کنند و علم خود را بروز کرده و مدرک رسمی و معتبر نیز دریافت می کنند.

سایت کنگره 60 از سال 1382 خورشیدی با درایت و آینده نگری جناب مهندس دژاکام و با همکاری آقای شاملو به صورت بسیارساده و در فضایی بسیار کوچک در دفتر مرکزی کنگره 60 واقع در خیابان سهروردی تهران با امکانات محدود، در حد یک فضای چند متری و دوتا صندلی و یک میز و یک دستگاه رایانه قدیمی، پشت در ورودی دفتر بالا راه اندازی شد و بعد ها آقای علی خدامی و آقای شهروزآذر پور نیز به جمع تیم سایت کنگره 60 پیوستند.

در ابتدا بازدید سایت بسیار پایین بود، چرا که فعالیت در فضای مجازی در ایران، کاری جدید بود و کمتر کسی با این فضا آشنا بود و یا به آن دسترسی داشت. اما در ادامه با پیوستن آقایان رحمت فیضی، بابک فرنقی و مسعود باغجری به تیم سایت و حمایت های شخص آقای مهندس دژاکام فعالیت بیشر شده و بازدید هم به حدود 100 تا 150 نفر در روز می رسید (حدود سال 1385 خورشیدی).

در آن زمان مطالبی که با زحمت های زیاد اعضاء تیم گردآوری می شد توسط آقای شهروز آذرپور به روی سایت می رفت و مورد استقبال و بازدید کاربران فضای مجازی قرار می گرفت. آن روزها بازدید کنندگان سایت به صورت ماهانه حدوداً 50 نفر افزوده می شد که در نوع خود بسیار ارزشمند و قابل توجه بود اما از منظر خدمتگزاران سایت و بخصوص جناب مهندس که نگاهی ژرف و جهانی داشتند، ابتدای کار بود.

منابع سایت کنگره 60 در آن موقع، مطالب رهایافتگان بود. مانند سرگذشت افراد رهایافته و گزارش هایی مثل تولدهای روزهای دوشنبه نمایندگی آکادمی و تنها نمایندگی دیگر کنگره 60 که نمایندگی انقلاب بود. مراسم رهایی و دریافت گل رهایی روزهای چهارشنبه که تعداد انگشت شمار بودند با تصاویر و گزارشهایی که از دبیر جلسه گرفته می شد از دیگر منابع خبری سایت کنگره 60 بودند. به مرور زمان بعضی از مسافران و همسسفران بصورت مستقیم از جلسات تصویر و یا گزارش تهیه می کردند که بیشتر آن ها در یکی از مغازه های خدمات فنی خیابان سهروردی با پرداخت هزینه ی صفحه ای 200 تا 300 تومان تایپ می شد و روی فلاپی و یا سی دی ذخیره شده تا در سایت کنگره 60 درج شود. بعد ها گزارش های ورزشی مانند تیراندازی با کمان، راگبی، باستانی و جشنواره ی ورزشی عقاب طلایی که فقط فوتبال بود از پارک طالقانی تهران تهیه و در سایت کنگره 60 منعکس می شد.

با گذشت زمان کار تبلیغات سایت با دادن پیام در جلسات و دعوت از مسافران و همسفران برای بازدید از سایت و خدمت در این فضا و قرار دادن لینک سایت کنگره 60 با بنرها و لوگوهای مختلف در سایت هایی مانند کلوپ، قطره، آسمونی، بچه های قلم، پرشین استات و ستاد مبارزه با مواد مخدر انجام گرفت.

در یکی از جلسات عمومی و بنا به پیشنهاد آقای مهندس دژاکام مبنی بر این که چه کنیم تا اگر کسی در سایت سوالی پرسید بتوانیم پاسخ دهیم کلید تاسیس تالار گفتگوی اعتیاد زده شد و 6 ماه بعد اولین تالار گفتگوی اعتیاد و مواد مخدر(کنگره گفتگوی اعتیاد) با داشتن مشاوره ی برخط (آنلاین) شروع به کار کرد. برای اداره ی سایت و تالار، پیشنهاد مرزبانی سایت شکل گرفت و توسط جناب مهندس دژاکام، آقایان کامران شریفیان و مجید اعتباریان از نمایندگی اصفهان و رحمت فیضی، بابک فرنقی و شهروز آذرپور از نمایندگی آکادمی بعنوان اولین مرزبانان سایت کنگره 60 منصوب شدند و آقای مسعود باغجری هم مسوولیت تایپ مقالات و آقای حسن بابائی نیز مسئول تهیه عکس و خبر از جلسات  مختلف آموزشی، ورزشی و خبری کنگره 60 را به عهده داشتند.

بعد از حدود یک سال و با فراز و نشیب های زیاد و اضافه شدن وبلاگ های متعدد به زیر مجموعه ی سایت، کار جدی تر  و فعالیت اعضاء بیشتر شد و گروه جدید مرزبانی سایت شکل گرفت و آقایان رحمت فیضی، بابک فرنقی، مسعود حیدری، حسن بابائی و حسین حاج رمضان به مدت یکسال به عنوان مرزبان وآقای علی خدامی به عنوان مسوول و سرپرست سایت کنگره 60 انتخاب شدند که مسوولیت فنی سایت هم به عهده ی آقایان شهروز آذر پور بود.

بدون استثناء در هر یک از موتورهای جستجوگر با درج کلماتی چون اعتیاد، ترک اعتیاد، درمان اعتیاد و یا اسامی انواع مواد مخدر مانند تریاک، هروئین، شیشه، حشیش، کراک، الکل، متادون، ترامادول و غیره سایت کنگره 60 و یا یکی از وبلاگ های زیر مجموعه سایت در صدر آدرس های جستجو شده ظاهر می گردید.

 در 29 اردیبهشت 1389 و با توجه به فراخوان ستاد مبارزه با مواد مخدر و شبکه ی سوم صدا و سیما در رابطه با نقش رسانه ها در حوزه ی اعتیاد و مواد مخدر، سایت  کنگره 60 توانست از بین 33 نهاد شرکت کننده و آثار ارائه شده، مقام اول را کسب نموده و موفق به دریافت تندیس، تقدیر نامه و 5 سکه بهار آزادی گردید.

در کنار تمام فعالیت ها در حوزه سایت کنگره 60 و اطلاع رسانی که دیگر به چند خدمتگزار محدود نمی شد، به مرور زمان بر تعداد وبلاگ های شخصی، لژیونی، نمایندگی، تخصصی، ورزشی که همه ی آن ها را مسافران و همسفران کنگره 60 پوشش می دهند همچنان اضافه می شد که امروزه به بیش از 250 وبلاگ رسیده است و در حال حاضر آمار بازدید روزانه سایت کنگره 60 از مرز 30.000نفر گذشته که این مهم میسر نمی شد مگر با حمایت و درایت جناب مهندس و تلاش و تعهد تمام وبلاگ نویسان کنگره 60 که در واقع خط شکنان و پیش قراولان واقعی سایت کنگره 60 در زمینه ی راهنمایی درمان اعتیاد  و اشاعه راه صحیح درمان می باشند.

 

و اما خدمت در فضای مجازی :

خدمت و خدمت کردن، واژه‌ی بزرگ و پرمعنایی است که از زوایای مختلفی می‌توان به آن پرداخت. انسان باید به مرحله‌ی بالایی از رشد و شعور و دانایی برسد تا درک کند، تعادل و کمال در هستی چیزی نیست جز کمک و همدلی نسبت به تمام هستی و کل خلقت.

فعالیت در حوزه‌ی سایت و وبلاگ و اطلاع‌رسانی در این عرصه‌ی مهم، نوعی خدمت ارزشمند و تأثیرگذار و ماندگار است و انسان‌های زیادی در سراسر جهان می‌توانند از راه و روش کنگره 60 که همان راه صحیح درمان اعتیاد است، مطلع شوند. بسیاری از عزیزان هستند که روزی اتفاقی و یا هدفمند و از پیش تعیین شده با سایت کنگره 60 و یا یکی از وبلاگ های زیر مجموعه سایت کنگره 60 آشنا شدند و در حوزه‌ی سایت و وبلاگ نویسی فعالیت و خدمت می‌کردند و الآن در جایگاه ارزشمند راهنمایی در حال خدمت و کمک به دیگر عزیزان هستند و همگی بر این مهم اذعان دارند که خدمت در فضای مجازی تأثیر بسزایی در بهبودی و درمان آن‌ها داشته و جالب این که الآن هم، وبلاگ آن‌ها جزء فعال ترین وبلاگ های کنگره 60 در حوزه‌ی آموزش و درمان اعتیاد می‌باشد و جالب این که شاگردانی که پرورش داده‌اند در حوزه‌های مختلف سایت و وبلاگ نویسی بسیار پویا و فعال هستند.

همان طور که جناب مهندس دژاکام (بنیان‌گذار کنگره 60) به زیبایی سایت کنگره 60 را بزرگ‌ترین نمایندگی کنگره 60 معرفی کردند، عزیزانی هم که در این عرصه مهم قصد فعالیت و خدمت دارند باید نگاهی فرا لژیونی و فرا شعبه‌ای و جهان‌شمول داشته باشند. چرا که هر نظر و یا محتوایی اعم از متن، تصویر و فیلم، که در فضای مجازی منتشر می‌کنند به عنوان بسته دیجیتالی یا کالای آموزشی و فرهنگی قابل‌دسترس همه مردم در سرتاسر جهان قرار می‌گیرد. بنابراین باید نسبت به اجرای حرمت و قوانین کنگره 60 و در کل رعایت اخلاق حرفه‌ای، تعهد بیشتری داشته باشند و با حس مسؤولیت پذیری بیشتری در این حوزه خدمت کنند.

وقتی اطلاعاتی را در سایت و یا وبلاگ منتشر می‌کنید دقیقاً نمی‌دانید چه شخصی با چه سن و سواد و جنسیت و باوری و در کجای دنیا در حال دیدن و مطالعه این اطلاعات می‌باشد. بنابراین این مطالب باید به گونه‌ای باشد که باعث برداشت نادرست و گمراهی دیگران نشود. از طرفی موجب توهین یا هتک حرمت از کسی نشود و این امر اتفاق نمی‌افتد مگر با انتشار و انعکاس اطلاعات  و اخبار حقیقی و درست و کارشناسانه !

دامنه‌ی  فعالیت کنگره 60 که همان ارائه روش صحیح درمان می‌باشد، حوزه بسیار حساس و تأثیرگذار می‌باشد. بنابراین خدمت در این جایگاه دقت، حساسیت و نگاه همه جانبه و کارشناسی توأم با عشق و محبت را می‌طلبد.

آموزش‌هایی که ما در کنگره 60 توسط راهنمایان گرامی خود دریافت می‌کنیم بسیار مفید، ناب و کاربردی است و می‌تواند چراغ راه بسیاری از دردمندان باشد. تولید این محتوا در فضای مجازی نیاز به تخصص بالای نویسندگی هم ندارد. چرا که "سخنی که از دل بر آید ، لاجرم بر دل نشیند" . البته در ادامه کار و فعالیت، باید شیوه‌ی نگارش و تولید محتوا علمی و تخصصی تر شود تا کارشناسان و متخصصین این حوزه نیز، با روش درمانی کنگره 60 بیشتر آشنا شوند. چرا که روش درمانی کنگره 60 آن قدر بسط و گسترش‌یافته و به رشد و بلوغ رسیده که بتوان در مراکز علمی و آکادمی اظهار نظر کرد. یادمان نرود که روزهای نخستین حضور ما در کنگره 60، همین مشاوره و مشارکت‌های به ظاهر ساده و دل‌نشین بود که ما را جذب کرد. بنابراین نوشتن مقاله و تولید محتوا در عرصه وبلاگ و وبلاگ نویسی هم تنها احساس مسؤولیت می‌خواهد و عشق به خدمت!!!

کسانی هستند که از روی ناآگاهی در فضای مجازی اقدام به انتشار اطلاعات ضعیف و نادرست در زمینه‌ی اعتیاد و درمان آن می‌کنند و از طرفی گروه‌های مافیایی هم هستند که اقدام به تبلیغ و خرید و فروش انواع مواد می‌کنند که همین امر حس تعهد و مسؤولیت پذیری بیشتری را می‌طلبد و جهانیان حق دارند بدانند و باور کنند که اعتیاد یک بیماری است و این بیماری درمان قطعی و علمی دارد و کنگره 60 راه درست، علمی و کاربردی درمان آن را یافته و سالیان سال است که به اثبات رسانده و شواهد مستند زنده زیادی دارد.

طبق مشاهدات عینی و تحقیقات خودم از زمان حضور نزدیک به یک دهه‌ی خودم در کنگره 60 دریافته‌ام که اعتیاد سن و سال و سواد و مدرک و مذهب و سرمایه و جنسیت نمی‌شناسد و عده‌ی زیادی از نخبگان جامعه اعم از تحصیل کردگان دانشگاهی، هنرپیشه‌های سینما و تئاتر و تلویزیون، ورزشکاران، شاعران و نویسندگان، روحانیون، مدیران اداری و کارخانه‌داران، دانشجویان و . . . درگیر بیماری اعتیاد هستند که امکان دسترسی آسان به اینترنت دارند اما به دلیل حساسیت اجتماعی و شهرتی که دارند امکان حضور در شعب کنگره 60 به صورت فیزیکی را ندارند و همین امر موجب ناتوانی آن‌ها در مورد درمان بیماری‌شان شده که متأسفانه به دلیل اوج تخریب مجبور به کناره‌گیری از موقعیت حساسی که دارند می‌شوند و بعضی هم اخراج می‌شوند. اما در فضای مجازی می‌توانند زیر نظر راهنمایان و خدمت‌گزاران عاشق کنگره 60، به بیماری خود فائق آیند و خود سفیر سلامت و درمان در جمع دوستان و هم فکران خود شوند بدون این که نگران از دست دادن شهرت و جایگاه اجتماعی خود شوند. خوب می‌دانیم که این عزیزان الگوی بسیاری از افراد جامعه به خصوص جوانان و نوجوانان هستند و سالم بودن یک الگو در سلامت جامعه تأثیر بسزایی دارد.

بنابراین از هر زاویه‌ای که به قضیه‌ی خدمت سالم و فعال در فضای مجازی و عرصه‌ی وبلاگ نویسی نگاه کنیم، در خواهیم یافت که جناب مهندس دژاکام با زیبایی و هوشمندی، خدمت در فضای مجازی را به مراتب حقیقی تر از هر فضای حقیقی دانسته و اهمیت این موضوع را برای همه ما کاملاً مشخص نموده‌اند و جای هیچ‌گونه عذر و بهانه‌ای برای امثال من  نمی‌گذارد که توجیه کنم وقت ندارم، امکانات ندارم، بلد نیستم . . .

 

حرمت سایت کنگره 60 :

فضای مجازی خود در نوع خودش فضائیست کاملا حقیقی و آنقدر حقیقی است که از حقیقی هم حقیقی تر است، ولی نکته اصلی و اساسی در اینجاست که در فضایی که نام آنرا مجازی گذاشته اند، نفس اماره انسان به دلیل نبودن خیلی از قید و بند ها آزاد تر حرکت می کند و با کوچکترین حرکت ضد ارزشی قادر است مثل گردباد انسان را به آرامی، اما  به عمق ظلمت هدایت می کند، بنابراین در این فضا بایستی به مراتب بیشتر مراقبت نمود تا شیطان به زیباترین شکل ممکن و موجه وارد افکار و اندیشه انسان نگردد، بنابراین اجرای حرمت های کنگره باضافه حرمت های دیگری که خود می دانید از اهمیت بالاتری برخورداراست .

   "مهندس حسین دژاکام"       


ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ یکشنبه دوازدهم مرداد 1393 توسط مسافر حسین
استشمام عطر خوش بوی عید فطر از پنجره ی ملکوتی رمضان گوارای وجود پاکتان

وصد شکر که این امد وصد حیف که ان رفت

فرا رسیدن این عید بر تمامی خدمت گذاران ورهجویان کنگره 60 مبارک باد

                                                                                                                         جمال         

 


ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ جمعه دهم مرداد 1393 توسط مسافر جمال

به این 23 دلیل سیگار نکشید!

 

افراد سیگاری نه تنها سـلامـتـی خـود را در مـعـرض انــواع بیماری های خطرناك قرار می‌ دهـنـد، بـلـكه بـاعث رنجش و آزرده خاطر شدن اطرافیانشان می گردند. متأسفانه امـروزه برخی جوانان سیـگار كـشـیـدن را نشانـه بلـوغ و یـا حتی «كلاس» خود محسوب می كنند و با پـك زدن هـای آنچنانی سعی در خودنمایی و فخرفروشی دارند.

عوارض و صدمات ناشی از استعمال سیگار تقریـبـاً بـرای همگی ما آشكار و معلوم است امـا در ایـن بـخـش بـه1+22 دلیل مهم برای ترك سیگار اشاره می كنیم:

1 - ظاهر آراسته تر با حذف لكه های روی انگشتان و دندانهایتان.

2 - حذف بوی بد دهان ناشی از كشیدن سیگار و تنفس راحت تر.

 

 


برچسب‌ها: درمان اعتیاد, کنگره60, درمان سیگار

ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ شنبه چهارم مرداد 1393 توسط 
دستور جلسه این هفته : کار و  تحصیل قدرت


کنگره60 به عنوان مرکز راهنمایی رایگان درمان اعتیاد ، همواره سعی دارد موضوعاتی را که در ارتباط نزدیک با بیماری اعتیاد و درمان آن می باشند را مورد بررسی وکنکاش قرار دهد . یکی از میادین اصلی تبادل نظر و گفت وشنود در خصوص این موضوعات ، دستور جلسات هفتگی کنگره 60 می باشد . این هفته در کلیه نمایندگی های کنگره 60 موضوع دستور جلسه هفتگی ، کار و تحصیل است.


نکته حایز اهمیت این است که منظور از طرح این دستور جلسه ، بررسی این موضوعات در ابعاد اجتماعی نیست ، بلکه بررسی این موضوعات و ارتباط آن ها با وضعیت مصرف کننده مواد مخدر در پروسه درمان اعتیاد و رهایی است .


می خواهیم بدانیم فردی که برای درمان اعتیاد خود اقدام کرده است ، در طول دوره درمان و بعد از درمان نسبت به موضوعات فوق چه دیدگاهی باید داشته باشد و چگونه در خصوص این موضوعات برنامه ریزی و عمل کند .


شاید تصور شود مصرف کننده مواد مخدر که تحت درمان می باشد و در دوره درمان را سپری می کند . نیاز به استراحت و یا بستری شدن داشته باشد ، در بعضی از روش های درمان اعتیاد وضعیت فرد به گونه ای است که از بستری شدن و استراحت کردن نیزمی گذرد و فرد وضعیت بسیار وخیم و نابسامانی را پشت سر می گذارد ؛ اما در متد DST به این صورت نیست . حال می پردازیم به موضوع دستور جلسه این هفته و آیتم های آن .


کار :


یکی از تفاوت های متد DST  با سایر روش های درمان اعتیاد در این است که در این روش هیچ گونه نیازی به استراحت نیست . فردی که با استفاده از روش DST کنگره 60 دوره درمان و رهایی را سپری می کند می تواند مانند انسان های سالم و شهروندان معمولی زندگی کند ، سرکار خود باشد و به امورات زندگی خود رسیدگی کند ، در این روش با توجه به برنامه ریزی دقیق و مصرف داروی اپیوم یا اپیوم تینکچر و کاهش تدریجی و پله ای آن ، شخص از یک تعادل نسبتاً خوبی برخوردار است و به راحتی از عهده امور زندگی خود برمی آید . در روش درمان DST  نیازی به استراحت نیست .


در این روش هیچ گونه رژیم و برنامه غذایی وجود ندارد . در این روش هیچ گونه نیازی به مصرف قرص یا داروهای شیمیایی و حتی داروهای تقویتی یا ویتامینه نیست ،


 در این روش شخص مانند یک انسان معمولی به زندگی خود رسیدگی می کند ، اینکه بگوییم یک سفر اولی که دوره درمان و رهایی را سپری می کند نباید کارکند، چنین چیزی به صورت کلی در کنگره 60 وجود ندارد . مگر موارد خاص که به راهنمای شخص مربوط می شود و بعضی از مشاغل سنگین از نقطه نظر حجم کار و ساعت کار که ممکن است در برنامه درمان و حضور فرد در کلاس ها اختلال ایجاد کند .

 به طور کلی در طول سفر اول که شخص در حال انجام عملیات تیپرینگ داروی مصرفی خود ( اپیوم یا اپیوم تینکچر ) می باشد ، اولویت او در صدر برنامه های زندگی ، درمان و حضور به موقع در کلاس ها می باشد . تا این اتفاق روی ندهد ، یعنی خواست و برنامه ریزی او و حضور در کلاس ها در صدر تمام برنامه ها قرار نگیرد، بعید به نظر می رسد که بتواند از عهده درمان بیماری اعتیاد برآید . زیرا در زمان اعتیاد ، مصرف مواد مخدر در صدر تمام مسائل زندگی و اولویت اول است و هیچ عاملی نمی تواند از حیث اهمیت و اولویت بالاتر از مصرف مواد مخدر قرار بگیرد .

 به همین دلیل در پروسه درمان اعتیاد ، این وضعیت معکوس می شود و برنامه ریزی درمان و رهایی و شرکت به موقع در جلسات و غیبت نداشتن اولویت اول می باشد ، بر همین اساس راهنمایان توصیه می کنند که شاگردانشان وضعیت کار و ساعات کاری خود را به گونه ای تنظیم کنند که بتوانند جلسات  و کلاس های خود را به موقع شرکت کنند ، سفر اولی هایی که غیبت و عدم حضورشان را به بهانه کار  و زندگی توجیه می کنند ، یا خواست رهایی را ندارند ، اگر ده ها سال هم سفر کنند به درمان و رهایی نمی رسند و یا اینکه از سر نا آگاهی اهمیت لازم را به حضورشان نمی دهند که در این صورت نیز خبری از درمان اعتیاد و موفقیت نخواهد بود .


بنابراین در کنگره 60 برای سفر اولی ها نسخه بیکاری وجود ندارد ،


 برنامه کار سنگین و پرحجم به گونه ای که نتوانند در کلاس ها شرکت کنند و از عهده عملیات تیپرینگ برنیایند نیز موضوعی است که بایستی از آن خودداری شود  .


در مقاطع بعدی ، یعنی بعد از درمان و رهایی نیز کار و زندگی بایستی به گونه ای باشد که شخص بتواند پایه های مالی زندگی خود را محکم کند ، این مسئله از دروس مهم کنگره 60 میباشد .


بعضا شنیده می شود که در خارج از کنگره 60 مصرف کنندگان مواد مخدر به طور کلی روحیه طلب کارانه ای دارند. حالا که ما ترک کرده ایم بایستی خانواده و جامعه ما را حمایت کنند . به ما کار بدهند ، به ما وام بدهند تا ما پاک بمانیم و نزنیم یا مواد مصرف نکینم .

کنگره 60  چنین اعتقادی ندارد و معتقد است که این افراد درمان نشده اند ، فقط ترک کرده اند و به دنبال بهانه ای هستند تا بروند و مواد مصرف کنند.

کنگره 60 معتقد است کسی که از عهده درمان اعتیاد بر می آید بسان فردی است که با ندانستن و بلد نبودن شنا بتواند از اقیانوس خود را به ساحل برساند ، چنین شخصی در سایر امورات زندگی مانند پیدا کردن کار و تحکیم پایه های مالی زندگی بایستی موفق عمل کند و چنین مسائلی برای او در قیاس با اقیانوس ، مانند پریدن از جوی آب است . خودش بایستی  مسولیت زندگی اش را به عهده گیرد و منتظر حمایتی در این خصوص نباشد .


تحصیل :


کنگره 60 معتقد است که درمان فوق ترک است و تعادل فوق درمان و ما در کنگره 60 به دنبال تعادل هستیم . یکی از نشانه های بارز تعادل ، کار ، زندگی و پایه های مستحکم مالی است ، اما اشتباه نشود ، تمام زندگی کار و پول درآوردن نیست، آموزش و خدمت نیز از دیگر مصادیق بسیار مهم  تعادل می باشند ، اعضای کنگره 60 خوب می دانند که چگونه این امور را در کنار یکدیگر قرار دهند و از عهده همه برآیند ، تعادل یعنی بتوانیم چند کار را در کنار هم انجام دهیم و از عهده چندین مسئولیت برآییم ، کار ، زندگی ، آموزش ، تحصیل و خدمت .

 بخش های مهمی از بار مفهوم آموزش در درون واژه تحصیل نهفته است ، تحصیل علم و کوتاهی نکردن در طریق علم نیز از توقعات مهم کنگره 60 از مسافران خود می باشد .

در کتاب عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر ، سردار ، خطاب به نگهبان چنین می گویند :

......استادی بشوید برای خود و بیت خود و برای کسانی که باید بیایند و از این موضوع بهره مند بشوند . به همین جهت سه مطلب در بیت خودتان مهم است و اولویت دارد بر آنچه دریافت می دارید .


اول : کلام الله را به جهت آنکه گفتیم ، دریافت بدارید ، یعنی بشکافید .
دوم : در طریق علم کوتاهی ننمایید .
سوم : اصوات را ارج بنهید ، یعنی همان موسیقی که توسط آن به پایه های اصوات الهی پی ببرید .


بعضی از ما ممکن است در زمان اعتیاد ، تحصیل خود را رها کرده باشیم ، اما حالا کنگره 60  از ما می خواهد که تحصیل  را از سر بگیریم ، بعضی از اعضای کنگره 60 بعد از درمان و رهایی و حتی در سفر اول تحصیلات خود را از سر گرفته اند . بسیاری دیگر در زمان ورود به کنگره  دیپلم هم نداشته اند ، اما اکنون  نه تنها دارای تحصیلات دیپلم می باشند بلکه وارد دانشگاه شده و تحصیلات عالیه را دنبال می کنند .


 یکی از اعضای کنگره 60 نمایندگی که مصرف کننده هروئین و قرص بود ، تحصیلاتش را در مقطع دبیرستان رها کرده بود ، او سال های دبیرستان را در اوج اعتیاد بود ، او همزمان با سفر اول و سپری کردن دوره درمان و رهایی موفق شد مقطع دبیرستان را به اتمام برساند و دیپلم خود را اخذ کند ، بعداز درمان و رهایی همزمان با قبولی در امتحانان کمک راهنمایی ، در دانشگاه نیز قبول شد ( مقطع کاردانی ) بعد از اتمام دوره کاردانی ، در مقطع کارشنانسی نیز قبول شد و هم اکنون در حال اتمام دوره کارشناسی و مهندسی است . یکی دیگر از اعضای کنگره ( فریدون ) در سن 50 سالگی  و بعد از درمان و رهایی تحصیلات دانشگاهی را از سر گرفت ، او پس از گذراندن دوره کارشناسی ، دوره کارشناسی ارشد را پشت سرگذاشت و هم اکنون برای دوره دکتری درس می خواند .


یکی دیگر از اعضای کنگره ( علی جلالی ) در زمان ورود تنها چیزی که به او نمی آمد ، تحصیل و درس خواندن بود ، او نه تنها دیپلم خودش را گرفت ، بکله در رشته موسیقی تحصیل کرد و در حال حاضر تهیه کننده یکی از برنامه های موفق تلویزیونی است ؛ نمونه های این چنینی در کنگره 60 زیاد داریم و این ها نشانه های تعادلی هستند که مد نظر کنگره 60 می باشد .

باز هم تکرار می کنیم ؛ ما در کنگره 60 به دنبال تعادل هستیم و می آموزیم که مفهوم تعادل ، تک بعدی بودن نیست ، انسان متعادل ، انسانی است که بتواند تمام این امور ، کار ، خانواده ، تفریح ، ورزش ، آموزش ، تحصیل و خدمت  را در کنار یکدیگر قرار دهد . در جای خود ، اهمیت تمام این امور را درک کند و برای همه آن ها بتواند برنامه ریزی نماید .


برچسب‌ها: درمان اعتیاد, کنگره 60, محبت, دستور جلسات هفتگی
ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ شنبه چهارم مرداد 1393 توسط مسافر حسین

شهادت امیالمومنین علی (ع) بر تمام زحمت کشان و خدمتگذاران کنگره 60 تسلیت باد


برچسب‌ها: درمان اعتیاد, کنگره60, ماه مبارک رمضان
ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ یکشنبه بیست و نهم تیر 1393 توسط 

اَللّهُمَّ ارْزُقنى عَقْلاً كامِلاً وَ عَزْما ثاقِبا وَ لُبّا راجِحا وَ قَلْبا زَكيّا وَ عِلْما كَثيرا وَ اَدَبا بارِعا وَ اجْعَلْ ذلِكَ كُلَّهُ لى و َلا تَجْعَلْهُ عَلَىَّ بِرَحْمَتِكَ يا اَرْحَمَ الرّاحِمينَ؛

خدايا مرا عقلى كامل ، تصميمى نافذ، خردى برتر، دلى پاك، دانشى فراوان و ادبى والا روزى كن و تمام اينها را به سود من قرار ده نه به زيانم ،اى مهربان‏ترين مهربانان.

بحار الانوار(ط-بیروت)ج 84 ، ص325 ،ح14

 


برچسب‌ها: درمان اعتیاد, کنگره60, ماه مبارک رمضان
ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ یکشنبه بیست و نهم تیر 1393 توسط 
تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است | طراحی : پیچک  
قالب وبلاگ