درمان اعتياد نه ترك اعتياد
 
اين وبلاگ درزمينه درمان اعتياد وراهنمايي فردخواهان درمان،وكمك به وي فعاليت دارد
سایت های مرتبط وبلاگ نویسان کنگره 60 خرید پستی نشریات کنگره 60
تعداد بازدیدکنندگان :
تعداد افراد آنلاین :
مرکز آموزش ایرانیان
مدیرعامل جمعیت احیای انسانی کنگره۶۰ از راه‌یابی تیم راگبی این کنگره به لیگ برتر راگبی کشور در پی کسب نایب قهرمانی این تیم در لیگ دسته اول خبر داد و گفت: از روز گذشته نیز مسابقات لیگ تیراندازی با کمان تهران به میزبانی کنگره ۶۰ آغاز شد.

حسین دژاکام در گفت‌وگو با خبرنگار اجتماعی خبرگزاری تسنیم، با اشاره به موفقیت‌ تیم‌های ورزشی کنگره 60 در سطح کشوری که بهبودیافتگان از اعتیاد اعضای آن‌ها را تشکیل می‌دهند، اظهار داشت: تیم راگبی کنگره 60 که امسال در لیگ یک کشوری، مسابقات خود را پیگیری می‌کرد موفق شد تا در این لیگ، پس از شکست تیم علوم پزشکی لرستان به فینال راه یابد و پس از ناکامی در برابر تیم راگبی پسران شیراز، موفق به کسب عنوان نایب قهرمانی لیگ دسته یک کشور شد و توانست به لیگ دسته برتر راگبی 7 نفره کشور صعود کند.

مدیرعامل جمعیت احیای انسانی کنگره 60 در ادامه با برشمردن نتایج درخشان تیم تیراندازی با کمان این کنگره و راهیابی تعداد زیادی از اعضای این تیم به اردوی تیم ملی تیراندازی با کمان کشور گفت: از روز گذشته نیز مسابقات لیگ تیراندازی با کمان تهران در دو رشته ریکرو و کامپاند، به میزبانی کنگره 60 در باشگاه تیراندازی این کنگره آغاز شد و امیدواریم اعضای تیم تیراندازی با کمان کنگره 60 که از معتادان بهبود یافته و خانواده این بهبودیافتگان تشکیل شده است بتواند در این دوره از مسابقات نیز همچون سنوات گذشته، مقام برتر را کسب کند.

وی در پایان با اشاره به تشکیل تیم واترپلو کنگره 60 و تمرین هرروزه این تیم در یکی از استخرهای پایتخت و آماده سازی این تیم برای راه یابی به لیگ کشوری، ورزش را یکی از مولفه‌های مکمل درمان اعتیاد عنوان و خاطرنشان کرد: ما در کنار بهره‌گیری از ورزش برای درمان اعتیاد از ورزش به عنوان نمایشی از توان درمانی استفاده کرده‌ایم؛ ورزش و فعالیت بدنی در کنار پروسه درمان باعث می‌شود که انگیزه برای پاک ماندن در میان بهبودیافتگان افزایش یافته و امکان لغزش و بازگشت آن‌ها به ورطه اعتیاد کاهش یابد.

منبع خبر: تسنيم 93.06.29 

همچنین از طرف این وبلاگ نیز این موفقیت عظیم به تمامی بچه های تیم راگبی واعضاء محترم کنگره 60 تبریک میگوییم.

 

 گزارشگر خبرگزاری اعتیاد:  حسین گورنگی

 


برچسب‌ها: درمان اعتیاد, کنگره 60, محبت
ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ یکشنبه سی ام شهریور 1393 توسط مسافر حسین

شروع سال تحصیلی جدید را به تمامی اعضای کنگره 60 و دانش پژوهان ، تبریک و تهنیت عرض می نماییم .
کنگره 60 برای 52 هفته سال  ، 52 دستور جلسه مدون دارد که همه ساله لیست آن  در اختیار نمایندگی ها  و اعضای کنگره قرار می گیرد و بر اساس آن ،  هر هفته پیرامون موضوع خاصی گفت و شنود و تبادل نظر صورت میگیرد.

این موضوعات به گونه ای تنظیم و تدوین شده است که کلیه اطلاعات و یا بخش عمده ای  از نیاز یک مصرف کننده مواد مخدر  به علم و دانش اعتیاد و درمان آن ، که به واسطه آن میتواند به رهایی برسد را ، تامین می نماید.

در سال جدید که از اول مهر ماه آغاز می شود  و در اولین هفته  ، دستور جلسه  ، صورت مسئله اعتیاد میباشد.

وقتی از صورت مسئله اعتیاد صحبت می کنیم، یعنی از اولین خشت بنای علمی کنگره 60 صحبت می کنیم ، کنگره 60 برای بیان کامل موضوع اعتیاد  تعریف اعتیاد و چگونگی آن ، بنای عظیمی را ساخته است به گونه ای که اعتیاد دیگر یک موضوع ساده و در حاشیه نیست ، بلکه اعتیاد ، خود یک علم و رشته تخصصی است و جالب تر اینکه برای کامل شدن علوم اعتیاد ، بایستی کلیه علوم و رشته ها به کمک آن بیایند . به عبارت دیگر ، برای درک کامل موضوع بیماری اعتیاد و چگونگی درمان آعتیاد ، به تمامی رشته های علمی ، به نوعی  احساس نیاز می شود .
و اما صورت مسئله اعتیاد .

اگر بخواهیم به صورت ساده از صورت مسئله اعتیاد بگویم ، ابتدا به ساکن بایستی صورت مسئله  ، یا صورت سوالات مطروحه در این زمینه را تشریح کنیم. چرا مسئله؟ چون یک علامت سوال در ذهن شما  ، در مقابل اعتیاد چیست ، قرار دارد . پس اعتیاد یک مسئله است . هر مسئله ای هم صورت مسئله دارد . صورت مسئله از تعدادی سوال بی جواب به وجود می آید . صورت مسئله یعنی قبل از پاسخ دادن و فکر کردن به جواب ، ابتدا فکر کنیم  که سوال ها دقیقاً چه هستند و ما دنبال چه مجهول  و گم شده ای می گردیم . بایستی با حوصله و دقت کافی تمام اجزای این سوالات را از هم جدا و تفکیک نمائیم تا بدانیم به دنبال چه هستیم . چرا که در غیر این صورت ، سرمان گیج میرود و نمی دانیم چه می خواهیم و زمانی که ندانیم به دنبال چه هستیم ، تکلیف معلوم است که از کجا سر در می آوریم .

یکی از مشکلات  اصلی  اعتیاد  تا به حال همین موضوع بوده است . هزاران سوال و مجهول و پرسش و علت  که هیچ کس نتوانست به آنها پاسخی بدهد و نتیجه  آن ، کلاف سر در گمی شد که همه جهانیان را گمراه کرد و هیچ کس نتوانست راهی منطقی برای آن پیدا کند و دست آخر ، از شدت گمراهی ، و نبود آگاهی ، عده ای به جایی رسیدند که گفتند اعتیاد درمان ندارد و عده ای دیگر ،  ادعای درمان اعتیاد را در کوتاه مدت مطرح نمودند .
 جالب است بدانیم که به همین دلیل تا کنون هیچ گونه تعریف مشخص ، واضح و کاملی از اعتیاد ارئه نشد و هیچ گونه پروتکل درمانی مشخصی نیز برا ی آن مدون نشده بود.

یکی از مهمترین اقداماتی که موسس کنگره 60 ( نویسنده کتاب عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر و مبتکر روش DST ) قبل از همه اینها انجام دادند ، این بود که  تمام این مجهول ها را به یک مجهول تبدیل نمودند . یعنی بسیاری از سوالات بی ربط  که گمراه کننده بودند را کنار گذاشتند و یک معادله با هزاران مجهول را به یک معادله با یک مجهول تبدیل کردند  و اینجا بود که اتفاق بزرگی روی داد .

مجهول و یا ایکس درمعادله مذکور این بود که چرا یک فرد هر قدر تلاش می کند و با هر شیوه و متدی که مصرف مواد مخدر را کنار می گذارد ، حالش خوب نمی شود و به تعادل نمیرسد حتی پس از گذشت مدت طولانی ، چرا این فرد دیگر مثل سابق قادر به ادامه زندگی و انجام درست مسئولیت های خود نیست، چرا میل و وسوسه مصرف موا مخدر را دارد ، چرا ؟

پس از تحقیق و بررسی های گسترده ، پس از سال ها تجربه اعتیاد و بکار گیری روش های متعدد ، زیر نظر متخصص ترین های این حوزه که بعضا فارق التحصیلان  خارج از کشور نیز بودند و پس از ساعت ها تفکر نظری و کار عملی ، ایشان به این جواب و نتیجه رسیدند: سیستم تولید کننده مواد شبه افیونی و مخدر های طبیعی و درون زای بدن ، یا اندوجنوسEndogenous   که ما در کنگره 60 به آن  سیستم X می گوییم .

این سیستم دچار اختلال شده  و کارش را درست انجام نمی دهد . عملکرد آن به مواد مخدر بیرونی یا اکسوجنوس Exogenous   که فرد مصرف میکند ، محول شده است و هر وقت که مصرف مواد قطع شود نا کارآیی این سیستم هزار مشکل و اختلال ایجاد می کند ، به این سادگی ها هم راه اندازی نمیشود تازه اگر مواد مخدر به ناگهان قطع شود  خماری شدید ناشی از آن مثل یک ضربه مهلک  چنان شوکی به این سیستم  وارد می کند  که تا آخر عمر هم درست نمی شود .
وقتی این سیستم درست کار نمی کند :

 اول :  فیزیولوژِی و جسم ، تماما دچار اشکال میشود از شصت پا گرفته تا موهای سر ، همه و همه ازتعادل خارج می شوند و انواع  واقسام درد ها و بی قراری ها ، از عطسه و خمیازه گرفته تا اسهال و ... به سراغ فرد می آید

دوم : روان یا مجموعه صور پنهان از تعادل خارج می شود . مصرف کننده مواد مخدر ، وقی مصرفش را قطع میکند  بعد از مسئله فیزیولوژی ، در قست صور پنهان شهر وجود هم دچار اشکال و بهم ریختگی می شود . اما این به هم ریختگی به مفهوم بیمار روانی بودن نیست . خیر ، بیمار روانی به آن مفهوم نیست . چون جسم تعادل ندارد ، روان هم از تعادل خارج شده ، چون مخدر های طبیعی بدن از تعادل خارج شده  ، حالاتی به فرد دست می دهد که شبیه افراد و بیماران روانی است . ریشه این اختلالات در جسم است نه در روان .

سوم : تفکرات و دیدگاه شخص به زندگی نیز دچار تحول و دگر گونی  می شود . البته در جهت منفی . در این حالت شخص هیچ امیدی به زندگی ندارد ، قادر به فکر کردن و تصمیم گرفتن نیست ، قادر به انجام کارها و مسولیت های خود نیست ، همه چیز را چپکی و وارونه می بیند  ، از همه طلب کار و متوقع است و فکر می کند که زندگی بدون مواد مخدر هیچ معنا و مفهومی ندارد و تمام لذت های دنیا و زندگی فقط در  یک  کلمه خلاصه  شده است ( مصرف مواد ) ما در کنگره 60 به چنین وضعیتی  ، جهان بینی افیونی میگوییم .

زمانیکه موسس کنگره 60 ، مهمترین گره اعتیاد را که تا آن موقع کسی کوچکترین توجهی به آن  نکرده بود ، را یافتند ،  درعمل  یافته های خود را  به اجرا گذاشتند و پس از گذشت 11 ماه از به کار گیری شیوه جدید ، موفق شدند  مصرف مواد مخدر خود را قطع کنند ، با این تفاوت که هیچ یک از مسا ئل و مشکلات و عوارض  که در گذشته با قطع مصرف مواد مخدر به سراغ او می آمد ، با استفاده از متدی که بعدها DST   نام گرفت ،   هیچ کدامشان وجود نداشتند و این جای شگفتی بسیار بود که نه از نظر جسمی دچار مشکل بودند ، نه از نظر روانی  و نه از نظر فکری و جهان بینی .
نویسنده کتاب عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر ، سرانجام پس از سالها مصرف مواد مخدر ، موفق به درمان اعتیاد خود شدند ، بدون هیچ گونه عارضه و بدون  وسوسه و میل مصرف مجدد مواد مخدر . او دریافت که مهم ترین مسئله در درمان اعتیاد ، سیستم X   یا سیستم تولید کنند مواد شبه افیونی و مخدر های طبیعی جسم است که تعادل تمام ابعاد وجودی انسان شامل جسم ، روان ، جهان بینی را در بر میگیرد . اینجا بود که ایشان کشف و یافته خود را در قالب یک مقاله علمی به  اولین کنگره پزشکی و سراسری راهکارهای  درمان اعتیاد در دانشگاه علوم پزشکی  زاهدان ارائه نمودند و مقاله فوق در این کنگره پذیرفته شد .

این مقاله به  صورتی بسیار ساده ، صورت مسئله بیماری اعتیاد را تشریح می کند و می گوید بیماری اعتیاد و یا مصرف مواد مخدر و وابستگی به آن ، در سه بخش مهم شهر وجودی انسان اختلال و تخریب ایجاد میکند . جسم ، روان ، جهان بینی  .
در قسمت جسم ، سیستم تولید کننده مواد شبه افیونی یا مخدر های طبیعی  یا درون زا و یا مطابق با  اصطلاحات  پزشکی ، نورو ترانسمیتر ها و میانجی های عصبی  و شیمیایی  شامل دینورفین – اندورفین- انکفالین- دوپامین -  سروتوئین ، استیل کولین و غیره ... دچار اختلال شده و تولیدشان به ورود مواد مخدر بیرونی مثل تریاک – هروئین- شیره-کراک-شیشه- و غیره وابسته است و به عبارتی ، مخدرهای بیرونی ، جایگزین مخدرهای درونی شده است  .

جامع ترین و کامل ترین و شاخص ترین تعریف برای بیماری اعتیاد از نقطه نظر فیزیولوژی همین مسئله است یعنی جایگزینی .جایگزینی مواد مخدر بیرونی  یا مصنوعی به جای مخدر های طبیعی جسم .
در قسمت روان ، ریشه تمام اختلالات ، در جسم و عدم تعادل جسمی و جهانبینی  می باشد و با به تعادل رسیدن جسم  و جهانبینی ، روان نیز در شرایط  مطلوب خواهد بود .

در قسمت جهان بینی و تفکرات نیز به موازات به تعادل رسیدن جسم و روان می توان با آموزش ، این قسمت را نیز به تعادل رساند به گونه ای که اثری از تفکرات منفی ناشی از مصرف موا مخدر و جهان بینی افیونی باقی نماند .

مهندس حسین دژاکام صورت مسئله اعتیاد را در قالب یک مثلث به نام مثلث درمان اعتیاد تنظیم نمودند

جسم –روان – جهانبینی     .Physiology _ Sickology _ Ideology
امروز ، نزدیک به 14 سال از آن زمان می گذرد و هزاران نفر از گوشه و کنار کشور که مصرف کننده انواع مواد مخدر بوده ند به کنگره 60 مراجعه نموده و با استفاده از روش DST   و با داروی اپیوم یا اپیوم تینکچر  به درمان قطعی اعتیاد رسیدند .  آنها پس از درمان کامل و قطعی کوچکترین عارضه ای ندارند .لازم به ذکر است که این روش ، بهترین ، کاملترین ، کم عارضه ترین ، سالمترین و با راندمان ترین داروی درمان اعتیاد را اپیوم تینکچر Opiumtinctur یا OT  یا شربت تریاک می داند .

امروزه مهمترین مسئله در روش های مختلف درمان اعتیاد کریوینگ  یا ولع مصرف مواد مخدر و ریلپس یا بازگشت به مواد مخدر است در حالی که مصرف کنندگان مواد مخدر که با روش درمان تدریجی کنگره 60 به درمان و رهایی رسیده اند ، کوچکترین وسوسه و به قولی کریونیگ ندارند و ریلپس یا بازگشتی نیز در کار نیست .

در حال حاضر این روش  که بر اساس مقاله صورت مسئله اعتیاد طراحی شده است مورد توجه بسیاری از محققان  و متخصصان حوزه اعتیاد و درمان در داخل و خارج از کشور قرار گرفته و در قالب  طرح های تحقیقاتی در بسیاری از مراکز تخصصی مطرح و حتی  آزمایش مدل جانوری آن نیز با موفقیتی باور نکردنی انجام شده است . این روش می رود تا به زودی در تمام دنیا به عنوان الگوی جهانی ، ارائه و پذیرفته شود .﴿جهت مشاهده اصل مقاله صورت مسئله اعتياد به نوشتارهاي كنگره در سايت مراجعه نماييد﴾

 با سپاس از بنیانگذار کنگره 60 و مبتکر روش درمان تدریجی اعتیاد و کاشف صورت مسئله اعتیاد .
 با احترام ، مسافر علي خدامي


برچسب‌ها: درمان اعتیاد, کنگره 60, محبت, دستور جلسات هفتگی
ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ شنبه بیست و نهم شهریور 1393 توسط مسافر حسین

بسم‌الله الرحمن الرحیم


دستور جلسه این هفته : وادی چهاردهم ،


 آنچه باور است محبت است و آنچه نیست ظروف تهی است .
برای شروع مطلب، از کتاب عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر که مهم‌ترین منبع آموزشی کنگره 60 می‌باشد کمک می‌گیریم.
صفحه 111 کتاب عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر:
در اینجا دیگر در حال نوشتن این مطلب به آشوب کشیده می‌شوم، از قدرت الله و وجود نیروهایی که به چشم جسم آن‌ها را نمی‌توان دید به شگفت درمی‌آیم و سرتاسر بدنم به لرزه درمی‌آید و اشک در چشمانم حلقه می‌زند و بغض گلویم را می‌گیرد و قلبم می‌تپد و در تعجب هستم که خداوند چه بهای سنگینی برای انسان پرداخت می‌کند ولی انسان نمی‌داند و همواره ناسپاس است و ما همواره نیروهاي عظیم را در بیکران بیهوده و خرافات می‌پنداریم و هستی را  آن می‌دانیم که می‌بینیم، در اینجا فقط قطعه‌ای را از دوست دیگرم ارائه می‌دهم که می‌تواند مرا کمی آرام نماید
شاید متوجه بشوید که تنها پیوند محبت انسان‌ها را به هم متصل نگاه داشته است و انسان‌های فاقد محبت بسان ظرف‌هایی هستند تهی و یا ظرف‌هایی که پر از خالی هستند، این سخن را اگر امروز باور نکنید، یک روز بالاخره متوجه می‌شوید، حتی اگر پس از مرگ هم باشد، چون همین پیوند محبت ما را به استادانمان وصل نموده و وصل می‌نماید.
آنچه باور است محبت است و آنچه نیست ظروف تهی است.
من که می‌گویم کلام خود نیست، بلکه فردیست در جمع بیکران هستی؛
که باورش کار هر کس نیست، مگر معنی آن بداند که آن چیست؛
ارابه‌ها را در بیکران به حرکت درآورید که نگهبانان ماورا به آنچه در زمین می‌گذرد نیازمندند؛
 بشکافید، آنچه شکافتنی نیست، در دل‌سنگ بروید و ترکیب‌ها را جدا نمایید.
 
همان‌گونه که می‌دانیم بر اساس پروتکل درمان اعتیاد در کنگره 60 و یا متد دی اس تی، برای رسیدن به درمان قطعی  اعتیاد و قطع کامل بندها و پیوندهای مصرف‌کننده با مواد مخدر و اعتیاد و دنیای آن، بایستی سه ضلع مثلث درمان اعتیاد، یعنی جسم، روان و جهان‌بینی در کنار یکدیگر  به تعادل و سلامتی برسند،
 در مبحث جهان‌بینی،  مسئله، تحت تأثیر مستقیم وضعیت جسمی و روانی ماست، آموزش در کنار تفکر و تجربه یکی از ارکان مهم دانایی است و دانایی نیز شالوده و زیربنای جهان‌بینی.
 انسان برحسب درجه دانایی، دنیا و جهان را از زوایای مختلفی می‌بیند که این زوایا وسعت دانایی اوست.
در پروسه درمان اعتیاد، به تعادل رسیدن جهان‌بینی مصرف‌کننده،  از نقطه جهان‌بینی افیونی آغاز می‌شود و به موازات به تعادل رسیدن ساختارهای جسم و روان و کسب آموزش و آگاهی و معرفت در جهت صراط مستقیم، به‌تدریج جهان‌بینی فرد از وضعیت افیونی و معتاد گونه خارج می‌شود و در ادامه، معطوف سالم زیستن بر مبنای اصول و قواعد زندگی سالم و به‌دوراز ضد ارزش‌ها و در یک‌کلام صراط مستقیم می‌گردد.
 به قول سردار صراط مستقیم در انوار الهی تجلی می‌یابد و انسان را از نقطه‌ای کور به فراز روشنایی هدایت می‌کند.
در این مسیر طولانی برای آموزش پله‌ای قوانین زندگی سالم، کنگره 60  (14) وادی یا قانون و یا راه  را در قالب فصل‌های آموزشی به مصرف‌کنندگان مواد مخدر ارائه می‌دهد،
اگر به متن و نوشتارهای این وادی‌ها دقت کنیم می‌بینیم که هرکدام از آن‌ها گره‌گشای بخش عمده‌ای از مشکلات و گره‌های زندگی ما هستند که تا به امروز  نمی‌دانستیم و نمی‌توانستیم  آن‌ها را بازنماییم وادی‌های آموزشی کنگره 60 برای درمان اعتیاد و در ادامه زندگی سالم، از موضوع تفکر آغاز می‌گردد (با تفکر ساختارها آغاز می‌گردد  و بدون تفکر آنچه هست روبه‌زوال می‌رود) و به موضوع محبت در وادی چهاردهم ختم می‌گردد (آنچه باور است محبت است و آنچه نیست ظروف تهی است.)
وادی‌ها دایره‌ای را تکمیل می‌نمایند که باز در انتها به هم می‌رسند. مسیر تفکر تا محبت و محبت که با تفکر رابطه تنگاتنگی دارد.
بنیان و مؤسس کنگره 60 جناب آقای مهندس دژاکام، جمله زیبایی را از دانشمند بزرگ، سهروردی نقل می‌نمایند که کسب معرفت در جهت خیر محض، رسیدن به محبت است.
بنا به‌قاعده بایستی عکس آن نیز صادق باشد؛ یعنی کسب معرفت در جهت شر محض نیز رسیدن به دشمنی و کینه و نفرت است، همان‌گونه که ما در دوران مصرف مواد مخدر و رسیدن به اعتیاد که کسب معرفت  در جهت شر بود به نفرت، کینه و دشمنی با خانواده و مردم رسیدیم.
اما حالا در پروسه درمان اعتیاد، عکس آن مسیر را می‌پیماییم و در جهت خیر محض که برای ما درمان اعتیاد و خروج از ظلمات اعتیاد و تحت نیروی شیطانی  بودن است، حرکتمان را آغاز می‌نماییم و در جهت خیر محض کسب معرفت می‌نماییم.
پیمودن و عبور کردن از وادی‌های کنگره 60 به مفهوم آموزش، یادگرفتن و عمل به آن‌هاست، چیزی جز کسب معرفت در جهت خیر و صلاح محض نیست و قطع به‌یقین، ما را به وادی محبت می‌رساند و به همین دلیل موضوع محبت در وادی چهاردهم قرارگرفته است.
 سفر اول برای درمان اعتیاد در کنگره 60 حداقل 10 ماه زمان می‌برد و در این مدت، مسافر یا به دانایی و معرفت نسبی می‌رسد و اعتیاد خود را برای همیشه درمان می‌کند و یا اینکه نمی‌رسد و از درمان بازمی‌ماند.
درمان اعتیاد بدون رسیدن به دانایی غیرممکن است. در پیام سفر اول که یکی از زیباترین پیام‌های کنگره 60 می‌باشد و خود به‌تنهایی یک کتاب است، برای مسافران سفر اول وعده پاداشی نیکو داده می‌شود. "اما بیندیش که وقتی این سفر تمام شد، آنجا تو را پاداشی نیکو خواهد بود و آن پاداش بند عشقی است که بیت تو و قدرت مطلق الله برقرار می‌گردد"
این بند عشق چیزی جز عشق و محبت به خالق و محبت و خدمت به مخلوق نیست که نتیجه رسیدن به دانایی و کسب معرفت و علم و آگاهی در جهت صراط مستقیم و دوری از ضد ارزش‌هاست.
اصولاً صحبت کردن از محبت و دوست داشتن، برای انسان‌هایی که به دانایی نرسیده‌اند، امری عبث و بیهوده است و به‌واقع فقط بازی کلمات است بدون احساس و بدون درک معنا و مفهوم.
شاید تصور شود که محبت را همه انسان‌ها دارند و احساس می‌کنند و این موضوع ربطی به دانایی ندارد، هر انسانی فرزند خود را دوست دارد والدین خود را دوست دارد  چه دانا باشد و چه نباشد.
در پاسخ این سؤال یا نظریه باید بگوییم که محبت بر دو نوع است، خاص و عام.
 محبت خاص این است که انسان موجودات متعلق به خود را اعم از بی‌جان و جان دار که نسبت به آن‌ها احساس مالکیت  می‌کند، دوست دارد مثل‌اینکه ما اتومبیل  خود را دوست داریم چون مال ماست، خانه خود را دوست داریم چون خانه ماست، فرزند خود را دوست داریم چون فرزند ماست، پدر و مادر خود را دوست داریم چون پدر و مادر ما هستند ، حال سؤال این است که آیا انسان‌های دیگر را دوست داریم؟  آیا فرزندان انسان‌های دیگر را هم دوست داریم، آیا همه پدر مادرها را دوست داریم؟
محبت خاص که ریشه آن احساس مالکیت است، از اولین و پایین‌ترین سطوح محبت است که برای موجودات پایین‌تر از مرحله انسانی یا حیوانات نیز صدق می‌کند، این نوع محبت ربط چندانی به دانایی ندارد.
 
اما محبتی که مدنظر وادی چهاردهم است، محبت عام است، محبتی که همه‌چیز و همه موجودات  و انسان‌ها را دربرمی گیرد، رسیدن به این سطح از محبت، کار ساده‌ای نیست، به حرف و سخن نیست، دنیایی است زیبا در پشت کوه تزکیه  و تصفیه و رسیدن به دانایی.
 تا زمانی که وجود ما سرشار از ناخالصی و صداهای ناهنجار و ناهمگون است، صدای زیبا و لطیف محبت را نخواهیم شنید، همان‌گونه که صدای یک ساعت را در شلوغی  و سروصدای زیاد نمی‌توانیم بشنویم، صدای محبت را در شلوغی و سروصداهای ناشی از ضد ارزش‌ها و احساسات منفی نخواهیم شنید،
 پیمودن وادی‌ها و فراگرفتن این قوانین  و عمل به آن‌ها چیزی جز تزکیه و تصفیه و رسیدن به دانایی نیست، در آن هنگام این صداهای زشت و ناهنجار  مانند حسادت، کینه، دشمنی خودخواهی و غیره.
به‌تدریج ضعیف می‌شوند و در فرایند تزکیه، از شهر  وجودی  ما رخت برمی‌بندند و آنگاه نوای زیبا و دل‌نشین محبت را احساس می‌کنیم که برای همه است. این محبت، محبت عام است  و همه‌چیز را دربرمی گیرد. در آن حالت همه انسان‌ها را دوست داریم، حتی آن‌هایی که با ما سنخیتی ندارند. در آن هنگام برای همه موجودات و آفریده‌های خداوند ارزش و احترام قائل هستیم و حتی با یک درخت نیز با احترام و دوست داشتن برخورد می‌کنیم.
یکی دیگر  از بزرگان می‌گوید، اگر حق را در خلق نیابی،    بیابی خانه، اما در، نیابی.
اگر ما حق و خداوند را که ادعا می‌کنیم بسیار دوست داریم و از کودکی  به ما آموخته‌اند که خداوند  را بیشتر از هر چیزی دوست داشته باشیم، در مردم، انسان‌ها و آفریده‌های خداوند نیابیم، انگار که خانه را پیداکرده‌ایم، اما درب آن را پیدا نمی‌کنیم و باالتبع هیچ‌وقت نمی‌توانیم  وارد خانه شویم، حتی اگر خیلی کارهای مثبت انجام داده باشیم و یا انجام بدهیم و در مسیر بندگی بسیار موفق باشیم اما با دیگر بندگان خدا رابطه درستی نداشته باشیم و محبتی بین ما و آن‌ها نباشد، یعنی حق را درنیافته‌ایم.
وادی چهاردهم به ما می‌گوید، آنچه باور است محبت است و آنچه نیست ظروف تهی است، فکر می‌کنم  آنچه باور است محبت است، شاید به این معنی باشد که هر آنچه  باور و اعتقادداریم  و به‌واسطه آن‌ها زندگی و موفقیت‌های خود را پی گیری می‌کنیم، اگر با چاشنی محبت نباشد و به محبت نرسد، فاقد ارزش و اعتبارند و آن باور و اعتقادی ما را به سرمنزل مقصود می‌رساند که در جهت خیر محض باشد و ما را به محبت برساند.
و آنچه نیست ظروف تهی است، انسان‌هایی که محبت ندارند و وجودشان از محبت  و دوست داشتن دیگران خالی است، درست مانند انسان‌هایی هستند که خالی و تهی هستند مانند ظرف‌های خالی. چقدر این جمله پرمغز و مفهوم است، اگر وجود ما ظرف باشد، هر چه از علم و دانش در درون این ظرف باشد  اما محبت نباشد، یعنی اینکه خالی است.
 
اگر دقت کرده باشیم، افکار منفی و ضد ارزش‌ها دشمن محبت  هستند، هر وقت می‌آیند محبت را از وجود ما اخراج می‌کنند و هر وقت محبت می‌آید افکار منفی و ضد ارزش‌ها از شهر وجودی ما اخراج می‌کند.
محبت عنصری است الهی، از خالص‌ترین عناصر است، عنصری است که در کنار ناخالصی‌ها جای نمی‌گیرد و برای رسیدن به  آن راهی جز کسب معرفت، علم و آگاهی و رسیدن به دانایی در کنار تصفیه و تزکیه وجود ندارد ضمن اینکه داشتن جسم سالم و فکر سالم و سیستم ایکس سالم ونیز برای رسیدن به محبت الزامی است. به شما عزیزان پیشنهاد می‌کنیم برای فراگیری وادی چهاردهم  متن اصلی وادی نوشته بنیان کنگره 60 آقای مهندس دژاکام و همین‌طور سی‌دی‌های وادی چهاردهم را تهیه و گوش کنید. متن وادی چهاردهم نوشته آقای مهندس به‌قدری خواندنی است که انسان از خواندن آن سیر نمی‌شود.
برای حسن ختام نیز همچون شروع مطلب، از پرچم‌دار محبت رعد کمک می‌گیریم:
"محبت اتفاق نیست، تقدیر نیست. محبت دامنه وسیع یک کمان بی‌انتهاست، واقعی است، صوری نیست. اگر باشد حقیقت است و دیدن حقیقت چشم دل می‌خواهد. به آن ارج بگذاریم."

نویسنده: دیده‌بان تحقیقات کنگره 60 مسافر علی خدامی

مسافرجمال


 


ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ پنجشنبه بیستم شهریور 1393 توسط مسافر جمال
به‌جرئت می‌توان گفت این موضوع، اگر نگوییم مهم‌ترین، یکی از مهم‌ترین دستور جلسات سالانه کنگره 60 می‌باشد. در بعد وسیع‌تر، این موضوع مهم‌ترین مسئله و پارامتری است که در مقوله درمان اعتیاد و آسیب‌های جسمی اعتیاد مطرح می‌شود. موضوع مخدرهای طبیعی بدن یکی از شاهکارهای خلقت خداوند و یکی از پیچیده‌ترین بخش‌های فیزیولوژی موجودات است. هنوز این موضوع از نقطه نظر دانش پزشکی به سطحی نرسیده است که علم پزشکی از آن شناخت کافی داشته باشد و به همین دلیل در کنگره 60 به آن سیستم ایکس X گفته می‌شود. موضوع مخدرهای طبیعی بدن برای اولین توسط دانشمندی به نام هیوجس کاسترلیز Hughes Kosterliz در سال 1975 میلادی مطرح گردید.

او و همکارانش پس از آزمایش‌های متعدد بر روی مغز حیوانات و انسان متوجه وجود مخدر طبیعی در مغز و دستگاه‌های عصبی شدند. در آن موقع آن‌ها توانستند 12 نوع از این مواد را شناسایی کنند و در قالب سه دسته یا خانواده: انکفالین، اندورفین و دینورفین نام‌گذاری کنند. آن‌ها به‌طور کلی به این یا مورفین درونی Morfin-Endogenous می‌گفتند

 

واژه اندورفین Endorphin نشان دهنده همین موضوع است. از آن زمان تاکنون دانشمندان توانسته‌اند شمار زیادی از مخدرهای طبیعی بدن را شناسایی کنند تا جایی که اکنون بیش از 250 نوع از این مواد شناسایی شده‌اند. از مهم‌ترین این مواد می‌توان به اپیورفین در بزاق دهان، استیل کولین، نوراپینرفین، دوپامین و سروتونین اشاره کرد. در حال حاضر این موضوع یکی شاخه‌های مهم دانش پزشکی است تا جایی که رشته‌ای تحت عنوان نورولوژی Neurology، انحصاراً برای شناخت این بخش از دستگاه عصبی به وجود آمده است

و اما موضوع اصلی این است که با وجود این که 34 سال از شناسایی این مواد توسط دانش پزشکی می‌گذرد، هنوز علم پزشکی متوجه اهمیت این موضوع در مسئله اعتیاد و درمان آن نشده است. در حال حاضر در هیچ کجای دنیا در مسئله درمان اعتیاد به اهمیت این سیستم و نقش حیاتی آن در درمان اعتیاد پی نبرده‌اند. هنوز نمی‌دانند که مصرف مواد مخدر در قسمت جسم و فیزیولوژی، دقیقاً این سیستم را هدف می‌گیرد و از کار می‌اندازد. هنوز هم در بسیاری از متدهای درمانی، از روش‌های کوتاه مدت سم زدایی و سایر روش‌هایی که فقط نام علمی دارند، استفاده می‌شود. هنوز هم متخصصین حوزه اعتیاد در دنیا در طول فرایند درمان اعتیاد، به تنها چیزی که توجهی ندارند، مسئله از کار افتادن سیستم تولید کننده مواد شبه افیونی در اثر مصرف مواد و چگونگی راه اندازی آن است. در حالی که این موضوع مهم‌ترین پارامتر در درمان اعتیاد به هر نوع ماده مخدر است.

این موضوع را با ایمان و جرئت تمام می‌گوییم که بنیان کنگره 60 و مبتکر روش درمان تدریجی اعتیاد (DST) یعنی آقای مهندس حسین دژاکام برای اولین بار در طول تاریخ بشر، پی به نقش حیاتی این سیستم در چگونگی اعتیاد و درمان آن بردند و برای اولین بار در دنیا (1376-1997) اعلام کردند که مهم‌ترین تخریب براثر مصرف مواد مخدر در قسمت جسم و فیزیولوژی، از کار افتادن سیستم تولید کننده مخدرهای طبیعی است و بر همین اساس صورت مسئله اعتیاد و مثلث درمان اعتیاد را ترسیم نمودند.

ایشان در ادامه با تأسیس کنگره 60، پروتکل درمان اعتیاد با متد DST را تنظیم و به جهانیان عرضه نمودند. به عقیده ما این رویداد یک کشف علمی بزرگ است. هر چند هنوز کسی متوجه اهمیت و بزرگی این کشف نشده است، اما مطمئن هستیم که در آینده طور دیگری به این رخداد توجه خواهد شد زیرا اثر حکم، همیشه در حال حیات قاضی به واقعیت بزرگ جلوه نمی‌نماید.

 

بر اساس این پروتکل و همین طور صورت مسئله اعتیاد، سؤال مهمی با این مضمون مطرح می‌شود.

امروزه در همه جای دنیا صحبت از این است که اعتیاد بیماری است. بسیار خوب. حالا بگویید که این بیماری در انسان چه تخریب‌هایی به وجود می‌آورد و یا خیلی ساده بگوییم که این بیماری با بیمار چه کرده است؟ کجا را خراب کرده است؟ بخش‌های آسیب دیده چه هستند؟ برای درمان آن‌ها چه باید کرد؟ و چقدر زمان می‌خواهد؟

 

متأسفانه تاکنون کسی جواب درستی به این سؤالات نداده است؛ اما کنگره 60 و پروتکل (DST) کاملاً شفاف و بدون ابهام و به‌صورت جامع به این سؤالات پاسخ می‌دهد.

 

صورت مسئله اعتیاد می‌گوید که مصرف مواد مخدر و در ادامه بیماری اعتیاد، سه بخش از شهر وجودی انسان را دچار آسیب و تخریب می‌نماید و از تعادل خارج می‌کند. این بخش‌ها عبارت‌اند از جسم، روان و جهان‌بینی و بر همین اساس مثلث درمان اعتیاد با سه ضلع با عناوین فوق ترسیم شده است.

سؤال بعد: در قسمت جسم به دلیل اعتیاد و مصرف مواد مخدر، چه آسیبی به وجود آمده است؟ کجای جسم آسیب دیده است؟

 

جواب: سیستم تولید کننده مخدرهای طبیعی و درون‌زاد از کار افتاده است و مخدرهای بیرونی مثل هرویین، تریاک، شیشه، حشیش، شیره، ترامادول، متادون و غیره جایگزین آن شده است و اگر شخص مواد مصرف نکند یعنی از بیرون مواد افیونی وارد نشود، شخص خمار می‌شود.

سؤال بعد: در قسمت روان چه اتفاقی افتاده؟

جواب: روان یا مجموعه صور پنهان، از آنجایی که وضعیت آن تابعی از وضعیت جسم و جهان‌بینی ماست، در بیماری اعتیاد به دلیل از تعادل خارج شدن ساختارهای جسم بر اثر مصرف مواد و از کار افتادن سیستم ایکس و از سوی دیگر به دلیل از تعادل خارج شدن تفکرات و جهان‌بینی به خاطر وابستگی به مواد، روان نیز در این میان از تعادل خارج می‌شود که ریشه اصلی آن در عدم تعادل جسم است.

سؤال بعد: در قسمت جهان‌بینی چه اتفاقی افتاده است؟

 

جواب: در قسمت جهان‌بینی یا تفکرات و بینش فرد، به دلیل وابستگی شدید به مصرف مواد مخدر و تصورات و افکاری که به دلیل این وابستگی و همین‌طور تخریب‌های وارد شده در قسمت جسم و عدم تعادل در قسمت روان، جهان بینی یا نگرش فرد به زندگی نیز کاملاً دستخوش تغییر و دگرگونی می‌شود و از حالت تعادل طبیعی خارج می‌شود که ما اصطلاحاً به آن جهان‌بینی افیونی و معتاد گونه می‌گوییم. خیلی ساده یعنی اینکه همه چیز را از زاویه نشئگی و خماری نگاه می‌کند.

سؤال بعدی: حالا چه باید کرد؟ درست کردن این‌ها و یا به عبارتی، درمان اعتیاد چقدر زمان می‌خواهد؟

 

جواب: اینکه چه باید کرد سؤالی است که بایستی با مطالعه کتاب عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر و جزوات و مقالات علمی کنگره 60 پاسخ آن را بیابید و اما زمان آن حداقل 10 ماه است تا سیستم تولید کننده مخدرهای طبیعی یا درونی یا ایکس راه اندازی شود و مثلث درمان اعتیاد یعنی جسم، روان و جهان‌بینی در کنار یکدیگر و به کمک یکدیگر به تعادل برسند.

 

سؤال: این مخدرهای طبیعی بدن که می‌گویید در کجای بدن تولید و یا ترشح می‌شوند؟ آیا جای خاصی یا غده خاصی وجود دارد؟

جواب: خیر جای خاصی و یا غده خاصی وجود ندارد و این که بگوییم در بدن غده خاصی وجود دارد که این مواد را تولید می‌کند نمی‌تواند کاملاً درست باشد.

برای اینکه به سؤال شما جواب بدهیم ابتدا بایستی کمی سیستم عصبی انسان را بشناسیم، البته من پزشک نیستم و چیز زیادی در این مورد نمی‌دانم اما چیزهایی را که یاد گرفتم می‌گویم.

 

به‌طور کلی دستگاه عصبی انسان را به دو بخش تقسیم می‌کنند. اعصاب مرکزی و اعصاب محیطی، اعصاب مرکزی با CNS شامل مغز و نخاع است. مراکز فرماندهی و کانال‌های مهم ارتباطی جسم انسان در این بخش متمرکز است.

از آنجایی که این بخش‌ها یعنی مغز و نخاع اگر آسیب ببینند دیگر ترمیم و بازسازی نمی‌شوند، بنابراین شدیداً از آن‌ها محافظت می‌شود، مغز در محفظه استخوانی بسیار محکمی تحت عنوان جمجمه محافظت می‌شود، نخاع نیز در کانالی که از وسط ستون فقرات عبور می‌کند نگهداری و محافظت می‌شود، این محافظت شدید از نخاع برای این است که آسیب نبیند، زیرا خدای نکرده اگر آسیب ببیند انسان فلج می‌شود و ترمیم هم نمی‌شود.

 

اعصاب محیطی به تمامی رشته‌های عصبی گفته می‌شود که از نخاع جدا می‌شوند و تمامی بدن را در بر می‌گیرند و در همه جا هستند و کار آن‌ها انتقال پیام‌ها از مغز و نخاع به تمام اعضای بدن و همین‌طور برگشت پیام‌ها از اعضا به نخاع و مغز

این رشته‌های عصبی از سلول‌هایی تشکیل شده‌اند که به آن‌ها نورون گفته می‌شود. نورون‌ها تشکیل دهنده و به و جود آورنده رشته‌های عصبی هستند. این نورون‌ها برای اینکه یکدیگر را خبر کنند و یا پیامی را به نورون کناری برسانند، فکر می‌کنید چه‌کاری می‌کنند؟

این سؤال مهمی است که آن‌ها با توجه به این که از هم جدا هستند چگونه به یکدیگر پیام می‌دهند و یکدیگر را خبر می‌کنند. آن‌ها برای این کار یک سری مواد شیمایی از خود ترشح می‌کنند که این مواد در فضای بین سیناپسی یا همان فاصله بین نورون‌ها حرکت می‌کنند و از نورونی به نورون دیگر می‌رسند. نورون بعدی این مواد را جذب می‌کند و در واقع پیام را در یافت می‌کند. به این مواد در اصطلاح پزشکی نوروترانسمیتر یا ناقل عصبی یا واسطه شیمایی گفته می‌شود. اگر به مفهوم واژه انگلیسی نوروترانسمیتر neurotransmitters دقت کنید کاملاً متوجه می‌شوید که از دو واژه نورون و ترانسمیتر به معنی حامل عصبی تشکیل شده است.

 

و اما سؤال مهمی که می‌خواستیم پاسخ دهیم، پاسخش دقیقاً اینجاست، مخدرهای طبیعی یا درونی که این‌قدر از آن‌ها صحبت می‌شود، همین نوروترانسمیتر ها یا مواد شیمیایی هستند که در بین نورون‌ها یا فضای بین سیناپسی حرکت می‌کنند و پیام‌ها را از نورونی به نورون دیگر منتقل می‌کنند، بنابراین، این مواد در تمام بخش‌های بدن وجود دارند و ترشح می‌شوند و نمی‌توانیم بگوییم که غده یا غدد خاصی وجود دارند که این مواد را تولید می‌کنند، هر چند در بسیاری از غدد نیز ممکن است تولید شوند اما مرکزیت آن در دستگاه عصبی است؛ بنابراین مخدرهای طبیعی یا مواد شبه افیونی در دستگاه عصبی و در دستگاه هورمونی تولید و ترشح می‌شوند.

 

 شکل سلول عصبی یا نورون شبیه یک درخت است، به شاخ و برگ‌های آن دندریت و به تنه آن آکسون می‌گویند، جایی که دندیرت ها از آنجا منشعب می‌شوند را جسم سلولی می‌گویند.

 

محلی که دندریت‌ها یا شاخ و برگ‌های نورون‌ها به هم کمترین فاصله را دارند، سیناپس می‌گویند. مواد شبه افیونی از انتهای آکسون یک نورون ترشح می‌شوند و توسط دندریت‌های نورون دیگر دریافت می‌شوند. انتقال پیام از یک نورون به نورون دیگر همین طور ادامه می‌یابد تا به مغز برسد و یا از مغز به اعضای بدن برسد.

جالب است بدانید که فعل و انفعالاتی که در نورون‌ها با دریافت پیام‌های شیمایی روی می‌دهد، الکتریکی است و به‌طور کلی گفته می‌شود که انتقال پیام‌ها در دستگاه عصبی فرایندی الکتروشیمیایی است.

 

بعضی از مخدرهای طبیعی مثل ضد دردهای قوی چون دینورفین و همین‌طور انکفالین ها و اندورفین‌ها سرعت انتقال پیام‌ها را در دستگاه عصبی کاهش می‌دهند و به همین دلیل به آن‌ها واسطه‌های مهاری می‌گویند، مثلاً اگر بخشی از بدن ما دچار درد شود، میزان درد واقعی به مغز نمی‌رسد زیرا قابل تحمل نیست، اما مواد ضد درد با کاهش سیگنال‌های درد و کاهش سرعت پیام اجازه نمی‌دهند که پیام درد به آن شکل به مغز برسد، در واقع کمی از آن به مغز می‌رسد و ما کمی از آن را احساس می‌کنیم.

 

بعضی دیگر از مخدرهای طبیعی سرعت انتقال پیام‌ها را در دستگاه عصبی افزایش می‌دهند. مواد مخدر نیز حسب شباهتی که به مواد شبه افیونی یا مخدرهای طبیعی بدن دارند به همین شکل عمل می‌کنند.

 

موضوع مهم دیگری که در مبحث سیستم ایکس مطرح می‌شود، این است که دامنه تأثیرات و نقش حیاتی این مواد در فیزیولوژی و تعادل ما بسیار بیشتر و فراتر از آن چیزی است که ما تصور می‌کنیم.

حقیقاتا نمی‌توان بخشی از عملکرد جسمی یا روانی و جهان بینی ما را نام برد که تحت تأثیر عملکرد این مواد نباشد. گوارش ما، شادی و ناراحتی ما، آرامش ما، اضطراب ما، هیجان، شادی و غم و اندوه ما، امید و ناامیدی ما، افسردگی و سرزندگی ما، تفکرات منفی و مثبت ما، خوش بینی و بدبینی ما، حالت چشم و موهای ما، رنگ چهره و پوست ما، پرخوابی و بی‌خوابی ما، مسائل زناشویی ما در انزال سریع و یا دیر، عشق و محبت ما، دوست داشتن و نفرت ما، صحبت کردن ما، روان صحبت کردن و یا بعضی وقت‌ها لکنت زبان ما، کم رویی و پررویی ما، فهم سریع و یا کند ما، هوشیاری و یا کند ذهنی ما، همه و همه تحت تأثیر این مواد قرار دارند.

 

حقیقاتا باور کردنی نیست، برای همین است که کنگره 60 که خود پیشگام و جلودار علم نورولوژی درمان اعتیاد می‌باشد در بیان و معرفی این سیستم از واژه X استفاده می‌نماید، متخصصین این رشته، یعنی نورولوژی و همین طور متخصصان درمان اعتیاد هنوز چشم و گوششان به روی اثرات شگفت انگیز این مواد بسته است و آن طور که باید باز نشده است و نمی‌دانند که در درمان اعتیاد، مهم‌ترین مسئله همین است. درمان اعتیاد هرگز اتفاق نمی‌افتد و مصرف کننده مواد مخدر هرگز به رهایی حقیقی نمی‌رسد، مگر این سیستم به‌طور کامل راه اندازی شود، متخصصان اعتیاد در دنیا هنوز نمی‌دانند که قطع ناگهانی مصرف مواد مخدر بدون جایگزین مناسب چنان ضربه‌ای به عملکرد این سیستم وارد می‌نماید که شخص تا ابدالدهر از عدم تعادل تمامی بخش‌های شهر وجودی خود رنج می‌برد. ما در کنگره 60 به تجربه دانستیم که بهترین دارویی که شرایط مناسب را جهت راه اندازی کامل این سیستم در بیماری اعتیاد فراهم می‌نماید، ا اپیوم یا اپیوم تینکچر Opium & Opium tincture با علامت اختصاری OT است.

 

بعد از درمان اعتیاد، فیزیولوژی سالم، یا به عبارتی جسم سالم همراه با ورزش و تفکرات سالم در عملکرد مطلوب سیستم تولید کننده مواد شبه افیونی نقش بسیار بسزایی دارند؛ به عبارت دیگر عملکرد سیستم ایکس تابع دو پارامتر یا عامل باسیم یا بی‌سیم است. باسیم، منظور سیستم تولید کننده مخدرهای طبیعی در دستگاه عصبی و هورمونی است که با سلامت جسمی، تغذیه، خواب و ورزش مناسب به حداکثر کارایی می‌رسد. منظور از عامل بی‌سیم نیز تفکرات و اندیشه ماست به این صورت که افکار مثبت و عملکرد مثبت ما و دوری از ضد ارزش‌ها چه در فکر و چه در عمل، باعث تقویت این سیستم می‌شود و بالعکس افکار و اعمال منفی و ضد ارزش باعث تضعیف این سیستم می‌شود.

در متد درمانی کنگره 60 DST، افرادی که تحت درمان اعتیاد قرار می‌گیرند با پایان سفر اول و ورود به سفر دوم، سیستم ایکس یا تولید کننده مخدرهای طبیعی بدن آن‌ها در سلامت کامل و با حداکثر کارایی خواهد بود.

نویسنده: دیده‌بان تحقیقات کنگره 60 مسافر علی خدامی                                               مسافرجمال

 


برچسب‌ها: درمان اعتیاد, کنگره 60, محبت, دستور جلسات هفتگی
ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ جمعه چهاردهم شهریور 1393 توسط مسافر جمال

دل‌هایی که روی کلمه تقوا و محبت نوشته‌شده به هرجایی که بخواهند پرواز می‌کنند و کائنات در مقابل آن‌ها سر تعظیم فرود می‌آورند

اینجا کنگره 60 است مکانی امن و آرام برای درمان اعتیاد که تمامی خدمت‌گزاران و گردانندگان آن نیز کسانی هستند از جنس خود افراد آن همان کسانی که زمانی خود مصرف‌کننده بودند.داستان عجیبی است داستان دلدادگی همه عزیزانی که روزگاری در سرزمین برهوت  سرگردان بودند همانانی که حال جامه سفید بر تن و نشان عشق بر گردن دارند

خدایا چه شده! چه معجزه‌ای رخ داده که اکنون این افراد در کمال آرامش و تعادل و احترام و در نهایت نظم و برنامه‌ریزی در قالب‌های اداره‌کننده کنگره 60 جای می‌گیرند و به بهترین شکل ممکن خدمت می‌کنند آن هم به دور از کوچک‌ترین بی‌نظمی.به شعبه خودمان (رباط کریم ) که نگاه می‌کنم همه چیز خوب، آرام، و سر جای خودش قرار دارد. تا به حال در هیچ مکانی جز اینجا آرامش را به معنای واقعی تجربه نکرده بودم.

همه می‌دانیم اداره یک مکان کوچک مثل خانه و خانواده هم سختی‌های خاص خودش را دارد چه برسد به اداره مکانی که روزانه 100 الی 400 نفر در آن رفت‌وآمد می‌کنند، مشاوره می‌شوند، درمان می‌شوند، آموزش می‌بینند و...

اما چه کسانی این مکان را به زیبایی و درستی اداره و مدیریت می‌کنند تا ما بتوانیم در آن به راحتی درمان شویم و آموزش ببینیم ؟

آری گردانندگان آن کسانی هستند که روزگاری خود در قعر تاریکی اعتیاد بوده‌اند و این کوچک‌ترین معجزه کنگره 60 است!

تمامی نظم و برنامه‌ریزی‌ها و قوانین کنگره توسط خود افراد کنگره صورت می‌گیرد و این حقیقت بزرگ:صفت گذشته در انسان صادق نیست چون جاریست

امروز با وجود کنگره و آموزش‌ها و روش درمان آن افراد زیادی توانسته‌اند با کوله باری از دانسته‌ها و تجربه‌ها روی پای خود بایستند و استعدادهای خود را شکوفا سازند استعدادهایی که روزی خود گمان می‌کردند به تاراج رفته و برگشتی ندارد اما حال این توانایی‌ها برگشته و ما به عینه این افراد را در کنگره می‌بینیم که ایجنت و مرزبان هر شعبه در کنگره 60 نیز از این دسته هستند.

مرزبان‌ها در هر شعبه ستون و حافظ نظم و انضباط  آنجا هستند تا کنگره از چارچوب خود خارج نشده و دچار بی‌نظمی و انحراف نشود آن‌ها قدرت اجرایی نمایندگی‌ها می‌باشند که این برنامه‌های اجرایی شامل قوانین – برنامه‌ها- حرمت‌ها - نظم و انضباط  و... می‌باشد.

افرادی که مرزبان می‌شوند یک سال از رهایی آن‌ها می‌گذرد و به صورت مرتب در کنگره حضور دارند و سابقه فعالیت و خدمت در کنگره را نیز دارند این افراد به وسیله انتخابات و توسط افراد کنگره انتخاب می‌شوند.

افرادی که مرزبان می‌شوند با وجود فعالیت‌هایی که دارند اما به بعضی قوانین آشنایی ندارند و نیازمند به فردی هستند تا قوانین را به آن‌ها بگوید و همین طور نظارت بر عملکرد مرزبان و اجرای کامل و صحیح قوانین کنگره بر عهده شخص دیگری می‌باشد که ایجنت نام دارد گروه مرزبانی هم مثل لژیون‌ها که نیاز به راهنما دارند به راهنما جهت پیشبرد اهداف کنگره نیازمند است و راهنمای مرزبانان نیز همان ایجنت می‌باشد. شخص مرزبان برای انجام امور و کارهای خود باید از ایجنت کمک گرفته و مسائل را با او مطرح نماید

در واقع ایجنت یعنی ناظر و یک نوع مدیریتی است که نبود آن می‌تواند مشکلاتی را ایجاد کندیک مرزبان و ایجنت از ته قلب و با تمام توان وقت و انرژی خود را صرف خدمت به کنگره می‌کنند.

می‌دانی چرا؟؟

زیرا آن‌ها در جریان بیماری اعتیاد و قرار گرفتن در خط سبز کنگره معنی واقعی محبت را پیداکرده‌اند آن را لمس کرده و طعم حقیقی خدمت و عشق ورزیدن به دیگران را چشیده‌اند.

انسان‌ها در هر جایگاهی در جامعه قرار می‌گیرند در قبال  خدمتی که انجام می‌دهند پول دریافت می‌کنند اما در کنگره افرادی که خدمت می‌کنند در قبال آن انرژی مثبت دریافت می‌کنند چون در قبال خدمت از پول و مادیات از ته دل گذشته‌اند و در نتیجه به عشق و محبت، آرامش دست می‌یابند.

راز موفقیت تک‌تک نمایندگی‌های کنگره 60 خدمت صادقانه ایجنت و مرزبانانی است که بدون چشم‌داشت مادی در خدمت گذاری از هم برای بقاء اهداف کنگره سبقت می‌گیرند و در نهایت این عزیزان حتی کارهای کوچکشان را با عشق‌های بزرگ انجام می‌دهند و همین است رمز عشق و محبت در کنگره زیرا با مهر به یکدیگر گره می‌خورند.

ما نیز در کنگره آموخته‌ایم که باید از افرادی که به صورت داوطلبانه خدمت می‌کنند قدردانی کنیم که این قدردانی‌ها در روزهای خاصی انجام می‌شود مثل روز راهنما، روز همسفر...و امروزایجنت و مرزبانو این قدردانی می‌تواند با پاکت پول، با نوشته یا یک پیام کوتاه باشد ولی حتماً باید تشکر و قدردانی انجام شودو این هفته نیز وظیفه ما قدردانی و احترام به جایگاه ایجنت و مرزبانی نمایندگی خود می‌باشد.

 

با تشکر از زحمات همه این عزیزان


برچسب‌ها: درمان اعتیاد, کنگره 60, محبت, دستور جلسات هفتگی
ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ شنبه هشتم شهریور 1393 توسط مسافر حسین

به گزارش روابط عمومي ستاد مبارزه با مواد مخدر؛ حسن موسوي چلك در اين رابطه گفت: يكي از نيازهاي ضروري مردم در هر جامعه‌اي آشنايي با منابع اجتماعي آن جامعه است، طبيعتاً كشور ما از اين امر مستثني نيست و مردم نياز دارند با منابع اجتماعي كشورشان آشنا شوند.

وي در ادامه، تسهيل در دسترسي به مراكز مجاز فعاليت در حوزه مبارزه با مواد مخدر را يكي از نيازهاي مردم در اين حوزه برشمرد و افزود: براي اينكه مردم به مراكز مجاز دسترسي داشته باشند لازمه‌اش اين بود كه ستاد مبارزه با مواد مخدر با همكاري دستگاه‌هاي مختلف مشخصات مراكزي را كه دسترسي‌اش براي مردم راحت باشد، فراهم كند، به همين منظور بانك اطلاعات سازمان‌هاي غير دولتي در دستور كار اين دفتر قرار گرفت.

مديركل دفتر توسعه مشاركت‌هاي مردمي ستاد با بيان اينكه ستاد سامانه‌اي به نام سامانه ملي اطلاعات مبارزه با مواد مخدر دارد كه حاوي كليه اطلاعات حوزه‌هاي مبارزه اعم از مقابله، درمان، پيشگيري، مشاركت‌هاي مردمي و... است، تصريح كرد: بانك اطلاعات سازمان‌هاي غير دولتي يكي از موضوعات اين سامانه است و چند بخش دارد، يك بخش آن ليست مراكز مجاز است كه در راستاي آن، مكاتبه‌اي با استان‌ها انجام شد تا آنها كليه مراكز مجاز خود را اعلام كنند. تاكنون اطلاعات و مشخصات مراكز مجاز 13 استان از جمله تهران شرق، اصفهان، اصفهان خراسان جنوبي، كرمانشاه، بوشهر، سمنان، سيستان و بلوچستان، قم، قزوين، كردستان، آذربايجان شرقي، زنجان و گلستان در اين بانك وارد شده است.

موسوي‌چلك اظهار اميدواري كرد: تلاش داريم تا پايان سال، اطلاعات كليه مراكز مجاز فعال در حوزه‌هاي پيشگيري، درمان و كاهش آسيب عرصه مبارزه با مواد مخدر به اين بانك وارد شود.

وي افزود: پس از وارد شدن مشخصات كليه مراكز استان‌هاي كشور، طبق توافقي كه در آخرين جلسه ستاد صورت گرفت كليه دستگاه‌ها موظفند هنگام صدور مجوز، پروانه فعاليت را براي دبيرخانه شورا ارسال كنند، اين امر باعث مي‌شود براي هر مركزي كه پروانه تمديد يا صادر مي‌شود، ما نيز در جريان باشيم و بلافاصله از طريق استان‌ها، مراكز را به روز كنيم. اين بانك اطلاعاتي كمك مي‌كند مردم با مراكز مجاز در استان خود آشنا شوند.

اين مقام مسئول در ستاد بيان كرد: بخش دوم بانك شامل اسناد، قوانين، مقررات، آيين‌نامه‌ها و دستورالعمل‌هاي مرتبط با سازمان‌هاي غير دولتي در حوزه مبارزه با مواد مخدر است تا مردم، كارشناسان و افراد ذي‌ربط بتوانند از اين طريق به اطلاعات دسترسي داشته باشند.

موسوي افزود: بخش سوم بانك شامل معرفي اجمالي از برنامه‌ها و فعاليت‌هاي مراكز براي آشنايي بيشتر مردم است و بخش آخر نيز معرفي منابع علمي و اطلاعات علمي در ارتباط با مشاركت‌هاي اجتماعي و سازمان‌هاي غير دولتي مي‌باشد.

وي گفت: تلاش داريم تا پايان سال‌جاري همه مراكز مجاز استان‌ها را به اين سامانه وارد كنيم، بدون شك داشتن اين اطلاعات و در دسترس بودن براي كارشناسان، مسئولين و مردم مي‌تواند مفيد باشد تا آنان از ظرفيت‌هاي غير دولتي بر حسب نياز به بهترين شكل ممكن استفاده كنند.

 

منبع خبر:  روابط عمومي ستاد مبارزه با مواد مخدر93.06.02

 

 گزارشگر خبرگزاری اعتیاد: مسافر حسین گورنگی


برچسب‌ها: درمان اعتیاد, کنگره 60, محبت
ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ دوشنبه سوم شهریور 1393 توسط مسافر حسین
در کنگره 60 ، 52 جلسه در سال تشکیل می شود، این دستور جلسات کاربردی است، می توانیم از آنها استفاده نماییم . ممکن است کلید سختی ها و مشکلات ما باشند، این هفته دستور جلسه قضاوت و جهالت می باشد.


شاید برای بعضی از مسافران و همسفران برایشان سوال باشد یعنی چه؟ چه ربطی به درمان اعتیاد دارد؟ زمانی که جلسه شروع می شود، 14 ثانیه سکوت برقرار می شود که از جهل و نادانی خود به خداوند پناه ببریم زیرا همین جهالت باعث شده که افرادی مواد مخدر استفاده کنند، حال خواسته یا ناخواسته فرقی نمی کند اما زمانی که وارد کنگره 60 میشوند و شروع به سفر می کنند و در لژیون قرار می گیرند، اگر طبق قوانین و گفته های راهنما عمل نمایند و در مورد هم لژیونی ها و دیگر افراد کنگره قضاوت نکنند قطعا سفر خوبی خواهند داشت.
 

زمانی که در مورد دیگران قضاوت می کنیم باعث می شود انرژیمان از بین برود، انرژی که باید صرف کارهای خودمان از جمله درمان و آموزش شود، قضاوت کردن در مورد انسان ها در ما تخریب ایجاد میکند و آرامش و آسایش ما سلب می شود. انسان همیشه بر سر دوراهی قرار می گیرد و با اختیار خود راه خویش را انتخاب می کند و در هر جایگاه و مقامی دائما در حال قضاوت می باشد، برای مثال: چرا باید این لباس را بپوشی، چقدر چاق شدی، چرا اینجوری راه می روی و ... مثلی معروف در مورد قضاوت وجود دارد: اگر می خواهی درباره راه رفتن کسی قضاوت کنی کمی با کفش های او راه برو.
 

کسانی که دائما در مورد دیگران قضاوت می کنند در زندگی شخصی هدف و برنامه مشخصی ندارند، حتی قضاوت کردن در مورد فرزندان و همسر باید در حدی باشد که وارد حریم خصوصی آنها نشویم.


قضاوت رابطه مستقیمی با جهالت دارد . قضاوت به معنای حکم کردن و جهالت به معنای ندانستن است . قضاوت کردن بسیار دشوار است و هر کسی نمی تواند قضاوت نماید. کسی می تواند قضاوت کند و حکم صادر نماید که علم و دانش آن را دارد و درس قضاوت را خوانده باشد و مراحلی را پشت سر گذاشته باشد.
 

هر چه سطح دانایی بالا باشد ، قضاوت راجع به دیگران پایین تر است، انسان جاهل بیشتر در مورد دیگران قضاوت میکند و در هر کاری دخالت می نماید.
 

در جهان بینی، مثلث جهالت مقابل مثلث دانایی قرار دارد، مثلث جهالت از سه ضلع تشکیل شده است: ترس، منیت، ناامیدی.
 

کسی که در مورد دیگران قضاوت میکند امکان دارد از ترس، منیت و حتی ناامیدی باشد، گاهی با قضاوت کردن می خواهیم از خود فرار کنیم، نباید در مورد کسی قضاوت کنیم زیرا نمی دانیم زندگی آنها چگونه است و چه بر آنان می گذرد و در چه شرایطی هستند.


ما ظاهر امر را می بینیم و از باطن بی خبریم، بیشتر قضاوت ها در ظاهر است زیرا هر چه چشممان ببیند سریع مورد قضاوت قرار می دهیم، برای لحظه ای تفکر نمی کنیم که شاید اینگونه نباشد که ما می بینیم.
 

جهل در قران کریم 24 بار به کار رفته است، جهل دو بعد دارد، یک مرتبه جهل در برابر علم و در مرتبه بعدی جهل در برابر عقل، یعنی شخص خودش را به جهالت بزند و به علم خود عمل نکند.
 

قضاوت نکنیم تا مورد قضاوت دیگران قرار نگیریم.


برچسب‌ها: درمان اعتیاد, کنگره 60, محبت, دستور جلسات هفتگی
ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ شنبه یکم شهریور 1393 توسط مسافر حسین

 

نگفتم هماهنگ شده...

 

تاتصویر بدنیا آمدن یک کودک نوزاد معتاد در حاشیه اتوبان در تهران...


برچسب‌ها: درمان اعتیاد, کنگره 60, محبت, دستور جلسات هفتگی
ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ شنبه بیست و پنجم مرداد 1393 توسط مسافر حسین

بر اساس پروتکل درمان اعتیاد در کنگره 60 (DST) برای رهایی کامل از اعتیاد و قطع تمامی بندها و پیوندهای اعتیاد با شهر وجودی انسان، بایستی سه ضلع مثلث درمان اعتیاد، یعنی جسم، روان و جهان بینی به‌موازات یکدیگر و با پشتیبانی یکدیگر به تعادل و سلامتی برسند.

معمولاً هر یک از دستور جلسات سالانه کنگره 60 به یکی از این اضلاع مربوط می‌شود. فرود دستور جلسه این هفته بر روی ضلع جهان بینی درمان اعتیاد است و اگر این فرود درست باشد و پیام این دستور جلسه یعنی وادی سیزدهم را با گوش جان بشنویم، تغییر شگرفی در دیدگاه و جهان بینی ما به وجود می‌آید و بسیاری از پیوندها و مسائلی که تارهای وجودی ما را به نادرستی به هم وصل نموده است، گسسته خواهد شد.

وادی سیزدهم می‌گوید: پایان هر نقطه سرآغاز خط دیگری است.

ممکن است در تفکرات و دیدگاه‌های ما این گونه جا افتاده باشد که بسیاری از مسائل زندگی ما و موضوعات و اهدافی که برای رسیدن و دستیابی به آن‌ها تلاش می‌کنیم، روزی به پایان خواهد رسید و.از آنجایی که تصویری از وقایع بعد از این پایان نداریم، بنابراین نقطه پایان را به‌عنوان پایان قطعی و تمام شدن می‌انگاریم و قدر مسلم چنین برداشتی می‌تواند در حس و تفکر ما ایجاد ناامیدی و یاس و یا سهل انگاری نماید. اگر بخواهیم برای این موضوع مثال بیاوریم می‌توانیم به تکیه کلامی که در فرهنگ عامیانه خیلی از آن استفاده می‌شود، اشاره نماییم. آن تکیه کلام این است. «خوب بعدش چی» حتماً این جمله را زیاد شنیده‌ایم. مثلاً شخصی در حال طی کردن تحصیلات مقطع متوسطه است، ممکن است او تصور کند که نتواند وارد دانشگاه شود و پایان دوره متوسطه برای او پایان دوره تحصیلات باشد و به همین دلیل نسبت به ادامه موفقیت آمیز تحصیلش ناامید شود و بگوید درس بخوانم که چه شود، بعدش چی، در بعد وسیع‌تر اگر بخواهیم مثال بیاوریم می‌توانیم به بعضی دیدگاه‌ها در خصوص زندگی اشاره کنیم و مثال بیاوریم بعضی‌ها اعتقادی دارند به آخرت و زندگی پس از مرگ ندارند و پایان زندگی را پایان همه چیز می‌دانند و همین مسئله باعث می‌شود مسیر زندگی را به‌درستی طی ننمایند. خیلی‌ها در موارد و رویدادهای جزئی زندگی نیز با پایان هر دوره یا وضعیتی دچار ناامیدی و یاس می‌شوند. اگر مسئولیتی در جایی داشته‌اند با پایان دوره مسئولیت ممکن است فکر کنند که همه چیز تمام شده است.

وادی سیزدهم نکته بسیار مهمی را مطرح می‌کند که دقیقاً احساسات و تفکرات از این دست را کاملاً از بین می‌برد و به ما می‌آموزد که پایان هر نقطه سرآغاز خط دیگری است، اگر دوره‌ای تمام می‌شود، دوره‌ای دیگر آغاز می‌شود، اگر روزی به پایان می‌رسد روز دیگری آغاز می‌شود، اگر دوره تحصیلات به پایان می‌رسد دوره دیگری می‌تواند آغاز شود، اگر زندگی به پایان می‌رسد، به شکل دیگری آغاز می‌شود، هر پایانی به‌منزله آغاز دیگری است و اگر پایانی در کار نباشد آغازی نیز نخواهد بود، بنابراین از پایان نباید دل‌تنگ و یا ناامید باشیم، بلکه بایستی آماده آغازی دیگر باشیم.

نکته ظریف و بسیار مهمی که در این آغاز و پایان‌ها مطرح می‌شود این است که چگونه مراحل، دوره‌ها و مقاطع را به پایان می‌رسانیم، زیرا این چگونگی و یا کیفیت پایان در کیفیت آغاز نقش بسیار مهمی دارد، خیلی ساده اگر بخواهیم اشاره کنیم باید بگوییم که خط به خط داستان زندگی‌مان را خودمان می‌نویسم اگر خطی را خوب بنویسیم و به پایان ببریم، خط بعدی را نیز خوب شروع خواهیم کرد.

این مسئله تماماً ً در اختیار ماست که خط بعدی را چگونه بنویسیم از هم اکنون تعیین می‌کنیم که خطوط بعدی زندگی ما چگونه باشد، آیا سرشار از شادی‌ها و موفقیت‌ها باشد و یا آکنده از غم و اندوه و با بار منفی و شکست. اگر تا کنون داستانی مصیبت بار را برای زندگی خود نوشته‌ایم می‌توانیم از این به بعد را درست و آن‌طور که دوست داریم بنویسیم. البته اگر بخواهیم. وادی سیزدهم به ما می‌آموزد که همیشه بایستی در آماده باش کامل برای رویدادهای زندگی باشیم و بدانیم که بعد از هر پایان، آغازی دیگر است که شروع می‌شود و هیچ وقت پایانی بدون آغاز دیگر وجود ندارد، داستان زندگی ما هیچ وقت تمام نمی‌شود، همیشه جاری و ساری است و ما همیشه خواهیم بود، اما چگونه بودن و چگونه ادامه دادن، چگونه به پایان رساندن و چگونه آغاز کردن است که بسیار مهم است. اگر در صراط مستقیم باشیم و قوانین زندگی را بدانیم و به مسئولیت‌های خود واقف باشیم و کارمان را درست انجام دهیم، قدر مسلم اکثر این پایان‌ها و آغازها دل‌چسب و شیرین خواهد بود.

و اما مسئله اصلی خودمان یعنی درمان اعتیاد.

اگر دقت کنیم وادی سیزدهم جزء آخرین وادی‌هاست و بعد از وادی سیزدهم فقط یک وادی وجود دارد یعنی وادی چهاردهم، آیا تا به حال پرسیده‌ایم چرا موضوع «پایان هر نقطه سرآغاز خط دیگری است»، در سیزدهمین وادی مطرح شده است؟

اگر چهارده وادی کنگره 60 را به‌عنوان سرفصل‌های آموزشی جهت به تعادل رساندن ضلع جهان بینی درمان اعتیاد در نظر بگیریم و فرض را بر این بگیریم که در دوره سفر اول و درمان اعتیاد، شخص به‌طور نسبی با این وادی‌ها و قوانین آشنا می‌شود و همزمان مسیر درمان اعتیاد و به تعادل رسیدن جسم و روان را می‌پیماید، بنابراین در پایان دوره درمان و سفر اول به وادی سیزدهم می‌رسد. وادی سیزدهم ضمن اینکه حامل پیامی عام و بسیار مهم برای تمام امورات زندگی ماست و از جزئی‌ترین تا کلی‌ترین مسائل زندگی را در بر می‌گیرد، حامل یک پیام اختصاصی برای درمان اعتیاد نیز می‌باشد و آن این است که به فرد می‌آموزد که بداند پایان سفر اول، پایان کار نیست و پایان سفر اول به معنی آغاز سفر دوم است. هر چند کنگره 60 معتقد است که در سفر اول و با به تعادل رسیدن ساختارهای جسم، روان و جهان بینی، مصرف کننده مواد مخدر به درمان کامل می‌رسد اما برای رسیدن به تعادل بیشتر و پایه‌های مستحکم، بایستی در سفر دوم نیز همانند سفر اول با تمام توان پیش برود. نباید تصور کند که سفر اول من به پایان رسید و دیگر همه چیز تمام شده است. خیر، پایان این نقطه سرآغاز خط دیگری است و برای خوب نوشتن خط بعدی یعنی سفر دوم نیز بایستی مانند نوشتن خط اول یا همان سفر اول، کوشا و فعال بود، وادی سیزدهم با این جمله کوتاه و مختصر پیام بسیار مهم و وزینی را به ما ارائه می‌کند که می‌تواند رنگ و لعاب دیگری به زندگی ما بدهد. وادی سیزدهم ما را امیدوار به ادامه موفقیت آمیز زندگی می‌نماید و به ما می‌فهماند که آغازهای بی‌شمار در انتظار ماست. پس این سرا، سرای توقف، رکود و سکون و یاس و ناامیدی نیست، یک سفر اولی سفر اول را تمام می‌کند، شخص دیگری سفر اول را آغاز می‌کند، شخصی به درمان اعتیاد می‌رسد، شخصی دیگری خود را به‌عنوان تازه وارد معرفی می‌کند. سفر اول تمام می‌شود، سفر دوم آغاز می‌شود و بایستی کمک راهنما بشود. کمک راهنما می‌شود، باید رهجو جذب کند، رهجو می‌گیرد، بایستی رهجو به رهایی برسد. رهجویی به رهایی می‌رسد و رهجویی دیگر وارد لژیون می‌شود و این داستان همچنان ادامه دارد.

برای حسن ختام مطلب، فرازی بسیار زیبا از مطلع وادی سیزدهم نوشته آقای مهندس دژاکام را باهم می‌خوانیم.

از قلم است که گام‌های بلندش در سراسر گیتی، روان و جاری می‌شود. گویی جوی‌ها به هم می‌پیوندند تا رود یا رودهای خروشان را تشکیل دهند و آن محتوا را به همه انسان‌ها برسانند. این‌ها مجموعه‌ای هستند که اهداف و خواست‌های بشری را شکل می‌دهند و از تصویر به تصویر و از تصویر به بنای حقیقت می‌رسانند و آن بنا ساختاری است که نادانان در پی ویرانی آن بوده و هستند و دانایان در پی بنای آن، ولی همیشه پایان هر نقطه سرآغاز خط دیگری بوده و هست و خواهد بود و اکنون سرآغاز خط دیگری است که:

جویبارها روان شده‌اند و همه در یک نقطه به هم خواهند رسید و بستری پربار را تشکیل خواهند داد که به اقیانوس بزرگ منتهی خواهد شد و آنگاه با فّر ایزدی به مکان‌هایی که فرمان از آنجا می‌آید گسیل خواهند شد و دوباره شکوه سپاه را به شکل دیگری قدرت مطلق به نمایش خواهد گذاشت که فرمان آن جنگ نیست، بلکه فرمان آن دادن محبت است، به هرکس که در وجودش نور موج داشته باشد و این دیگر ابتدا و انتها ندارد، از آسمان بر خاک و از خاک بر بیکران خواهد بود.

به شما عزیزان توصیه می‌کنیم برای درک بیشتر وادی سیزدهم و اهمیت آن در مقوله درمان اعتیاد، سی دی مربوط به این وادی از سری سخنرانی‌های جناب آقای مهندس دژاکام پایه گذار و مؤسس کنگره 60 را تهیه و گوش فرا دهید.


برچسب‌ها: درمان اعتیاد, کنگره 60, محبت, دستور جلسات هفتگی
ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ شنبه بیست و پنجم مرداد 1393 توسط مسافر حسین
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه بیست و دوم مرداد 1393 توسط مسافر حسین

گرچه معتادان به مواد مخدر، همگی به نوعی قربانی محسوب می‌شوند اما در این میان هستند کسانی که ناخواسته درگیر این معضل شده و گاه مجبورند تا پایان عمر با آن دست و پنجه نرم کنند و آینده خود را در این میان تیره و تاریک ببینند؛  فرزندانی که با به ارث بردن ژن‌های اعتیاد از والدین معتاد خود، ناخواسته و بدون هیچ دخالتی درگیر دیو افیون شده‌اند، یکی از معضلات جامعه امروزی ما هستند.



به گزارش آرمان، قصه، قصه رنج، درد، تنهایی و فقر است. اگر نگوییم فقر مالی، فقر فرهنگی پدران و مادرانی که آینده فرزندانشان را به دست تباهی می‌سپارند از مهمترین دلایل وقوع این پدیده است. فکر کردن به وضعیت کودکانی که در میان نشئگی و خماری پدر و مادری كه نمی‌دانند چرا بچه‌دار می‌شوند، به دنیا آمده، رشد می‌کنند و بزرگ می‌شوند بسیار ناراحت‌کننده است. نوزادی كه دوران جنینی را شریك اعتیاد مادر شده و با همین میراث هم متولد می‌شود. نوزاد معتاد پدیده‌ای است كه بر آمارشان اضافه می‌شود.

طبق یافته‌های پزشکی زمان خروج مواد از بدن نوزاد سال‌ها به طول می‌انجامد آن هم در صورتی که، در معرض این مواد نباشد زیرا، اثرات مواد از طریق جفت به جنین وارد و در هنگام تولد آثار مسمومیت به مواد مخدر و نشانه‌های ترک آن از جمله آبریزش بینی، عطسه و خمیازه، تشنج، پرش‌های عضلانی، عدم شیر خوردن کافی، کم خونی، اسهال و استفراغ دیده می‌شود. بعد از آن نیز زمینه ساز بروز بیماری‌های گوارشی و تنفسی در نوزاد شده و باعث ایجاد اختلالات شخصیتی و روانی و احتمال انتقال بیماری‌هایی مانند هپاتیت ویروسی و ایدز می‌شود.

 آسیب های اجتماعی ناشی از والدین معتاد

علاوه بر مساله اعتیاد در نوزادان، به‌طور کلی والدین معتاد اثرات نامطلوب دیگری هم بر جامعه گذاشته و جامعه را دچار آسیب‌های اجتماعی دیگری می‌کنند چرا که، هستند والدینی كه دست به هر كاری برای گذراندن امرار معاش خود می‌زنند ؛ از فروش كودكان و وسیله‌ قرار دادن آنها برای تهیه مواد گرفته تا به خطر انداختن كودكانشان. به گفته یک کارشناس آسیب‌های اجتماعی برخی از والدین معتاد، با معتاد كردن كودكان خود، آنها را به خود وابسته می‌كنند تا در صورت نیاز به آنها مواد نرسانده تا آنها كار مورد نظر والدین خود را انجام دهند.

اعتیاد والدین همچنین، اصلی‌ترین علت بی‌سرپرستی كودكان محسوب می‌شود؛ كودكان بی‌سرپرستی كه بدون خواست و اراده خود و به دلیل مشكلات خانواده به ویژه والدین خود به وضعیت و شرایطی ناخواسته دچار شده‌اند.از سایر آسیب‌های اجتماعی یادشده که بگذریم، چیزی كه در اینجا بیشتر مدنظر است به خطر انداختن سلامت كودكان معصوم و بی‌گناهی است كه بدون اینكه طعم خوش زندگی را بچشند توسط والدین خود اسیر مواد مخدر می‌شوند و به این شكل زندگی و آینده آنها نابود می‌شود.هرچند آمار دقیقی از تعداد کودکان درگیر اعتیاد در کشور وجود ندارد و آنچه بیان می‌شود تخمین کارشناسان است اما، برخی کارشناسان معتقدند که حدود دو میلیون معتاد در کشور وجود دارد که اگر خانواده هر معتاد را ۴ نفر در نظر بگیریم و در هر خانواده دو کودک وجود داشته باشد و از میان تمام این کودکان یک سوم آنان درگیر اعتیاد باشند بیش از یک میلیون کودک در کشور با اعتیاد درگیر هستند.

 مشکلات نوزادان معتاد تمامی ندارد

 مریم ویسی‌زاده، متخصص اطفال درباره اعتیاد نوزادان می‌گوید: موضوع اعتیاد جنین و نوزاد در ایران درگیر یک دور تسلسل باطل است و تا نهادها و سازمان‌های مختلف دست به‌دست یکدیگر ندهند، این معضل برطرف نمی‌شود؛ معضلی که به‌طور حتم بر سلامت نسل آینده تاثیر زیادی خواهد داشت.

او می‌افزاید: متاسفانه مخدرهای جدید، خیلی در ظاهر فرد نمود پیدا نمی‌کند و به سختی می‌توان از چهره فرد قضاوت کرد. اعتیاد هنوز در جامعه قبحی دارد و هیچ کس به راحتی این موضوع را بیان نمی‌کند. مادرهای باردار هم معمولا دیر به اعتیادشان اعتراف می‌کنند و این موضوع در روند درمان و زایمان مشکل‌های بسیاری را به وجود می‌آورد. تنها اگر مجبور به سزارین شویم، چون مادر باید بیهوش شود و متخصص بیهوشی به او توضیح می‌دهد که اگر معتاد باشد چه مشکل‌ها و عوارضی حین جراحی به وجود می‌آید، اعتراف می‌کند. هر چند که معمولا، راست یا دروغ، می‌گویند ترک کرده‌اند یا در مرحله ترک هستند. البته حتی اگر مادر هم چیزی نگوید، از حالات بچه می‌توان متوجه شد که مادر معتاد است. این مادران به پیگیری‌های خاصی احتیاج دارند تا ما به عنوان پزشک واقعیت و سابقه قبلی آنها را بدانیم تا بتوانیم در درمان مادر و کودک موفق باشیم.

ویسی‌زاده در رابطه با ترک دادن نوزادان معتاد تصریح می‌کند: معمولا در خانه نمی‌توان نوزاد را ترک داد چرا که، هم به دارو احتیاج دارد و هم آنقدر بی قرار است که نمی‌توان او را آرام کرد. نوزاد در بیمارستان وارد فاز نشانگان ترک نوزاد می‌شود. ما با توجه به علائم نوزاد، درجه‌ای به میزان اعتیاد او می‌دهیم و درمان را آغاز می‌کنیم. تشنج، استفراغ، بی قراری و میزان تحریک پذیری از نشانه‌هایی محسوب می‌شود که توجه ویژه‌ای به آن می‌کنیم. ممکن است ترک را با مرفین آغاز کنیم. اگر تشنج داشته باشد، «فنوباربیتال» برایش تجویز می‌شود که با توجه به روند بهبودی نوزاد، دوز آن تغییر می‌کند اما، در هرحال مدت ترک نوزاد، بستگی به مقاومت بدن نوزاد و زمان و میزان مصرف مادر دارد. وضعیت کبدی بچه تاثیر زیادی در ترک دارد وقتی دوز «فنوباربیتال» را بالا می‌بریم بعضی بچه‌ها کم طاقت می‌شوند و وقتی کم می‌کنیم، خواب آلوده. بین ۱۰ تا ۱۴ روز طول می‌کشد که کودک بهبود پیدا کند. او ادامه می‌دهد: اما مشکل اینجاست که با آغاز دوران شیردهی نوزاد دوباره در معرض خطر قرار دارد؛ هر چند که ما این خطر را به مادران گوشزد می‌کنیم.

 پیشگیری از اعتیاد

یک کارشناس حوزه اعتیاد و همچنین فعال حقوق کودکان در رابطه با این آسیب اجتماعی می‌گوید: بخشی از این مساله به آگاهی دادن در سطح عموم بازمی‌گردد. به عبارت دیگر مسیر اعتیاد مهم نیست بلکه افراد معتاد اهمیت دارند به ویژه زنانی که به عنوان مادر واسط انتقال اعتیاد به فرزندانشان خواهند بود. از این رو بسیاری از زنان ممکن است از این موضوع مطلع نباشند که اعتیاد آنان چه تبعات منفی را برای کودکانشان به همراه دارد.

ثریا عزیز پناه می‌افزاید: آگاهی‌رسانی در مراکز و مکان‌های عمومی و جاهایی که می‌دانیم معتادان زیاد حضور پیدا می‌کنند، می‌تواند مثمرثمر باشد بنابراین، آموزش و آگاهی رسانی از طریق رسانه‌های جمعی و سیاست‌گذاری کلان در این حوزه از سوی دولت می‌تواند راهکار مناسبی باشد.او ادامه می‌دهد: البته در بسیاری از موارد زنان معتاد در زندگی خود با آن چنان آشفتگی مواجه هستند که ممکن است این موضوع اهمیتی برایشان نداشته یا قدرت درک این مساله را نداشته باشند. از این رو در مرحله دوم غربالگری و شناسایی و درمان این کودکان از همان بدو تولد می‌تواند در این زمینه راهگشا باشد. گرچه در هرحال بخشی از این گروه از این شمول خارج شده و درگیر تبعات این پدیده می‌شوند.

پیشگیری از اعتیاد کودکان راهی برای جلوگیری از افزایش آسیب‌های اجتماعی است. بنابر اظهارات کارشناسان، پیشگیری از اعتیاد اولین اقدامات برای نجات کودکان معتاد باید از همان دوران کودکی و قبل از ورود به دبستان آغاز شود تا نتیجه بهتری به دست آید. هر قدر از این قضیه غافل شویم در دوره‌های بعدی رشد جامعه و خانواده با چالش مواجه خواهد شد و آسیب‌های اجتماعی بیشتری جامعه را فراخواهد گرفت.


برچسب‌ها: درمان اعتیاد, کنگره 60, پیشگیری از اعتیاد, خانواده
ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ شنبه هجدهم مرداد 1393 توسط مسافر حسین
نوشته شده در تاريخ شنبه هجدهم مرداد 1393 توسط مسافر حسین

دستور جلسه این هفته :
 عدالت ، آیا همه افراد در کنگره 60 با هم برابرند ؟


به واقع ، حرکت ما در رسیدن به تعادل که مفهومی از عدالت می باشد ، از معرفت شروع می شود و از معرفت و کسب دانش و آگاهی به عمل سالم می رسیم و از نتیجه عمل سالم ، عدالت پدیدار می گردد.
موضوع عدالت ، موضوعی نیست که بتوان به راحتی در مورد آن مطلب نوشت یا سخن گفت . اگر به آرم کنگره 60 دقت کرده باشیم ، در قسمت بالای آرم ، واژه عدالت قرار دارد ، در ضلع سمت راست ، معرفت و در ضلع سمت چپ ، عمل سالم قرار گرفته است.

به واقع ، حرکت ما در رسیدن به تعادل که مفهومی از عدالت می باشد ، از معرفت شروع می شود و از معرفت و کسب دانش و آگاهی به عمل سالم می رسیم و از نتیجه عمل سالم ، عدالت پدیدار می گردد.

در موضوع اعتیاد و درمان قطعی آن ، رسیدن به عدالت درونی یکی از موضوعات بسیار مهم است و یکی از نتایج آموزش های جهان بینی می باشد . انسانی که بتواند در درون خویش و بین نیروهای درونی خود ، عدالت را برقرار کند ، قدر مسلم در زندگی بیرونی نیز می تواند انسانی عادل و متعادل باشد .
یکی از تخریبهای مهم اعتیاد و مصرف مواد مخدر در شهر وجودی انسان ، بر هم زدن نظم و تعادل نیروهای درونی است .
در واقع ، بخش اعظم نیروهای درونی صرف مصرف مواد مخدر و حالات ناشی از آن ( نشئگی و خماری ) می شود و در سایر بخش ها کمبود انرژی و نیرو به وضوح قابل تشخیص است .

در فرایند درمان اعتیاد و به تعادل رسیدن جسم ، روان و جهان بینی ، تعادل درونی تا حد زیادی برقرار می گردد و از سوی دیگر ، معرفت و کسب آگاهی و دانش درست زندگی کردن ، ما را به عمل سالم نزدیک می کند و در نتیجه به عدالت نیز قدری نزدیک می شویم .

وقتی از عدالت صحبت می شود نا خودآگاه ذهن انسان متوجه شخصیتی می شود که سنبل عدالت و محبت است و او کسی جز علی ابن ابیطالب ( ع ) نیست .
او کسی است که با عشق ، عقل و ایمان ، توانست عدالت را در درون خویش تا حد اعلای خود به وجود آورد و در نهایت ، در رفتار خود ، تا جایی در عدالت پیش رود که به عنوان سمبل عدالت شناخته  می شود .

او الگوی عدالت است ، الگوی تعریف عدالت است ، البته او کجا و ما کجا ، حتی درک عدالت او نیز سطح بسیار بالایی از علم ، اگاهی و معرفت را می طلبد که از ید قدرت فهم و درک ما خارج است .

اولین برداشتی که از عدالت در ذهن انسان خود را به نمایش می گذارد ، برابری و یکسان بودن است . اما باید گفت که مفهوم عدالت در همه جا به مفهوم برابری و یکسان بودن و عدل به السویه نیست . شاید درجایی یا جاهایی مفهوم عدالت برابری باشد ، اما در بسیاری جاها نیز این گونه نیست .

به طور کلی ، هر انسانی با توجه به سطح دانایی خود و عملکرد خود جایگاهی را برای خودش مهیا می کند . هر انسانی و به طور کلی هر موجودی جایگاهی دارد که دقیقا نتیجه عملکرد اوست .

 هر جایگاهی دارای شرایط خاص خود است ، جایگاه خوب ، جایگاه بد ، بالا ، پایین ، زشت ، زیبا ،موثر ، غیر موثر ، سفر اولی ، سفر دومی ، مصرف کننده ، کمک راهنما ، کارتن خواب ، تزریقی ، استاد دانشگاه ، پزشک ... اگر دقت کنیم می بینیم هر انسانی در یک جایگاه قرار دارد و نقش اجتماعی و پایگاه اجتماعی خاص خود را دارد  و این جایگاه و این نقش را خودش برای خودش به وجود آورده است . برخورد دیگر انسان ها نیز با هر کدام از این جایگاه ها متفاوت است .

برای مثال : برخورد ما با یک مصرف کننده که در روز چندین بار مواد تزریق می کند ، با یک استاد دانشگاه متفاوت است . آیا می توان گفت که بر اساس عدالت ، با این دو جایگاه و این دو شخصیت یک جور برخورد شود ؟ اگر این طور باشد عین بی عدالتی است .

در کنگره 60 نیز بر همین اساس ، همه با هم برابر نیستند ، تازه وارد یک جایگاه دارد ، سفر اول یک جایگاه دارد ، کمک راهنما ، راهنما ، مرزبان و دیده بان و نگهبان کنگره نیز هر کدام جایگاه های خاص خود را دارند ، البته از بعضی جهات این جایگاه ها ممکن است یکسان باشند مثل اینکه همه ما در هنگام جلسه روی یک صندلی می نشینیم و از این بابت با یکدیگر فرقی نداریم و یا اینکه همه ما مسافر هستیم و زمانی که وارد کنگره 60 می شویم تمام عناوین و القابمان را بیرون از درب کنگره می گذاریم و به عنوان یک مسافر وارد می شویم ، اما در بسیاری موارد نیز جایگاه ها با هم برابر نیستند .

در یک لژیون ، آیا سفر اولی که بسیار خوب سفر می کند و حرف راهنمایش را گوش می کند ، با سفر اولی که حرف راهنمایش را گوش نمی کند و بسیار نا منظم است ، آیا با هم برابرند ؟
آیا راهنما باید یک جور با آنها رفتار کند ؟

آیا آنهایی که خدمت می کنند با کسانی که خدمت نمی کنند برابرند؟
آیا کسانی که روی زمین فساد می کنند با کسانی که به دیگر انسان ها خدمت می کنند ، برابرند ؟
آیا کسانی که می دانند با کسانی که نمی دانند برابرند ؟
 آیا کسانی که عبد صالح هستند ، به دنبال صلح و محبت هستند ، با کسانی که به دنبال دعوا و حاشیه و دو به هم زنی و غیبت هستند ، برابرند ؟
 آیا کسی که راهنما شده و لژیون دارد ، با کسی که چندین سال است که به کنگره می آید و هنوز حتی به رهایی هم نرسیده است ، برابرند ؟
آیا کسی که مرزبان کنگره است با شخصی که کوچکترین خدمتی به کنگره 60 نمی کند با هم برابرند ؟
خیر این ها باهم برابر نیستند . هر کدام جایگاه خاص خودشان را دارند و برخوردها با این جایگاه ها بسیار متفاوت است .

اگر بگوییم که این بی عدالتی است باید بگوییم که خیر ، این ها عین عدالت است ، اگر با همه این جایگاه ها یک جور برخورد شود ، عین بی عدالتی است .

پس در کنگره 60 همه افراد با هم برابر نیستند . اگر می بینیم که برخوردها یکسان نیست ناراحت نشویم ، البته درک این موضوع و هضم این موضوع کمی سخت است ، شاید هم خیلی سخت باشد ، اما باید یاد بگیریم و بپذیریم که برخوردهایی که با ما می شود ، عین عدالت است و این نتیجه جایگاهی است که خودمان برای خودمان فراهم کرده ایم .

یک مصرف کننده مواد مخدر اگر مصرف نکند خمار می شود ، زجر می کشد ، خانواده او را بیرون می کند ، در جامعه جایی ندارد ، جایگاه او زیر پل ها  و در بیغوله هاست . این عین عدالت است ، اما اگر حرکت کند و تلاش کند و اعتیاد خود را درمان کند ، یعنی جایگاه خود را تغییر دهد ، کل برخوردها با او عوض می شود ، همه او را دوست دارند و او را تحویل می گیرند و به او احترام می گذارند ، و دیگر جایش زیر پل ها نیست . پس اگر بخواهیم می توانیم جایگاهمان را تغییر دهیم و به جایی برسیم که می خواهیم .

معمولاً جایگاه های بد و ناپسند ، جایگاه هایی هستند که در مسیر خارج از صراط مستقیم به آن ها می رسیم ، اما  در صراط مستقیم ، همه جایگاه ها مطلوب هستند ، در صراط مستقیم همه چیز وجود دارد ،   احترام ، محبت ، دوست داشتن ، امکانات مادی و معنوی و همه چیزهایی که انسان آروزی داشتن آنها را دارد  و در یک کلمه ، هر آنچه که هست ، بارش فقط رحمت است .

با احترام ؛مسافر علی خدامی


ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ پنجشنبه شانزدهم مرداد 1393 توسط مسافر حسین
بخش دوم این گفت و گو اختصاص دارد به آقای نادر سلطان محمدی.

 

آقای سلطان محمدی برای خوانندگان ما از نحوه شروع فعالیت خود در سایت بفرمایید:

ابتدا در وبلاگ آکادمی کار می‌کردم. هم کار عکاسی می‌کردم و هم مطلب می‌نوشتم. حدود یک سال قبل که آقای مهندس، شهروز عزیز را به عنوان سرپرست سایت کنگره منصوب کردند ایشان از من خواستند تا بر روی پروژه Wikipedia کار کنم و این سبب شروع فعالیت ما شد. البته به خاطر برنامه‌های بلندمدتی که کنگره در پیش دارد مقاله کنگره 60 در دانشنامه فارسی Wikipedia انشالله بعد از انتشار مقاله کنگره 60 در امریکا به سرانجام خواهد رسید.

 


برچسب‌ها: درمان اعتیاد, کنگره 60, محبت

ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ دوشنبه سیزدهم مرداد 1393 توسط مسافر حسین

تکنولوژی فن آوری اطلاعات و ارتباطات و بطورکلی فضای مجازی، خیلی زود دوران ابتدایی خود را پشت سر گذاشت و به بلوغ نسبی رسیده و جای خود را در اکثر زوایای زندگی بشری باز نموده.

امروزه بسیاری از کارها، از طریق ارتباط غیر حضوری در فضای مجازی انجام می شود و این فعالیت تا جایی پیش رفته است که شبکه های اجتماعی در فضای مجازی، جای بسیاری از ارتباطات روزمره را به خود اختصاص داده و بیش از ده ها میلیون نفر در سراسر جهان، در طول شبانه روز ساعت ها با یکدیگر به تبادل اطلاعات و اخبار ریز و درشت در زمینه های مختلف علمی، سیاسی، اجتماعی، فرهنگی، مذهبی، اقتصادی، پزشکی، ورزشی و حتی در و دل های روزمره زندگی خود می پردازند.

این اتفاق نوین هم خوب و سازنده است، چرا که ملت ها را به هم نزدیک تر کرده و در رشد خرد جمعی بشر تاثیر گذار بوده. بطوری‌که رشد علمی بشر در یکی دو دهه اخیر چندین برابر بیشتر از رشد بشر از اول حیات تاکنون بوده. از طرفی هم مخرب بوده و امروزه با وجود سارقان اینترنتی (هکرها) هیچ دولت، کشور و سازمانی، حریم کاملاً امن و مطمئنی ندارد و ترس و نگرانی سرقت اطلاعات محرمانه خود را دارند. بعضی دولت ها و سیاستمداران و صاحبان پول و قدرت در کشورهای مختلف از این فضا و ابزار نوین به جاسوسی اطلاعات از شهروندان خود و دیگر کشورها می کنند که افشاگری اخیر آقای اسنودن، از مدیران ارشد سازمان اطلاعات و امنیت آمریکا شاهدی بر چند کاره بودن این ابزار و این فضا می باشد.

فضای پزشکی و درمانی هم از این امر مستثنی نبوده و خیلی از پزشکان از طریق فضای مجازی به بیماران خود در سراسر دنیا سرویس می دهند بدون این که نیاز حضوری و فیزیکی بیمار در مطب یا کلنیک مربوطه باشد. همچنین از همین روش به تبادل اطلاعات با دیگر همکاران خود در جاهای مختلف جهان می پردازند و حتی بصورت غیر حضوری در سمینارها و کنفرانس های مختلف بین المللی یا منطقه ای شرکت می کنند و علم خود را بروز کرده و مدرک رسمی و معتبر نیز دریافت می کنند.

سایت کنگره 60 از سال 1382 خورشیدی با درایت و آینده نگری جناب مهندس دژاکام و با همکاری آقای شاملو به صورت بسیارساده و در فضایی بسیار کوچک در دفتر مرکزی کنگره 60 واقع در خیابان سهروردی تهران با امکانات محدود، در حد یک فضای چند متری و دوتا صندلی و یک میز و یک دستگاه رایانه قدیمی، پشت در ورودی دفتر بالا راه اندازی شد و بعد ها آقای علی خدامی و آقای شهروزآذر پور نیز به جمع تیم سایت کنگره 60 پیوستند.

در ابتدا بازدید سایت بسیار پایین بود، چرا که فعالیت در فضای مجازی در ایران، کاری جدید بود و کمتر کسی با این فضا آشنا بود و یا به آن دسترسی داشت. اما در ادامه با پیوستن آقایان رحمت فیضی، بابک فرنقی و مسعود باغجری به تیم سایت و حمایت های شخص آقای مهندس دژاکام فعالیت بیشر شده و بازدید هم به حدود 100 تا 150 نفر در روز می رسید (حدود سال 1385 خورشیدی).

در آن زمان مطالبی که با زحمت های زیاد اعضاء تیم گردآوری می شد توسط آقای شهروز آذرپور به روی سایت می رفت و مورد استقبال و بازدید کاربران فضای مجازی قرار می گرفت. آن روزها بازدید کنندگان سایت به صورت ماهانه حدوداً 50 نفر افزوده می شد که در نوع خود بسیار ارزشمند و قابل توجه بود اما از منظر خدمتگزاران سایت و بخصوص جناب مهندس که نگاهی ژرف و جهانی داشتند، ابتدای کار بود.

منابع سایت کنگره 60 در آن موقع، مطالب رهایافتگان بود. مانند سرگذشت افراد رهایافته و گزارش هایی مثل تولدهای روزهای دوشنبه نمایندگی آکادمی و تنها نمایندگی دیگر کنگره 60 که نمایندگی انقلاب بود. مراسم رهایی و دریافت گل رهایی روزهای چهارشنبه که تعداد انگشت شمار بودند با تصاویر و گزارشهایی که از دبیر جلسه گرفته می شد از دیگر منابع خبری سایت کنگره 60 بودند. به مرور زمان بعضی از مسافران و همسسفران بصورت مستقیم از جلسات تصویر و یا گزارش تهیه می کردند که بیشتر آن ها در یکی از مغازه های خدمات فنی خیابان سهروردی با پرداخت هزینه ی صفحه ای 200 تا 300 تومان تایپ می شد و روی فلاپی و یا سی دی ذخیره شده تا در سایت کنگره 60 درج شود. بعد ها گزارش های ورزشی مانند تیراندازی با کمان، راگبی، باستانی و جشنواره ی ورزشی عقاب طلایی که فقط فوتبال بود از پارک طالقانی تهران تهیه و در سایت کنگره 60 منعکس می شد.

با گذشت زمان کار تبلیغات سایت با دادن پیام در جلسات و دعوت از مسافران و همسفران برای بازدید از سایت و خدمت در این فضا و قرار دادن لینک سایت کنگره 60 با بنرها و لوگوهای مختلف در سایت هایی مانند کلوپ، قطره، آسمونی، بچه های قلم، پرشین استات و ستاد مبارزه با مواد مخدر انجام گرفت.

در یکی از جلسات عمومی و بنا به پیشنهاد آقای مهندس دژاکام مبنی بر این که چه کنیم تا اگر کسی در سایت سوالی پرسید بتوانیم پاسخ دهیم کلید تاسیس تالار گفتگوی اعتیاد زده شد و 6 ماه بعد اولین تالار گفتگوی اعتیاد و مواد مخدر(کنگره گفتگوی اعتیاد) با داشتن مشاوره ی برخط (آنلاین) شروع به کار کرد. برای اداره ی سایت و تالار، پیشنهاد مرزبانی سایت شکل گرفت و توسط جناب مهندس دژاکام، آقایان کامران شریفیان و مجید اعتباریان از نمایندگی اصفهان و رحمت فیضی، بابک فرنقی و شهروز آذرپور از نمایندگی آکادمی بعنوان اولین مرزبانان سایت کنگره 60 منصوب شدند و آقای مسعود باغجری هم مسوولیت تایپ مقالات و آقای حسن بابائی نیز مسئول تهیه عکس و خبر از جلسات  مختلف آموزشی، ورزشی و خبری کنگره 60 را به عهده داشتند.

بعد از حدود یک سال و با فراز و نشیب های زیاد و اضافه شدن وبلاگ های متعدد به زیر مجموعه ی سایت، کار جدی تر  و فعالیت اعضاء بیشتر شد و گروه جدید مرزبانی سایت شکل گرفت و آقایان رحمت فیضی، بابک فرنقی، مسعود حیدری، حسن بابائی و حسین حاج رمضان به مدت یکسال به عنوان مرزبان وآقای علی خدامی به عنوان مسوول و سرپرست سایت کنگره 60 انتخاب شدند که مسوولیت فنی سایت هم به عهده ی آقایان شهروز آذر پور بود.

بدون استثناء در هر یک از موتورهای جستجوگر با درج کلماتی چون اعتیاد، ترک اعتیاد، درمان اعتیاد و یا اسامی انواع مواد مخدر مانند تریاک، هروئین، شیشه، حشیش، کراک، الکل، متادون، ترامادول و غیره سایت کنگره 60 و یا یکی از وبلاگ های زیر مجموعه سایت در صدر آدرس های جستجو شده ظاهر می گردید.

 در 29 اردیبهشت 1389 و با توجه به فراخوان ستاد مبارزه با مواد مخدر و شبکه ی سوم صدا و سیما در رابطه با نقش رسانه ها در حوزه ی اعتیاد و مواد مخدر، سایت  کنگره 60 توانست از بین 33 نهاد شرکت کننده و آثار ارائه شده، مقام اول را کسب نموده و موفق به دریافت تندیس، تقدیر نامه و 5 سکه بهار آزادی گردید.

در کنار تمام فعالیت ها در حوزه سایت کنگره 60 و اطلاع رسانی که دیگر به چند خدمتگزار محدود نمی شد، به مرور زمان بر تعداد وبلاگ های شخصی، لژیونی، نمایندگی، تخصصی، ورزشی که همه ی آن ها را مسافران و همسفران کنگره 60 پوشش می دهند همچنان اضافه می شد که امروزه به بیش از 250 وبلاگ رسیده است و در حال حاضر آمار بازدید روزانه سایت کنگره 60 از مرز 30.000نفر گذشته که این مهم میسر نمی شد مگر با حمایت و درایت جناب مهندس و تلاش و تعهد تمام وبلاگ نویسان کنگره 60 که در واقع خط شکنان و پیش قراولان واقعی سایت کنگره 60 در زمینه ی راهنمایی درمان اعتیاد  و اشاعه راه صحیح درمان می باشند.

 

و اما خدمت در فضای مجازی :

خدمت و خدمت کردن، واژه‌ی بزرگ و پرمعنایی است که از زوایای مختلفی می‌توان به آن پرداخت. انسان باید به مرحله‌ی بالایی از رشد و شعور و دانایی برسد تا درک کند، تعادل و کمال در هستی چیزی نیست جز کمک و همدلی نسبت به تمام هستی و کل خلقت.

فعالیت در حوزه‌ی سایت و وبلاگ و اطلاع‌رسانی در این عرصه‌ی مهم، نوعی خدمت ارزشمند و تأثیرگذار و ماندگار است و انسان‌های زیادی در سراسر جهان می‌توانند از راه و روش کنگره 60 که همان راه صحیح درمان اعتیاد است، مطلع شوند. بسیاری از عزیزان هستند که روزی اتفاقی و یا هدفمند و از پیش تعیین شده با سایت کنگره 60 و یا یکی از وبلاگ های زیر مجموعه سایت کنگره 60 آشنا شدند و در حوزه‌ی سایت و وبلاگ نویسی فعالیت و خدمت می‌کردند و الآن در جایگاه ارزشمند راهنمایی در حال خدمت و کمک به دیگر عزیزان هستند و همگی بر این مهم اذعان دارند که خدمت در فضای مجازی تأثیر بسزایی در بهبودی و درمان آن‌ها داشته و جالب این که الآن هم، وبلاگ آن‌ها جزء فعال ترین وبلاگ های کنگره 60 در حوزه‌ی آموزش و درمان اعتیاد می‌باشد و جالب این که شاگردانی که پرورش داده‌اند در حوزه‌های مختلف سایت و وبلاگ نویسی بسیار پویا و فعال هستند.

همان طور که جناب مهندس دژاکام (بنیان‌گذار کنگره 60) به زیبایی سایت کنگره 60 را بزرگ‌ترین نمایندگی کنگره 60 معرفی کردند، عزیزانی هم که در این عرصه مهم قصد فعالیت و خدمت دارند باید نگاهی فرا لژیونی و فرا شعبه‌ای و جهان‌شمول داشته باشند. چرا که هر نظر و یا محتوایی اعم از متن، تصویر و فیلم، که در فضای مجازی منتشر می‌کنند به عنوان بسته دیجیتالی یا کالای آموزشی و فرهنگی قابل‌دسترس همه مردم در سرتاسر جهان قرار می‌گیرد. بنابراین باید نسبت به اجرای حرمت و قوانین کنگره 60 و در کل رعایت اخلاق حرفه‌ای، تعهد بیشتری داشته باشند و با حس مسؤولیت پذیری بیشتری در این حوزه خدمت کنند.

وقتی اطلاعاتی را در سایت و یا وبلاگ منتشر می‌کنید دقیقاً نمی‌دانید چه شخصی با چه سن و سواد و جنسیت و باوری و در کجای دنیا در حال دیدن و مطالعه این اطلاعات می‌باشد. بنابراین این مطالب باید به گونه‌ای باشد که باعث برداشت نادرست و گمراهی دیگران نشود. از طرفی موجب توهین یا هتک حرمت از کسی نشود و این امر اتفاق نمی‌افتد مگر با انتشار و انعکاس اطلاعات  و اخبار حقیقی و درست و کارشناسانه !

دامنه‌ی  فعالیت کنگره 60 که همان ارائه روش صحیح درمان می‌باشد، حوزه بسیار حساس و تأثیرگذار می‌باشد. بنابراین خدمت در این جایگاه دقت، حساسیت و نگاه همه جانبه و کارشناسی توأم با عشق و محبت را می‌طلبد.

آموزش‌هایی که ما در کنگره 60 توسط راهنمایان گرامی خود دریافت می‌کنیم بسیار مفید، ناب و کاربردی است و می‌تواند چراغ راه بسیاری از دردمندان باشد. تولید این محتوا در فضای مجازی نیاز به تخصص بالای نویسندگی هم ندارد. چرا که "سخنی که از دل بر آید ، لاجرم بر دل نشیند" . البته در ادامه کار و فعالیت، باید شیوه‌ی نگارش و تولید محتوا علمی و تخصصی تر شود تا کارشناسان و متخصصین این حوزه نیز، با روش درمانی کنگره 60 بیشتر آشنا شوند. چرا که روش درمانی کنگره 60 آن قدر بسط و گسترش‌یافته و به رشد و بلوغ رسیده که بتوان در مراکز علمی و آکادمی اظهار نظر کرد. یادمان نرود که روزهای نخستین حضور ما در کنگره 60، همین مشاوره و مشارکت‌های به ظاهر ساده و دل‌نشین بود که ما را جذب کرد. بنابراین نوشتن مقاله و تولید محتوا در عرصه وبلاگ و وبلاگ نویسی هم تنها احساس مسؤولیت می‌خواهد و عشق به خدمت!!!

کسانی هستند که از روی ناآگاهی در فضای مجازی اقدام به انتشار اطلاعات ضعیف و نادرست در زمینه‌ی اعتیاد و درمان آن می‌کنند و از طرفی گروه‌های مافیایی هم هستند که اقدام به تبلیغ و خرید و فروش انواع مواد می‌کنند که همین امر حس تعهد و مسؤولیت پذیری بیشتری را می‌طلبد و جهانیان حق دارند بدانند و باور کنند که اعتیاد یک بیماری است و این بیماری درمان قطعی و علمی دارد و کنگره 60 راه درست، علمی و کاربردی درمان آن را یافته و سالیان سال است که به اثبات رسانده و شواهد مستند زنده زیادی دارد.

طبق مشاهدات عینی و تحقیقات خودم از زمان حضور نزدیک به یک دهه‌ی خودم در کنگره 60 دریافته‌ام که اعتیاد سن و سال و سواد و مدرک و مذهب و سرمایه و جنسیت نمی‌شناسد و عده‌ی زیادی از نخبگان جامعه اعم از تحصیل کردگان دانشگاهی، هنرپیشه‌های سینما و تئاتر و تلویزیون، ورزشکاران، شاعران و نویسندگان، روحانیون، مدیران اداری و کارخانه‌داران، دانشجویان و . . . درگیر بیماری اعتیاد هستند که امکان دسترسی آسان به اینترنت دارند اما به دلیل حساسیت اجتماعی و شهرتی که دارند امکان حضور در شعب کنگره 60 به صورت فیزیکی را ندارند و همین امر موجب ناتوانی آن‌ها در مورد درمان بیماری‌شان شده که متأسفانه به دلیل اوج تخریب مجبور به کناره‌گیری از موقعیت حساسی که دارند می‌شوند و بعضی هم اخراج می‌شوند. اما در فضای مجازی می‌توانند زیر نظر راهنمایان و خدمت‌گزاران عاشق کنگره 60، به بیماری خود فائق آیند و خود سفیر سلامت و درمان در جمع دوستان و هم فکران خود شوند بدون این که نگران از دست دادن شهرت و جایگاه اجتماعی خود شوند. خوب می‌دانیم که این عزیزان الگوی بسیاری از افراد جامعه به خصوص جوانان و نوجوانان هستند و سالم بودن یک الگو در سلامت جامعه تأثیر بسزایی دارد.

بنابراین از هر زاویه‌ای که به قضیه‌ی خدمت سالم و فعال در فضای مجازی و عرصه‌ی وبلاگ نویسی نگاه کنیم، در خواهیم یافت که جناب مهندس دژاکام با زیبایی و هوشمندی، خدمت در فضای مجازی را به مراتب حقیقی تر از هر فضای حقیقی دانسته و اهمیت این موضوع را برای همه ما کاملاً مشخص نموده‌اند و جای هیچ‌گونه عذر و بهانه‌ای برای امثال من  نمی‌گذارد که توجیه کنم وقت ندارم، امکانات ندارم، بلد نیستم . . .

 

حرمت سایت کنگره 60 :

فضای مجازی خود در نوع خودش فضائیست کاملا حقیقی و آنقدر حقیقی است که از حقیقی هم حقیقی تر است، ولی نکته اصلی و اساسی در اینجاست که در فضایی که نام آنرا مجازی گذاشته اند، نفس اماره انسان به دلیل نبودن خیلی از قید و بند ها آزاد تر حرکت می کند و با کوچکترین حرکت ضد ارزشی قادر است مثل گردباد انسان را به آرامی، اما  به عمق ظلمت هدایت می کند، بنابراین در این فضا بایستی به مراتب بیشتر مراقبت نمود تا شیطان به زیباترین شکل ممکن و موجه وارد افکار و اندیشه انسان نگردد، بنابراین اجرای حرمت های کنگره باضافه حرمت های دیگری که خود می دانید از اهمیت بالاتری برخورداراست .

   "مهندس حسین دژاکام"       


ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ یکشنبه دوازدهم مرداد 1393 توسط مسافر حسین
استشمام عطر خوش بوی عید فطر از پنجره ی ملکوتی رمضان گوارای وجود پاکتان

وصد شکر که این امد وصد حیف که ان رفت

فرا رسیدن این عید بر تمامی خدمت گذاران ورهجویان کنگره 60 مبارک باد

                                                                                                                         جمال         

 


ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ جمعه دهم مرداد 1393 توسط مسافر جمال

به این 23 دلیل سیگار نکشید!

 

افراد سیگاری نه تنها سـلامـتـی خـود را در مـعـرض انــواع بیماری های خطرناك قرار می‌ دهـنـد، بـلـكه بـاعث رنجش و آزرده خاطر شدن اطرافیانشان می گردند. متأسفانه امـروزه برخی جوانان سیـگار كـشـیـدن را نشانـه بلـوغ و یـا حتی «كلاس» خود محسوب می كنند و با پـك زدن هـای آنچنانی سعی در خودنمایی و فخرفروشی دارند.

عوارض و صدمات ناشی از استعمال سیگار تقریـبـاً بـرای همگی ما آشكار و معلوم است امـا در ایـن بـخـش بـه1+22 دلیل مهم برای ترك سیگار اشاره می كنیم:

1 - ظاهر آراسته تر با حذف لكه های روی انگشتان و دندانهایتان.

2 - حذف بوی بد دهان ناشی از كشیدن سیگار و تنفس راحت تر.

 

 


برچسب‌ها: درمان اعتیاد, کنگره60, درمان سیگار

ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ شنبه چهارم مرداد 1393 توسط 
دستور جلسه این هفته : کار و  تحصیل قدرت


کنگره60 به عنوان مرکز راهنمایی رایگان درمان اعتیاد ، همواره سعی دارد موضوعاتی را که در ارتباط نزدیک با بیماری اعتیاد و درمان آن می باشند را مورد بررسی وکنکاش قرار دهد . یکی از میادین اصلی تبادل نظر و گفت وشنود در خصوص این موضوعات ، دستور جلسات هفتگی کنگره 60 می باشد . این هفته در کلیه نمایندگی های کنگره 60 موضوع دستور جلسه هفتگی ، کار و تحصیل است.


نکته حایز اهمیت این است که منظور از طرح این دستور جلسه ، بررسی این موضوعات در ابعاد اجتماعی نیست ، بلکه بررسی این موضوعات و ارتباط آن ها با وضعیت مصرف کننده مواد مخدر در پروسه درمان اعتیاد و رهایی است .


می خواهیم بدانیم فردی که برای درمان اعتیاد خود اقدام کرده است ، در طول دوره درمان و بعد از درمان نسبت به موضوعات فوق چه دیدگاهی باید داشته باشد و چگونه در خصوص این موضوعات برنامه ریزی و عمل کند .


شاید تصور شود مصرف کننده مواد مخدر که تحت درمان می باشد و در دوره درمان را سپری می کند . نیاز به استراحت و یا بستری شدن داشته باشد ، در بعضی از روش های درمان اعتیاد وضعیت فرد به گونه ای است که از بستری شدن و استراحت کردن نیزمی گذرد و فرد وضعیت بسیار وخیم و نابسامانی را پشت سر می گذارد ؛ اما در متد DST به این صورت نیست . حال می پردازیم به موضوع دستور جلسه این هفته و آیتم های آن .


کار :


یکی از تفاوت های متد DST  با سایر روش های درمان اعتیاد در این است که در این روش هیچ گونه نیازی به استراحت نیست . فردی که با استفاده از روش DST کنگره 60 دوره درمان و رهایی را سپری می کند می تواند مانند انسان های سالم و شهروندان معمولی زندگی کند ، سرکار خود باشد و به امورات زندگی خود رسیدگی کند ، در این روش با توجه به برنامه ریزی دقیق و مصرف داروی اپیوم یا اپیوم تینکچر و کاهش تدریجی و پله ای آن ، شخص از یک تعادل نسبتاً خوبی برخوردار است و به راحتی از عهده امور زندگی خود برمی آید . در روش درمان DST  نیازی به استراحت نیست .


در این روش هیچ گونه رژیم و برنامه غذایی وجود ندارد . در این روش هیچ گونه نیازی به مصرف قرص یا داروهای شیمیایی و حتی داروهای تقویتی یا ویتامینه نیست ،


 در این روش شخص مانند یک انسان معمولی به زندگی خود رسیدگی می کند ، اینکه بگوییم یک سفر اولی که دوره درمان و رهایی را سپری می کند نباید کارکند، چنین چیزی به صورت کلی در کنگره 60 وجود ندارد . مگر موارد خاص که به راهنمای شخص مربوط می شود و بعضی از مشاغل سنگین از نقطه نظر حجم کار و ساعت کار که ممکن است در برنامه درمان و حضور فرد در کلاس ها اختلال ایجاد کند .

 به طور کلی در طول سفر اول که شخص در حال انجام عملیات تیپرینگ داروی مصرفی خود ( اپیوم یا اپیوم تینکچر ) می باشد ، اولویت او در صدر برنامه های زندگی ، درمان و حضور به موقع در کلاس ها می باشد . تا این اتفاق روی ندهد ، یعنی خواست و برنامه ریزی او و حضور در کلاس ها در صدر تمام برنامه ها قرار نگیرد، بعید به نظر می رسد که بتواند از عهده درمان بیماری اعتیاد برآید . زیرا در زمان اعتیاد ، مصرف مواد مخدر در صدر تمام مسائل زندگی و اولویت اول است و هیچ عاملی نمی تواند از حیث اهمیت و اولویت بالاتر از مصرف مواد مخدر قرار بگیرد .

 به همین دلیل در پروسه درمان اعتیاد ، این وضعیت معکوس می شود و برنامه ریزی درمان و رهایی و شرکت به موقع در جلسات و غیبت نداشتن اولویت اول می باشد ، بر همین اساس راهنمایان توصیه می کنند که شاگردانشان وضعیت کار و ساعات کاری خود را به گونه ای تنظیم کنند که بتوانند جلسات  و کلاس های خود را به موقع شرکت کنند ، سفر اولی هایی که غیبت و عدم حضورشان را به بهانه کار  و زندگی توجیه می کنند ، یا خواست رهایی را ندارند ، اگر ده ها سال هم سفر کنند به درمان و رهایی نمی رسند و یا اینکه از سر نا آگاهی اهمیت لازم را به حضورشان نمی دهند که در این صورت نیز خبری از درمان اعتیاد و موفقیت نخواهد بود .


بنابراین در کنگره 60 برای سفر اولی ها نسخه بیکاری وجود ندارد ،


 برنامه کار سنگین و پرحجم به گونه ای که نتوانند در کلاس ها شرکت کنند و از عهده عملیات تیپرینگ برنیایند نیز موضوعی است که بایستی از آن خودداری شود  .


در مقاطع بعدی ، یعنی بعد از درمان و رهایی نیز کار و زندگی بایستی به گونه ای باشد که شخص بتواند پایه های مالی زندگی خود را محکم کند ، این مسئله از دروس مهم کنگره 60 میباشد .


بعضا شنیده می شود که در خارج از کنگره 60 مصرف کنندگان مواد مخدر به طور کلی روحیه طلب کارانه ای دارند. حالا که ما ترک کرده ایم بایستی خانواده و جامعه ما را حمایت کنند . به ما کار بدهند ، به ما وام بدهند تا ما پاک بمانیم و نزنیم یا مواد مصرف نکینم .

کنگره 60  چنین اعتقادی ندارد و معتقد است که این افراد درمان نشده اند ، فقط ترک کرده اند و به دنبال بهانه ای هستند تا بروند و مواد مصرف کنند.

کنگره 60 معتقد است کسی که از عهده درمان اعتیاد بر می آید بسان فردی است که با ندانستن و بلد نبودن شنا بتواند از اقیانوس خود را به ساحل برساند ، چنین شخصی در سایر امورات زندگی مانند پیدا کردن کار و تحکیم پایه های مالی زندگی بایستی موفق عمل کند و چنین مسائلی برای او در قیاس با اقیانوس ، مانند پریدن از جوی آب است . خودش بایستی  مسولیت زندگی اش را به عهده گیرد و منتظر حمایتی در این خصوص نباشد .


تحصیل :


کنگره 60 معتقد است که درمان فوق ترک است و تعادل فوق درمان و ما در کنگره 60 به دنبال تعادل هستیم . یکی از نشانه های بارز تعادل ، کار ، زندگی و پایه های مستحکم مالی است ، اما اشتباه نشود ، تمام زندگی کار و پول درآوردن نیست، آموزش و خدمت نیز از دیگر مصادیق بسیار مهم  تعادل می باشند ، اعضای کنگره 60 خوب می دانند که چگونه این امور را در کنار یکدیگر قرار دهند و از عهده همه برآیند ، تعادل یعنی بتوانیم چند کار را در کنار هم انجام دهیم و از عهده چندین مسئولیت برآییم ، کار ، زندگی ، آموزش ، تحصیل و خدمت .

 بخش های مهمی از بار مفهوم آموزش در درون واژه تحصیل نهفته است ، تحصیل علم و کوتاهی نکردن در طریق علم نیز از توقعات مهم کنگره 60 از مسافران خود می باشد .

در کتاب عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر ، سردار ، خطاب به نگهبان چنین می گویند :

......استادی بشوید برای خود و بیت خود و برای کسانی که باید بیایند و از این موضوع بهره مند بشوند . به همین جهت سه مطلب در بیت خودتان مهم است و اولویت دارد بر آنچه دریافت می دارید .


اول : کلام الله را به جهت آنکه گفتیم ، دریافت بدارید ، یعنی بشکافید .
دوم : در طریق علم کوتاهی ننمایید .
سوم : اصوات را ارج بنهید ، یعنی همان موسیقی که توسط آن به پایه های اصوات الهی پی ببرید .


بعضی از ما ممکن است در زمان اعتیاد ، تحصیل خود را رها کرده باشیم ، اما حالا کنگره 60  از ما می خواهد که تحصیل  را از سر بگیریم ، بعضی از اعضای کنگره 60 بعد از درمان و رهایی و حتی در سفر اول تحصیلات خود را از سر گرفته اند . بسیاری دیگر در زمان ورود به کنگره  دیپلم هم نداشته اند ، اما اکنون  نه تنها دارای تحصیلات دیپلم می باشند بلکه وارد دانشگاه شده و تحصیلات عالیه را دنبال می کنند .


 یکی از اعضای کنگره 60 نمایندگی که مصرف کننده هروئین و قرص بود ، تحصیلاتش را در مقطع دبیرستان رها کرده بود ، او سال های دبیرستان را در اوج اعتیاد بود ، او همزمان با سفر اول و سپری کردن دوره درمان و رهایی موفق شد مقطع دبیرستان را به اتمام برساند و دیپلم خود را اخذ کند ، بعداز درمان و رهایی همزمان با قبولی در امتحانان کمک راهنمایی ، در دانشگاه نیز قبول شد ( مقطع کاردانی ) بعد از اتمام دوره کاردانی ، در مقطع کارشنانسی نیز قبول شد و هم اکنون در حال اتمام دوره کارشناسی و مهندسی است . یکی دیگر از اعضای کنگره ( فریدون ) در سن 50 سالگی  و بعد از درمان و رهایی تحصیلات دانشگاهی را از سر گرفت ، او پس از گذراندن دوره کارشناسی ، دوره کارشناسی ارشد را پشت سرگذاشت و هم اکنون برای دوره دکتری درس می خواند .


یکی دیگر از اعضای کنگره ( علی جلالی ) در زمان ورود تنها چیزی که به او نمی آمد ، تحصیل و درس خواندن بود ، او نه تنها دیپلم خودش را گرفت ، بکله در رشته موسیقی تحصیل کرد و در حال حاضر تهیه کننده یکی از برنامه های موفق تلویزیونی است ؛ نمونه های این چنینی در کنگره 60 زیاد داریم و این ها نشانه های تعادلی هستند که مد نظر کنگره 60 می باشد .

باز هم تکرار می کنیم ؛ ما در کنگره 60 به دنبال تعادل هستیم و می آموزیم که مفهوم تعادل ، تک بعدی بودن نیست ، انسان متعادل ، انسانی است که بتواند تمام این امور ، کار ، خانواده ، تفریح ، ورزش ، آموزش ، تحصیل و خدمت  را در کنار یکدیگر قرار دهد . در جای خود ، اهمیت تمام این امور را درک کند و برای همه آن ها بتواند برنامه ریزی نماید .


برچسب‌ها: درمان اعتیاد, کنگره 60, محبت, دستور جلسات هفتگی
ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ شنبه چهارم مرداد 1393 توسط مسافر حسین

شهادت امیالمومنین علی (ع) بر تمام زحمت کشان و خدمتگذاران کنگره 60 تسلیت باد


برچسب‌ها: درمان اعتیاد, کنگره60, ماه مبارک رمضان
ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ یکشنبه بیست و نهم تیر 1393 توسط 

اَللّهُمَّ ارْزُقنى عَقْلاً كامِلاً وَ عَزْما ثاقِبا وَ لُبّا راجِحا وَ قَلْبا زَكيّا وَ عِلْما كَثيرا وَ اَدَبا بارِعا وَ اجْعَلْ ذلِكَ كُلَّهُ لى و َلا تَجْعَلْهُ عَلَىَّ بِرَحْمَتِكَ يا اَرْحَمَ الرّاحِمينَ؛

خدايا مرا عقلى كامل ، تصميمى نافذ، خردى برتر، دلى پاك، دانشى فراوان و ادبى والا روزى كن و تمام اينها را به سود من قرار ده نه به زيانم ،اى مهربان‏ترين مهربانان.

بحار الانوار(ط-بیروت)ج 84 ، ص325 ،ح14

 


برچسب‌ها: درمان اعتیاد, کنگره60, ماه مبارک رمضان
ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ یکشنبه بیست و نهم تیر 1393 توسط 

اَحْسَنُ الآْدابِ ما كَفَّكَ عَنِ الْمَحارِمِ؛

 

 

بهترينِ ادب‏ها آن است كه تو را از حرام‏ها باز دارد.

 

تصنیف غررالحکم و دررالکلم ص247 ، ح5079


برچسب‌ها: درمان اعتیاد, کنگره60, ماه مبارک رمضان
ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ یکشنبه بیست و نهم تیر 1393 توسط 

بسم الله الرحمن الرحیم

دستور جلسه این هفته: وادی یازدهم و تأثیر آن روی من

برای دستور جلسه این هفته، هیچ نوشته ای بهتر و کاملتر از متن وادی یازدهم، نوشته آقای مهندس دژاکام نیست. به همین دلیل، متن کامل وادی را می خوانیم تا با مفاهیم این وادی بیشتر آشنا شویم. در مورد بخش دوم دستور جلسه، یعنی تاثیر آن روی من، هر یک از ما می توانیم برداشت خود را در بخش نظرات، به اطلاع دیگر عزیزان برسانیم.

با احترام، مسافر علی خدامی

وادی يا راه يازدهم

چشمه های جوشان و رودهای خروشان همه به بحر و اقیانوس می رسند.

آن گاه که روشنايي آبستن تاريکی بود، اهريمن از فرمان سرپيچی کرد، گويي نقطه ای سياه و تاريک از دل روشنايي ها زاده شد و حرکت خود را آرام و خزنده برای تاختن به جهان روشنايي ها آغاز کرد تا ظلمت و تاريکی را گسترش دهد و برتری خود را نسبت به انسان در مقابل قدرت مطلق، به اثبات برساند.

اهريمن، ياران و نيروهايي را در لامکان گرد آورد و گفت، به انسان يک ويژه گی داده شده که ما فاقد آن هستيم و ما برای اثبات شايستگی و برتری خود بايستی انسان را از طريق الهام و القاء، از سير صعوديش منحرف نماييم. ما فقط از طريق الهام و القاء می توانيم او را به طرف ضد ارزش ها سوق دهيم، به عبارت ديگر، از او دعوت کنيم. ما اجازه اقدام ديگری را نداريم چون اختيار انسان محترم شمرده شده است.

مطمئن باشيد که انسان های زيادی به جرگه ما خواهند پيوست زيرا انسان موجودی است با دو ويژگی، خوبی و بدی، آن ها موجوداتی حريص، زيان کار، ناسپاس و پنهان کننده خدای خود هستند، مگر اندکی از آن ها که عمل صالح انجام می دهند و ديگران را به صبر و محبت توصيه می کنند.

از آن جايي که قلمرو جهان مادی و جسم خاکی يا مادی به انسان ها داده شده، لذا کليدی ترين موضوع، ماده و ماديات است. توجه داشته باشيد به انسان هشداری هم بدين مضمون داده شده است.

اگر بر ماديات سوار باشی، نيمی از قدرت اهريمن را شکست داده ای اما اگر ماديات بر تو سوار باشد، بدان که صد در صد تو را شکست می دهد.

از اسب پياده شدن، همان قدر مهم است که بخواهی سوار شوی.

اهريمن اين گونه ادامه داد: انسان ها با قوانينی بسيار مستحکم که از طرف قدرت مطلق اعلام گرديده در حال زيستن و فراگيری هستند، نابودی اين قوانين امکان پذير نيست ولی تحريف و مخدوش کردن آن ها ميسر است. تعادل قانون است، ولی افراط و تفريط خواست ما.

يورش آغاز گرديد، بازار دروغ، کينه، دشمنی، خيانت، حسادت، ترس و اضطراب رواج يافت. خور و خواب، توليد مثل و لذت جويي، مال اندوزی، تصاحب سرزمين های مختلف، حکم فرمايي، جنگ و خون ريزی توسط بشر بالا گرفت، گويي درب های الهامات الهی آسمان به سبب نافرمانی بشر و نفوذ نيروهای اهريمنی بسته شد و قدرت در جسميت تحت فرمان نيروهای مخرب قرار گرفت و برای اين که انسان را به دسته افکار خود سوق بدهند، برای آن ها وسايل خوشی و لذت های زودگذر گوناگونی را مهيا کردند.

در اين شرايط، الهامات خير و مثبت، کمی ارسال می شد و همه موجودات به خصوص انسان، بسيار در درد و رنج بودند. هرکس توان مالی و انديشه بسيار داشت می توانست بماند و در نبود اين ها شکست حتمی بود. جدال برای به دست آوردن بود، برای نگهداری چندان نيرو به خرج نمی دادند. طوری بود که گويي اهريمن ها در قلمرو الله شورش نموده اند.

در اين وضعيت، انگشت اهريمن به طرف خطرناک ترين و مهلک ترين موضوع نشانه رفت و تير زهراگين خود را که مربوط به جادوی هفت رنگ بود، رها نمود و جادوی هفت رنگ چيزی نبود به جزء خمر، از آن ميان گلی زيبا و وحشی را به نام خشخاش که يکی از مفيدترين و شفابخش ترين و مهمترين گياه دارويي بود، مطرح نمود و گفت:

اگر اين گياه در دست حکيم حاذق باشد، حيات است، شفاست، زندگی است و اگر به دست مردم عادی باشد زهريست شيرين و به ظاهر گوارا. آن را ميان مردان، زنان، پيران، جوانان نيرومند و سالم، به بهانه سرخوشی و رسيدن سريع به خواسته هايشان هديه کنيد و دعوت به استفاده نماييد تا جنگ آورترين و متفکرترين و زيباترين انسان ها را تبديل به بدبخت ترين و ترسوترين و زشت ترين انسان ها نمايد.

فرمان اهريمن اجرا شد و در طی هزاران سال انواع خمر گسترش يافت و ترياک، حشيش، کوکائين و الکل جای خود را باز کرد و مردان و زنان و پيران بسياری را به اعماق تاريکی سپرد.

در اين شرايط اهريمن لبخندی زد و گفت:

مرحله دوم خمر را اجرا کنيد.

ناگاه از ميان متخصصين دانشمند، يک متخصص با کمال نادانی گفت: من از عصاره ترياک ماده ای را کشف کرده ام که برای درمان اعتياد به ترياک مفيد است و جاهل های ديگر باور کردند و هروئين پا به عرصه حيات گذاشت که دهها بار مخرب تر از ترياک و هر نوع اعتياد بود.

باز اهريمن لبخندی زد و گفت مرحله سوم،

آن گاه دانايان نادان انواع و اقسام قرص ها و مواد شيميايي از جمله کرک و شيشه را به جوامع سرازير کردند که صدها بار مخرب تر از ترياک و هرويين بود و ديگر نيازی به زمين کشاورزی نبود. در هر مکان و خيلی سريع قابل ساخت يا توليد است.

حال ای عزيز، اگر اين موضوع را واقعيت مسلم بگيريم، باز هم حقيقت جای ديگر و چيز ديگر و هدف ديگر است زيرا خداوند حکيم و توانا است و خود تدبير می کند و او وجود نيروهای تخريبی و انسان های پليد و اهريمنی را برای وجود هستی به عنوان يک نيروی مکمل لازم دانسته تا انسان به درجه ای از فهم برسد و با استفاده از عقل سليم به جايگاهی برسد تا بداند کدام کار درست و کدام غلط است و توان اجرای عمل سالم را نيز داشته باشد.

بنابراين برای خروج از ظلمت و اين جهنم ما هيچ راهی نداريم، مگر اين که به ريسمان الهی چنگ بزنيم و اصل ريسمان الهی محترم شماردن و اجرای فرامين و قوانين اوست و اين قوانين به گونه ای است که از بدوی ترين تا متمدن ترين و از بی دين ترين تا دين دارترين مردمان، همه و همه قبول دارند چون کاملاً پسنديده و عقلانی است.

قوانين چه می گويند؟

می گويند: دروغ نگو، دزدی مکن، خودبين مباش، ربا نخور، گمان بد مبر، رشوه نخور، عيب جو نباش، کم فروشی نکن، ترشروی مباش، فساد نکن، مواد مخدر مصرف نکن، پيمان شکن مباش، خيانت نکن، عدالت خواه باش، حق را ناحق نکن، مهربان باش، به درماندگان کمک کن، تفکر کن و تعقل کن.

حال اگر هر فردی در هر دين و مذهبی، تمام مراسم عبادی و ظاهری دين خود را به جا آورد ولی قوانين ذکر شده را محترم نشمارد و اجرا نکند، بی دين ترين فرد و از پيروان اهريمن خواهد بود.

بنابراين اجرای قوانين توسط انسان شرايطی را برای او به وجود می آورد تا در بهترين حالت، به زيستن ادامه دهد.

ما تاکنون ده وادی را پشت سر گذاشته ايم که تمامی آن ها بر گرفته از قوانين می باشند و قادر هستند ما را از ظلمت خارج نمايند تا به طرف نور حرکت کنيم.

وادی اول: با تفکر ساختارها آغاز می گردد ... و وادی دهم: صفت گذشته در انسان صادق نيست ... و در همين وادی، يعنی وادی دهم فرا گرفتيم برای تغيير صفت گذشته تنها يک راه وجود دارد و آن هم تهذيب اخلاق و يا پالايش به مفهوم تزکيه می باشد. برای انجام اين مهم، تفکر سالم، ايمان سالم، عمل سالم، حس سالم، عقل سالم و عشق سالم همراه با آموزش و تجربه مفيد لازم است که به آرامی همه اين موارد را در طول زمان فرا می گيريم.

در وادی يازدهم، چشمه های جوشان و رودهای خروشان، همه به بحر و اقيانوس می رسند، مطرح می گردد.

چنان که وادی های گذشته و موارد فوق الذکر را به انجام رسانده باشيم و يا به انجام برسانيم، قطعاً تبديل به چشمه جوشان و سپس رود خروشان می گرديم و باز هم با اين شرايط اگر جام ما در شروع وادی اول خالی و يا هم اکنون نيمه پر باشد، عاقبت با تلاش و کوشش خودمان و با تزکيه لازم، پر خواهد شد.

اکنون برای اين که شرايط و دليل چشمه جوشان شدن انسان را مطرح نماييم، چشمه های جوشان طبيعت را الگو قرار می دهيم و بررسی می کنيم.

يک چشمه جوشان پس از اين که موقعيت جغرافيايي آن مهيا شد، بايستی دو ويژگی داشته باشد.

1- منابع آب ذخيره شده

2- اختلاف ارتفاع يا اختلاف پتانسيل منابع آبی با دهانه خروجی چشمه، به منظور ايجاد و يا تأمين فشار و يا تأمين انرژی لازم برای جوشش همراه با فشار آّب از دهانه چشمه.

بنابراين انسان هم برای اين که تبديل به چشمه جوشان گردد، همانند چشمه آب نياز به دو ويژگی دارد.

1- منابع اطلاعاتی صحيح در مسير دانايي

2-  اختلاف پتانسيل درونی و بيرونی برای کسب انرژی

در مورد منابع اطلاعاتی صحيح برای رسيدن به دانايي، تاکنون به قدر کفايت بحث کرده ايم خصوصاً در جزوه يک و دو جهان بينی، اما در مورد اختلاف پتانسيل برای کسب انرژی، کمی توضيح لازم است.

انرژی پتانسيل، مربوط به اختلاف ارتفاع است، اگر ما سنگی را از سطح زمين بالا ببريم، در آن انرژی ذخيره می شود، اگر آن را رها کنيم شديداً به زمين برخورد می کند و يا چيز ديگر و انرژی آن تخليه می شود.

منابع آب را به همين دليل در ارتفاع قرار می دهند چون انرژی پتانسيل فراهم می شود و آب با فشار از لوله ها خارج می گردد. به اين انرژی، انرژی پتانسيل مي گويند.

به هر حال برای انسان هم می توان اين انرژی پتانسيل را به گونه ای ديگر توصيف کرد، چون شديداً به آن نياز داريم. اگر انسان از نظر درونی و بيرونی جايگاه خود را به طرف ارزش ها تغيير بدهد و صعود کند، در او ايجاد انرژی می نمايد که بستگی به تغيير جايگاه دارد. مثل فرد ديپلم که دانشگاه قبول می شود و يا فردی در مسابقات قهرمان می شود و يا کودکی صاحب دوچرخه می شود و يا معتادی که به درمان می رسد.

اين موضوع يکی از شاهکارهای کسب انرژی برای انسان است که بلافاصله پاداش خود را از کارهای خوب می گيرد و يا برای نمونه فردی که روزانه 5 گرم مواد مصرف می کند، موقعی که با يک گرم کاهش، به مصرف 4 گرم در روز می رسد، به اندازه 1 گرم کاهش، در او ايجاد انرژی پتانسيل می شود و اين انرژی باعث قدرت و اعتماد به نفس زيادی می گردد ولی پس از گذشت 21 روز، انرژی ذخيره شده تمام می شود و بايستی کاهش ديگری انجام پذيرد. مثلاً به 3 گرم برسد تا دوباره تأمين انرژی گردد ولی اگر برگشت کند و به سراغ 5 گرم اوليه برود، اختلاف پتانسيل را از بين برده و باعث غم و اندوه و عدم اعتماد به نفس می گردد و يا فردی در کنگره 60 يا در يک سيستم، فردی عادی است، موقعی که يک مسئوليت کوچک به او داده شود، بلافاصله جايگاه او از حالت سکون تغيير می کند که باعث ايجاد اختلاف پتانسيل در جايگاه درونی و بيرونی او می گردد و اين موضوع از مسئوليت های کوچک تا مراتب خيلی بالا ادامه دارد، برای همين است که در کنگره می گويند هرکس خدمت کند حالش خوب می شود.

خدمت داوطلبانه يعنی تغيير جايگاه، حتی اگر جارو کردن و شستن زمين باشد، چون ديگران برای او ارزش قائل می شوند زيرا او داوطلبانه خدمت می کند.

بنابراين برای چشمه جوشان شدن بايستی مرتباً با حرکت های سالم، ايجاد اختلاف پتانسيل نمود تا انرژی لازم برای ادامه، مهيا گردد.

همانطوری که گفته شد انرژی پتانسيل در انسان در اثر تغيير جايگاه و يا به زبان فيزيک، تغيير ارتفاع به وجود می آورد، اگر اين تغيير جايگاه به طرف ارزش ها و يا بالا باشد باعث صعود می گردد و انرژی پتانسيل مثبت را به وجود می آورد که در انسان باعث ايجاد لذت و کسب آرامش می گردد و اگر به طرف ضد ارزش ها و يا پايين باشد، مثل مصرف مواد مخدر، دزدی، رشوه خواری، خراب کردن حال ديگران و ... باز هم برای فرد در اثر ايجاد اختلاف ارتفاع به طرف پايين و يا تغيير جايگاه انرژی پتانسيل، البته از نوع منفی مهيا می گردد که باعث ايجاد لذت می گردد  که معمولاً با دلهره همراه است. اگر چه اين انرژی را انرژی منفی اطلاق کرديم، ولی به هر حال انرژی، انرژی می باشد. چون در نهايت اين انرژی باعث تخريب خود فرد می گردد، آن را انرژی منفی ناميده ايم. مانند نارنجکی که اول پوسته خودش را قطعه قطعه می نمايد و بعد ديگران را و در نتيجه انرژی منفی در دراز مدت شخص را به باتلاق و يا گنداب هدايت می کند.

انرژی منفی معمولاً از طريق تخريب خود و يا ديگران و يا به عبارتی از طريق سرقت به وجود می آيد. مثل کسی که حق و يا حقوق و يا اموال و يا حال ديگران را سرقت نمايد و يا انرژی ذخيره شده خود را از قبيل مصرف مواد مخدر و يا نااميدی و ناله کردن، زدوبند، سرقت، رباخواری، رشوه واری و يا فردی که با گرفتن و يا خراب کردن حال ديگران کسب انرژی می نمايد.

بنابراين هرکس، با تدبير و يا بدون تدبير، با عقل و يا بدون عقل، با عشق و يا بدون عشق، با ايمان و يا بدون ايمان، با تفکر و يا بدون تفکر، با حس درون و يا با حس بيرون، هر چند کوچک، گويی مانند چشمه آب عمل می کند که اين موضوع مربوط به مراتب و خواسته های نفس شخص می باشد. يکی چشمه ای خشک و خنثی، يکی چشمه ای با آب زلال و يکی چشمه ای با آب گنديده و ديگری چشمه ای با آب زهراگين.

بنابراين خلقت، وجود نيروی منفی و ظلمت را برای ايجاد انرژی پتانسيل به عنوان يک نيروی مکمل لازم دانسته و هر کس و يا هر نفس، خود اختيار کامل دارد تا انتخاب کند، زشتی را، زيبايی را، بدی را، نيکی را، کژی را يا راستی را، حقارت را يا سرفرازی را، ترس را يا شجاعت را، عشق را يا نفرت را، در نهايت دوزخ را يا فردوس را، بنابراين گويی قانون اصلی خلقت به زبان بی زبانی چنين بيان می کند:

کسانی که آنچه دريافت نموده اند، چه مادی و چه معنوی، هميشه در حال بازپرداخت آن هستند، حداقل زکات آن، هميشه مانند چشمه ای زلال و سرشار از انرژی و شادی و شعف هستند و کسانی که هرچه دريافت می نمايند در عوض هيچ گونه پرداختی ندارند و همه چيز را برای خود و يا خانواده خود می خواهند، گويی تبديل به شوره زار يا کوير می شوند که هيچ گونه روئيدنی در آن نمی رويد و هميشه در گرمای کوير منتظر طوفان های شن می باشند، چون گياهی نکاشته اند که از طوفان شن جلوگيری نمايد.

همانگونه که چشمه ها منابع آبی بسيار متفاوتی دارند، انسان ها هم دقيقاً دارای مراتب دانايي گوناگونی هستند و ما بايستی با دريافت دانش و آگاهی لازم و پيروی از قوانين مرتباً منابع ذخيره شده درون خود را زياد و با حرکت ها و جهش ها ی لازم ايجاد انرژی نماييم تا تبديل به چشمه جوشان گرديم.

حال برمی گرديم به رود خروشان

همانگونه که چشمه ثابت است ولی منابع آبی چشمه بايستی جاری گردد و پس از طی مسافت های زياد و عبور از مناطق صعب العبور مثل کوهها، دره ها، صحراها و بيابان ها و شکافتن آن ها، خود را به بحر و اقيانوس برساند و اگر چشمه قدرت جوشش لازم را نداشته باشد، رود آن پس از طی مسافتی بدون قدرت لازم و پشتوانه می گردد و به يک باتلاق منتهی می گردد، انسان هم به همين گونه است.

منابع اطلاعاتی را مرتباً بايستی دريافت کند و هيچ گاه دريافت نبايستی متوقف گردد و با ايجاد حرکت های آرام، جهش های لازم برای کسب انرژی به وجود آورد تا در مسير زندگی بهتر يعنی همان صراط مستقيم حرکت نمايد.

جسم انسان هم مانند چشمه ثابت است اما انديشه و روح و روان و آنچه او به وجود می آورد و يا از خود اثر می گذارد، دائماً در حرکت و پرواز می باشد.

رود خروشان می داند که بستر او يا مسير حرکت او هموار نيست و موانع عظيمی در سر راه او قرار دارد ولی او پروايي در سر ندارد، با تلاش از کوه ها و دره های مخوف عبور می کند و تمامی سنگ ها و يا قلوه سنگ ها را کنار می زند و يا دور می زند و به سير خود ادامه می دهد. انسان هم بايستی بداند که هرگز مسير او هموار نيست، چيزی که مهم است، خواست و تفکر سالم اوست و با اين خواست و تفکر سالم خود بايستی بداند که با حرکت سالم، اگر چشمه وجودی او خالی و يا نيمه پر باشد، با حس سالم و عقل سالم و عشق سالم عاقبت پر خواهد شد و به مسير خود ادامه خواهد داد و زيستن را محترم خواهد شمرد.

انسان هايي که يک زندگی يکنواخت را تکرار می کنند و هر روزشان مانند روز قبل است و هيچ گونه جهشی را انجام نمی دهند و هيچ توليد و اثری را از خود باقی نمی گذارند و هيچ آموزشی را دنبال نمی کنند، در حقيقت انرژی لازم را به دست نمی آورند، به عبارتی اين جهش هاست و اثر گذاری هاست که انسان را سرشار از انرژی می نمايد.

پایان وادی یازدهم

 


برچسب‌ها: درمان اعتیاد, کنگره 60, محبت, دستور جلسات هفتگی
ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ یکشنبه بیست و نهم تیر 1393 توسط مسافر حسین
آقای : بهروز ، نام راهنما : آقای حمید ، آنتی ایکس : تریاک ، مدت سفر : 11 ماه ، داروی درمان :  OT، از نمایندگی : آکادمی


ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ پنجشنبه بیست و ششم تیر 1393 توسط مسافر حسین

بهترین موادغذایی برای سیگاری‌ها

                         بعضی موادغذایی می‌توانند تاثرات مخرب سیگار را کاهش دهند؛
براساس مرکز کنترل و پیشگیری از بیماری‌های امریکا، کشیدن سیگار سالانه جان بیشتر از ۴۰۰،۰۰۰ نفر را در دنیا می‌گیرد. خودداری از مصرف سیگار خطر ابتلا به سرطان‌های ریه و سکته را کاهش می‌دهد. همچنین داشتن یک رژیم‌غذایی سالم و متعادل به شما برای مقابله با این بیماری‌ها کمک می‌کند. جای دادن برخی موادغذایی مفید برای سیگاری‌ها در برنامه‌غذایی‌تان سلامت عمومی شما را ارتقا داده و آسیب‌های وارد بر ریه‌تان را تخفیف می‌دهد.


موادغذایی سرشار از ویتامین C
ویتامین C آنتی‌اکسیدانی بسیار قوی است که در افراد سیگاری بسیار کم می‌شود. آنتی‌اکسیدان‌هایی مثل ویتامین‌ C به از بین بردن رادیکال‌های آزاد که سلول‌های سالم ریوی را تخریب می‌کنند، کمک می‌کند. براساس موسسه لاینون پاولینگ، افراد سیگاری می‌بایست ویتامین C اضافه مصرف کنند. مردان سیگاری روزانه به ۱۲۵ میلی‌گرم و زنان سیگاری به ۱۱۰ میلی‌گرم ویتامین C نیاز دارند. این موسسه عنوان می‌کند که ویتامین C تاثیر ویتامین E بدن را نیز تقویت می‌کند.

موادغذایی سرشار از ویتامین C عبارتند از  : طالبی، آب پرتقال، انبه، بروکلی و کلم‌پیچ.


موادغذایی سرشار از امگا-۳
سرطان ریه یکی از علل اصلی مرگ و ناتوانی در افراد سیگاری است. طبق تحقیقی که در سال ۲۰۰۵ توسط آژانس تحقیقات سلامتی انجام گرفت، مشخص شد که موادغذایی سرشار از امگا-۳ از ایجاد سلول‌های سرطانی در ریه‌ها جلوگیری می‌کند.

موادغذایی سرشار از امگا-۳ عبارتند از: ماهی تن، دانه سویا، روغن زیتون، آجیل و دانه‌ها.


چای سبز
چای سبز نوشیدنی بسیار سالم است که یک نوع آتی‌اکسیدان خاص به نام پلی‌فنول در خود دارد. طبق تحقیقاتی که در فوریه ۲۰۱۰ انجام گرفت، احتمال ابتلا به سرطان ریه در سیگاری‌هایی که چای سبز مصرف نمی‌کنند در مقایسه با آنهایی که حداقل یک فنجان چای سبز در روز می‌نوشند، ۱۰ برابر است.


میوه‌ها
میوه‌های تیره رنگ مثل بلوبری (بلوبری نوعی گیاه گلدار با میوه ای توت مانند به رنگ آبی تیره یا بنفش است)، تمشک و پرتقال سرشار از آنتی‌اکسیدان هستند. مصرف موادغذایی حاوی آنتی‌اکسیدان به کاهش ابتلا به بیماری‌های قلبی-عروقی کمک می‌کند. براساس گزارشی که در سال ۲۰۰۵ به چاپ رسید، بلوبری با فعالیت آنزیمی که آنزین تبدیل‌کننده آنژیوتانسین نامیده می‌شود و موجب آسیب رسیدن به رگ‌های خونی قلب می‌گردد، مقابله می‌کند. علاوه بر این، بلوبری میزان استرس اکسیداتیو را در بدن افراد سیگاری کاهش می‌دهد. استرس اکسیداتیو ایجاد سلول‌های سرطانی و بیماری‌های قلبی را افزایش می‌دهد.


برچسب‌ها: درمان اعتیاد, کنگره60, درمان سیگار
ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ پنجشنبه بیست و ششم تیر 1393 توسط 

میزان مرگ ومیر ناشی از موادمخدر کمتر از سرطان نیست

یک استاد دانشگاه و روانپزشک با بیان اینکه اعتیاد به  مواد مخدر یکی از مهلکترین وکشنده ترین بیماری های  دنیاست.گفت امارهای مرگ میر ناشی از مواد مخدر کمتر از سرطان نیست.

علی فرهودیان در خصوص افزایش میزان مرگ ومیر ها ناشی از مصرف مخدر های سمی ونا خالص گفت :جامعه هایی که به سمت مصرف مواد مخدر و رفتارهای پر خطر می روند قطعا شاهد افزایش میزان مرگ و میر در ان جامعه خواهیم بود

وی افزود:برای جلو گیری از خسارت های ناشی از مصرف مواد مخدردو مسیر اصلی وجود دارد که پیشگیری از اعتیاد اولین و مهمترین مسیر است به این معنا که باید تمام اقدامات لازم برای پیشگیری صورت بگیرد وکاری کنیم تا از ورود افرادبه اعتیاد جلو گیری کنیم تا خسارت های ناشی از مواد مخدرو عوارض اجتماعی ان را کاهش دهیم.

این استاد دانشگاه ادامه داد:در تمام دنیا تحقیقات متعددی صورت گرفته و نتایج نشان میدهد که پیشگیری تنها کافی نیست و به میزان که اقدامات پیشگیرانه  انجام شود.متاسفانه درصدی از افرادجامعه به اعتیاد مبتلا می شوند.

فرهودیان تصریح کرد:مسیر دوم کاهش اسیب های ناشی از مصرف مواد مخدر است  در این روش علاوه بر اقدامات پیشگیرانه بایدبرای مبتلایانی که به هر دلیلی وارد چرخه اعتیاد می شوند اقداماتی وخدماتی ارائه دادکه خسارت های کمتری ببیند که مرگ ومیر یکی از این کاهش خسارت هاست که می توان با درمان نگهدارنده میزان مرگ و میر ها را کاهش داد.

این روانپزشک حوزه خانواده ادامه داد:مثال روشن این کاهش خسارت ناشی از مصرف مواد مخدر افرادی هستندکه به علت مصرف هرویین دچار عفونت یا اور دوزو مسمو میت می شوند. که برای کاهش این اسیب ها باید مواد خالصی در اختیار انهاقرار بگیردو فلسفه متادون درمانی و شربت تریاک که با نظارت پزشک تجویز می شود یکی از این اقدامات درمان نگهدارنده است.

این استاد دانشگاه اجتماعی کردن مبارزه با مواد مخدر را به عنوان بهترین راهکاربرای باز شدن این مو ضوع در تمام سطوح جامعه بر شمردو افزود:با این رویکرد به راحتی می توان اعتیاد را وارد سطوح غیر دولتی کردو NGOدرمان اعتیاد براحتی می توانندبه اجرای برنامه های کاهش اسیب بپردازندو این موضوع به نوبه خود امر اجتماعی شدن رابه سطوح مختلف جامعه از کف خیابان تا مدارس ومساجدنیز می کشاند . به گونه ای که همه جامعه خود را در قبال اعتیاد مسوول میدانند.

                                                 منبع روزنامه سلامت 25 تیر ماه 93     

 

مسافر جمال


ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه بیست و پنجم تیر 1393 توسط مسافر جمال

پرسش

با سلام در مورد قرص ریتالین سوال داشتم که طریقه مصرف صحیح این قرص برای یک فرد دانشجو که نیاز به فعالیت فکری مناسبی دارد چیست. یعنی چگونه ؟ چه مقدار ؟ چه موقع ؟

سن 24 -مرد - فوق دیپلم- مجرد

پاسخ

با سلام
«متیل فنیدیت» (MPH) با نام تجاری «ریتالین» توسط كمپانی داروسازی «نوارتین» در سال 1954 به بازار دارویی دنیا عرضه شد. در ابتدا قرار بود این دارو برای درمان افسردگی، خواب آلودگی در طول روز و سند رم خستگی مزمن استفاده شود اما بتدریج با پیشرفت علم و تجربه های گوناگون مشخص شد می توان از این دارو در درمان كودكانی كه دچار اختلال بیش فعالی و كم توجهی هستند (ADHD) نیز استفاده كرد.
در ابتدا تمام ماجرا از كالجهای آمریكایی و استرالیایی شروع شد. قرص «ریتالین» خواصی شبیه آمفتامین (همان قرصی كه به اكستازی مشهور است) دارد و دانشجویان به دلیل تأثیر آن در درمان خواب آلودگی در طول روز، برای درس خواندن و یا مهمانی های شبانه شان چند عدد از این قرصها را مصرف می كردند.
سوء مصرف قرص های ریتالین ( متیل فندیت)
قرص های ریتالین در وهله اول برای درمان یکی از انواع اختلال بیماریهای روانی دوران کودکی به نام "بیش فعالی همراه با نقص توجه" استفاده می شود, در مواقعی نیز توسط پزشکان برای درمان بیماران مبتلا به " حمله خواب" تجویز می شود. همچنین ریتالین به عنوان دارویی با اثر سریع در درمان افسردگی كاربرد دارد. ولی در سال های اخیر مصرف خود سرانه این دارو در کشور ها رو به افزایش گذاشته است که عدم آگاهی از آثار و ویژگی های این قرص می تواند نگران کننده باشد. هم اکنون گزارش های متعددی وجود دارد که برخی از افراد برای بیدار ماندن در شبهای امتحان به جای مصرف قهوه و چای از قرص های ریتالین استفاده می کنند. شواهد متعدد حاکی از آن است که این افراد از این قرص ها استفاده می کنند تا بتوانند چندین ساعت متوالی بیدار بمانند و به شکل غیر معمولی تمرکز خود را در مدت طولانی حفظ کنند .
ریتالین یک داروی گروه ب در انگلستان محسوب می‎شود، به این معنی که داشتن بدون نسخه آن منجر به 5 سال محکومیت حبس در زندان می‎شود و توزیع آن نیز می‎تواند فرد را به مدت 14 سال پشت میله‎های زندان بیندازد.
آثار مصرف ریتالین:
از آنجا که ریتالین دارویی است که توسط پزشکان تجویز می شود, مصرف کنندگان تصور می کنند این قرص ها بی خطرند و آن " بد نامی " مواد مخدر را ندارند. در حالی که عوارض مصرف خودسرانه این قرص ها می تواند در حد مواد دیگر نظیر کوکایین و آمفتامین باشد. پزشکان و روانپزشکان با صراحت اعلام می‌كنند ترك كردن داروهای محرك آمفتامینی نظیر ریتالین و اكستازی، بسیار سخت‌تر و پیچیده‌تر از كراك، هرویین و سایر مواد مخدر است. استفاده محدود و كنترل شده ریتالین باعث عادت كردن بدن مصرف كننده به دوزهای پایین و در نتیجه ایجاد علاقه فرد به استفاده از دوزهای بالاتر و حتی مصرف داروهای سنگین‌تر و خطرناك‌تر می‌شود.
شایع ترین عوارض مصرف خود سرانه قرص های ریتالین عبارتند از:
• عصبی شدن و بی خوابی
• حالت تهوع و استفراغ
• احساس سرگیجه و سردرد
• تغییرات ضربان قلب و فشار خون (که معمولا به صورت افزایش است ولی در مواردی نیز به شکل کاهش دیده می شود)
• خارش و جوش های پوست
• دردهای شکمی, کاهش وزن و مشکلات معده
• مصرف دایمی و اعتیاد(وابستگی)
• بروز حالت های روان پریشی (جنون) و علایم وابستگی به ریتالین
• بروز افسردگی پس از قطع مصرف
عوارض مصرف مقادیر زیاد ریتالین:
• از دست دادن اشتها و سوء تغذیه
• لرزش و پرش عضلات
• تب,تشنج و سردرد
• نامنظم شدن ضربان قلب و تنفس که در مواردی می تواند به شکل خطرناکی ادامه پیدا کند
• تکرار حرکات و اعمال بی هدف
• بروز حالت های پارانویید(سوء ظن), توهم و هذیان
• احساس حرکت و جنبش حشرات در زیر پوست
• مرگ (تاکنون در چند مورد سوء مصرف ریتالین منجر به مرگ شده است

آیا واقعاً دارویی برای افزایش حافظه وجود دارد؟ آیا دارویی را می‌توان یافت که با خوردن آن بتوان در یک شب چند کتاب درسی را حفظ کرد و فردا صبح امتحان داد؟
خیر، تولید چنین دارویی تا به ‌حال در مدارک علمی معتبر گزارش نشده است، ولی برخی از دانشجویان باچنین توهمی پای در راهی می‌گذارند که به اعتیاد آنها ختم می‌شود. هر کس که در سال‌های اخیر دانشگاه را تجربه کرده باشد از بهترین روش پاس کردن درس‌ها خبر دارد.
براساس این روش اگر کسی در تمام طول نیم‌سال تحصیلی در کلاس‌ها شرکت نکرده و لای یکی از کتاب‌ها را هم باز نکرده باشد با فتوکپی گرفتن از جزوه‌ دوستان و حفظ کردن آن در طول شب امتحان می‌تواند با موفقیت درس مورد نظر را پاس کند. از این جهت آنان که حافظه کوتاه مدت قوی‌تری داشته باشند و بتوانند مفاهیم درسی را برای یک شبانه‌روز در خاطر نگه دارند موفق‌تر خواهند بود.

مشاور : آقای دکتر واسعی

منبع : http://www.tebyan.net/newindex.aspx?pid=78685&consultationid=619662


برچسب‌ها: درمان اعتیاد, کنگره60, ریتالین
ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه بیست و پنجم تیر 1393 توسط 

مراقبت های خانوادگی و افزایش مراکز درمانی

منبع روزنامه اطلا عات 18تیر 93

 

بعضی از دختران وزنانی که برای ورزش و تناسب اندام به با شگاه هاو ارایشگاه ها  می روند. در مقابل توصیه دیگران برای کاهش وزن و یا زیبایی پوست خود پیشنهادهای انان برای مصرف قرصهای مشکوک را که هیچ اطلا عی از نحوه تولید انها ندارند می پذیرند وبا مصرف این داروها سلامت جسمی و روانی خود را دچاراسیب هایی جدی میکند.

یکی از این قربانیان مصرف داروهای کاهش وزن  در این باره میگوید دو سال پیش در باشگاه ورزشی تشویق شدم از قرصی استفاده کنم که یک ماه می تواند5کیلو گرم از وزن مرا کم کند این قر ص واقعاسبب کاهش وزنم شد ضمن ان که احساس شادی بیشتری نسبت به گذشته داشتم  اما پس از 5 ماه عوارض خود را نشان داد و به مرورزمان دچار خواب الودگی.خستگی .وپوستی کدر وپژمرده شدم ودریافتم قرصی که مصرف می کردم در خود نوعی مواد مخدر داشته است.

                       دسترسی اسان به مواد مخدر شیمیایی

 

اعتیادامروزخطرواسیب جدی در سلامت اجتماعی است که بنیان خانواده.توسعه متوازن وسرمایه های فکری جامعه رانشانه گرفته است و از اینرودرنگ وبه خواب رفتگی در قبال ان جایز نیست اعتیاد زنان مقوله ای بسیار پیچیده وبغرنج است که توجه ویژه به ان در مهار اسیب های اجتماعی وحل تنش های عمیق فرهنگی واجتماعی.اثر مستقیم دارد. به گفته وی در دهه های قبل به دلیل حضور کمرنگ تر اجتماعی زنان دسترسی انان به مواد کمتر بودوجامعه الوده هم از مواد سنتی استفاده می کرد که عوارض ظا هری داشت و زنان از ترس تابلوی اجتماعی شدن.کمتر گرد ان می گشتنداما امروز ه متاسفانه گروهی از زنان به سهولت امکان د سترسی به مواد مخدر شیمیایی خطر ناک را دارندو علاوه بر مصرف به بخش بزرگی از چرخه حمل و توزیع این مواد هم تبدیل شده اندو اینجاست که زنگ خطر را برای مسئولان به صدادر اورده است.

مدیر گروه روانپزشکی دانشگاه علوم پزشکی زنجان معتقد است. شایع ترین نوع اعتیاد در میان زنان در مرحله نخست  سیگار و الکل ودر مرحله بعدی  موادی مانند تریاک وشیشه است.در سالهای اخیر اعتیاد به سیگارو شیشه در زنان نسبت به گذشته روند رو به روشدی را نشان میدهد.وی بابیان اینکه مشکلات جسمی متعددی براثرمصرف موادمخدرصنعتی شیشه به وجود می اید میگوید:کسانی که شیشه مصرف میکنند خواب واشتهای کمی دارند وحالت تحریک پذیری وعصبی پیدامیکنند.مصرف کنندگان شیشه به طورمتناوب انرژی زیادوافکاربدبینانه وگاهی اوقات نیز توهم بینایی وشنوایی پیدامیکنند.بسیاری ازافراد براثرمصرف شیشه وقتی دچارتوهم میشوند یا هذیان میشوند افکاربدبینانه شدیدیاپرخاشگریانه ای از خودشان نشان می دهند که درچنین شرایطی بیمارنیاز به بستری شدن دربخش روانپزشکی دارد.

مسافرجمال


برچسب‌ها: درمان اعتیاد, کنگره 60, محبت, دستور جلسات هفتگی
ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ دوشنبه بیست و سوم تیر 1393 توسط مسافر جمال
دستور جلسه این هفته : حرمت کنگره 60 . چرا رابطه کاری ، مالی و فامیلی در کنگره 60 ممنوع است .

حرمت کنگره 60

کنگره ، مکان مقدس و امنی می¬باشد که هر شخصی با ورود در این مکان ، باید حرمت آن را حفظ نماید .
دروغ گفتن ، علیه شخصی سرزنش کردن ، حرف یکدیگر را قطع نمودن ، الفاظ ناشایست بیان کردن ، در جلسه بدون اجازه سخن گفتن ، بحث سیاسی نمودن ، بدون اطلاع و هماهنگی هرگونه پولی را دریافت و پرداخت کردن ، هر گونه وجهی را تحت عنوان قرض یا وام ، به هر شخصیت حقیقی و یا حقوقی ،  پرداخت کردن ، از لباس و پوشش نامناسب استفاده کردن ، بدون مجوز راهنما تلفن دادن و تلفن گرفتن ، و یا هرگونه ارتباطی بیرون از کنگره برقرار نمودن ، از موارد ضد ارزشی و ضد اخلاقی می-باشد .
بر تمام اعضا فرض است که حریم فوق الذکر را محترم شمارند و بر مسئولین واجب است که از وقوع این اعمال جلوگیری نمایند .
نگهبان کنگره 60
 
جمعیت احیای انسانی ( کنگره 60 ) در 31 شهریور ماه 1378 توسط مهندس حسین دژاکام ، پایه گذاری و تاسیس گردید .
بنیان کنگره 60 از همان ابتدا می دانستند که ورود به حوزه اعتیاد و مواد مخدر و مصرف کنندگان مواد مخدر ، امری سهل و آسان نیست و مشکلات خاص خود را دارد . ایشان در بدو شروع فعالیت ، علاوه بر تنظیم قوانین اصلی و داخلی کنگره 60 که در 14 بند ، در کلیه جلسات کنگره 60 قرائت می شود ، منشوری تحت عنوان حرمت کنگره 60 را تنظیم و تدوین نمودند .

در این نوشتار که تحت عنوان حرمت کنگره 60 از آن یاد می شود ، مهمترین نکات و موضوعاتی که ممکن است اعضای کنگره 60 از ناحیه آن ها آسیب ببینند ، مد نظر قرار گرفته  و در تمامی جلسات و کارگاه های آموزشی کنگره 60 ، دوبار در ابتدا و انتهای جلسه ، قرائت می شود .
کنگره 60 یک مرکز راهنمایی درمان اعتیاد است و بایستی شرایط مطلوب و امنیت لازم ، جهت برگزاری جلسات و کارگاه های آموزشی را داشته باشد تا مصرف کنندگان مواد مخدر که بعضی از آن ها کلکسیونی از قانون شکنی را در کارنامه گذشته خود داشته اند ، بتوانند در کنار هم و در آرامش کامل به امر  درمان اعتیاد بپردازند .

از زاویه ای دیگر ، مرکزی که هزاران مصرف کننده مواد مخدر ( درمان شده و یا تحت درمان ) را بتواند پوشش دهد و در خود جای دهد و به درمان و رهایی برساند ، بالتبع بایستی قوانینی بسیار محکم ، روشن  و قابل اجرا داشته باشد تا بتواند در این حوزه فعالیت نماید .

هم اکنون کنگره 60 بیش از ده هزار نفر عضو رسمی دارد که دارای کارت عضویت می باشند . طبیعی است که به همین میزان نیز اعضایی  باشند که هنوز برای دریافت کارت عضویت اقدام نکرده اند ، با این حساب ، شمار اعضای کنگره 60 در نزدیک به 40 نمایندگی در تهران و شهرستان ها ، به بیش از بیست هزار نفر می رسد .

از زمان تشکیل کنگره 60 در شهریور 78 تا به امروز ، 22 تیرماه 92 ، حتی یک مورد درگیری ، دعوا ، و یا حرکتی که منجر به بر هم خوردن نظم کنگره شود و یا منجر به عدم برگزاری حتی یک کلاس در ساعت مقرر خود شود ، مشاهده نشده است .

در این مدت ، حتی یک نفر از اعضای کنگره 60 اخراج نشده  ؛  هر کس از کنگره 60  خارج شده ، خودش رفته و  کسی او را اخراج نکرده است .
با نگاهی به حجم فعالیت هایی که در کنگره 60 انجام شده و می شود ، کلاس ها و جلساتی که برگزار می شود و حجم شرکت کنندگان ، که از نگاه جامعه ، بعضاً و به نوعی هنجار شکن محسوب می شوند ، کار ساده ای نیست که آن را اتفاقی بدانیم و یا به راحتی از آن عبور کنیم .

کنگره 60 چه کار ی انجام داده که توانسته است هزاران مصرف کننده انواع مواد مخدر که بعضی از آن ها برای به هم ریختن یک محله کافی بودند ، را تبدیل به انسان هایی کند که سال ها در کنار یکدیگر به عنوان دوست یا همکار حضور دارند و کوچکترین تنش و اصطکاک و درگیری و حتی بی احترامی یا بی نظمی در بین آن ها مشاهده نمی شود ؟

حتی در با کلاس ترین بخش های اجتماعی ممکن است چنین مواردی روی دهد که می دهد ؛ اما چه شده که در کنگره 60 چنین مسایلی وجود ندارد.

در پاسخ باید بگوییم : ابتدا به ساکن ، آموزش های کنگره 60 . در اینجا متد DST   و داروی اپیوم یا اپیوم تینکچر و بحث درمان قطعی و تعادل جسمی ، روانی و جهانبینی نیز مطرح می شود ، و بالاخره از همه مهمتر ، حرمت کنگره 60 .

اعضای کنگره 60 ، پس از در مان و رهایی از اعتیاد ، از نقطه نظر جسم ، روان و جهانبینی از سالم ترین و متعادل ترین انسان های جامعه می باشند .
این ادعا به حرف و سخن نیست ، در آزمایش ها و تست های گوناگون پزشکی ، که بعضاً اعضای کنگره انجام داده اند ، نشان می دهد که از درجه سلامتی و تعادل جسمی بسیار بالایی برخوردار هستند . دلیل آن ، به کارگیری متد DST و داروی شگفت انگیز و شفابخش Opium  یا OT و در ادامه ، ورزش منظم است که برای اعضای کنگره اجباری است .

مسئله بعدی ، آموزش های جهانبینی کنگره است . آموزش های جهانبینی کنگره 60  ، گسترده ترین و جدیدترین علوم جهانبینی و انسان شناسی را در حوزه اعتیاد و مواد مخدر و درمان اعتیاد و در ادامه برخورداری از یک زندگی سالم را به اعضای خود ارایه می نماید .

جالب است بدانید : در پروژه پایلوت OT که در مرکز ملی مطالعات اعتیاد با حضور بیش از یک هزار نفر از اعضای کنگره 60 در طول ماه ها برگزار گردید ، حتی یک مورد رفتار بی ادبانه از اعضای کنگره گزارش نشد .

به جرات می توان گفت شاید در هیچ مرکز دیگری ، چنین آموزش سنگین ، گسترده ، همه جانبه و دست اولی برای اینکه یک مصرف کننده مواد مخدر به زندگی سالم و صراط مستقیم هدایت شود و آداب معاشرت و رفتار اجتماعی را در علیترین سطح خود فراگیرد ، وجود نداشته باشد .

چهارده وادی کنگره 60 دایره ای وسیع از آموزش های ناب جهت یک زندگی سالم و لذت بخش و سرشار از آرامش را ارایه می نماید . دایره ای که از موضوع تفکر آغاز می شود و به وادی محبت می رسد و دوباره از وادی محبت به وادی تفکر .

و بالاخره نوبت به حرمت کنگره 60 می رسد .

با صلابترین ، صریحترین و قاطعانه ترین قوانین کنگره 60 با پشتوانه بسیار محکم اجرایی .

در این جا صحبت از قوانینی است که اهمیت آن ها از قانون ، بالاتر است و به همین دلیل از واژه حرمت استفاده شده است . حرمت با کلماتی چون حریم ، محرم ، احرام و حرام هم خانواده است و نشان از اهمیت خاص موضوع می باشد .

کنگره 60 مکانی مقدس و امن است ، زیرا هدف آن مقدس است . آیا رهایی یک انسان از دام اعتیاد مقدس نیست ؟ آیا احیای یک نفس که به تعبیر کلام الله ، احیای کل نفوس است ، مقدس نیست ؟
بنابراین ، در چنین مکان و فضایی ، امنیت خاطر ، بسیار مهم است و بایستی این شرایط وجود داشته باشد .

به همین منظور ، در کنگره 60 حریم هایی در نظر گرفته شده ، که اعضا هیچگاه نبایستی از آن ها عبور نمایند ؛ زیرا عبور از آن ها ، به معنی وارد شدن به مسایلی است که به احتمال قطع به یقین به شخص آسیب می رساند و او را از ادامه درمان و یا بعد از درمان ، از ادامه سفر دوم باز می دارد .

ما می خواهیم در کمال آرامش و فراغت ، اعتیاد خود را درمان کنیم و پس از آن در سفر دوم به ادامه آموزش و خدمت خود بپردازیم . می خواهیم با خیال راحت و بدون اضطراب به کنگره بیاییم و با کسی خرده حساب نداشته باشیم .

کنگره 60 این حریم و مرزها و خطوط قرمز را برای ما در نظر گرفته و مشخص نموده است  که اگر می خواهیم با خیال راحت راهمان را ادامه دهیم ، بایستی آن ها را رعایت کنیم ، در غیر اینصورت ، دیگر کنگره 60 برای ما کنگره 60 نخواهد بود .

دروغ گفتن :
ما در کنگره 60 یاد می گیریم که راستی و درستی ، تضمین کننده سلامتی و پیشرفت ماست . دلیلی ندارد که یک سفر اولی به راهنمایش دروغ بگوید و برای مثال مقدار مصرف یا وضعیت خود را پنهان کند . ما در اینجا می آموزیم که حقیقت ، در اعمال و ادامه ، نقاب از رخ بر می گیرد .
پس چه بهتر که از همان ابتدا با راستی و درستی جلو برویم و نگران بر ملا شدن چیزی نباشیم . در تمام سطوح زندگی این قانون حکمفرماست و با یک دروغ ، انسان به چرخه دروغ وارد می شود و برای اینکه دروغ اول و دروغهای بعدی لو نرود ، باید صدها دروغ بگوید که در نوع خود ، جهنمی بی نظیر است .ما یاد می گیریم بالاترین زرنگی صداقت و راستگویی است .

علیه شخصی سرزنش کردن :
به تعبیر نگهبان کنگره 60 ، غیبت کردن و سرزنش کردن ، یک سم مهلک است و در هر کجا شایع شود ، آنجا را ویران خواهد کرد . اعضای کنگره خوب می دانند که غیبت کردن و سرزنش کردن پشت سر دیگران ، چگون حال خود انسان را خراب می کند . ما خوب می دانیم که اگر غیبت کنیم ، چه غیبت هایی که ممکن است در مورد ما انجام شود . ما یاد گرفته ایم که اگر باد بکاریم طوفان برداشت می کنیم . پس اگر می خواهیم در مورد ما غیبت و سرزنش نشود ، برای حال خودمان هم که شده ، غیبت دیگران را نمی کنیم . الحق و الانصاف که این مسئله در کنگره 60 به سطح بسیار پایینی رسیده است .

حرف یکدیگر را قطع نمودن :
این مسئله در کنگره 60 بسیار عالی اجرا می شود  و کسی حرف کسی را در هنگام صحبت قطع نمی کند  و چقدر زیباست که انسان می بیند افرادی که روزگاری مصرف کننده مواد مخدر بوده اند ، در ادبیات و گفتمان خود ، چه نکات ظریفی را رعایت می کنند که حتی بعضی افراد با تحصیلات بالا ممکن است رعایت نکنند .
بچه های کنگره ، زمانی که در جمع صحبت می کنند ، انسان لذت می برد از این همه احترام ، ، ادب و آداب سخن گفتن .

بحث سیاسی نمودن :
این مسئله نیز در عالی ترین سطح خود ، در کنگره 60 رعایت می شود و اعضای کنگره به طور کامل ، از بحث های سیاسی اجتناب می کنند .
الفاظ ناشایست بیان کردن :
مسئله الفاظ ناشایست در ادبیات و فرهنگ اعتیاد ، چیز دور از انتظاری نیست . البته نه در مورد همه . در کنگره 60 به دلیل وارد شدن این موضوع به حرمت و از سوی دیگر ، آموزش ها و فراگیری آداب معاشرت ، باعث گردیده ، این موضوع به کمترین سطح ممکن برسد و اعضای کنگره می دانند که اهمیت واژه ها و بار آن ها چه نقش مهمی در روحیه و به طور کلی در حال خوش ما دارد و حال خوش چیزی نیست که بتوان به راحتی آن را از دست داد.

بدون اطلاع و هماهنگی ، هر گونه پولی را پرداخت و دریافت کردن .و یا هر گونه وجهی را تحت عنوان قرض یا وام به هر شخص حقیقی یا حقوقی پرداخت کردن :

مسئله ارتباطات مالی ، یکی از مفاد مهم حرمت کنگره 60 می باشد . اعضای کنگره 60 به خوبی دریافته اند که حساب و کتاب مالی با اعضای کنگره داشتن ، یعنی از دست دادن آرامش و حال خوش . حساب و کتاب مالی یعنی اینکه دیگر نمی توانیم با خیال راحت به کنگره بیاییم . زیرا بسیار محتمل است و طبیعی است که تعهد مالی در زمان خود انجام نشود و این می تواند روابط ما را با طرف مقابل خدشه دار نماید و در نهایت باعث شود که فرد یا افرادی که وارد این داستان شده اند ، دیگر نتوانند به راحتی در کنگره حضور داشته باشند .
نمی توانیم ادعا کنیم که این مسئله اصلاً در کنگره وجود ندارد ، خیر ، باید بگوییم در طول مدت فعالیت کنگره 60 در موارد بسیار محدود ، هر کسی در هر جایگاهی به این مسئه وارد شده ، جایگاه خود را از دست داده و در نهایت از کنگره جدا شده است .

از لباس و پوشش نامناسب استفاده کردن :
مسئله پوشش و لباس منحصر به خانم ها نیست . در کنگره ، خانم ها و آقایان ، هر دو بخش مشمول این موضوع هستند و بایستی از لباس و پوشش مناسب استفاده کنند . حتی در بین آقایان ، استفاده از تی شرت بدون یقه با آستین های خیلی کوتاه ، ممنوع است .

بدون مجوز راهنما ، تلفن دادن و تلفن گرفتن و یا هر گونه ارتباطی بیرون از کنگره برقرار نمودن :
افرادی که برای درمان به کنگره 60 مراجعه می نمایند و در ابتدای سفر اول هستند ، بدون اجازه راهنمای خود ، حتی نمی توانند تلفن دیگر اعضای لژیون یا کنگره را داشته باشند .

اعضای کنگره ، بیرون از کنگره ، ارتباطی با یکدیگر ندارند و هیچ گونه رفت آمد خانوادگی نیز ندارند . حتی اعضای قدیمی کنگره ، آدرس محل سکونت یا کار یکدیگر  را دقیقاً ندارند و رفت و آمدی نیز ندارند . رابطه کاری و شغلی نیز از مواردی است که جزو حرمت می باشد و برقراری آن خصوصاً در سفر اول می تواند بسیار آسیب زننده باشد .

در مجموع ؛ تک تک مفاد حرمت کنگره 60 ، با ظرافت و تفکری همه جانبه ، تمام کانال هایی که ممکن است به نحوی از انحا ، به حضور و ارتباطات ما در کنگره آسیب برساند را مسدود می نماید . ما با رعایت این حریم ها ، می توانیم با خیال راحت و برای همیشه در جمع اعضای کنگره 60 حضور داشته باشیم و با کسی کوچکترین مشکل و مسئله ای نداشته باشیم  و از حضور در کنگره 60 و بودن با اعضای کنگره لذت ببریم و کنگره 60 برای ما یک بهشت حقیقی باشد که البته هست .

بنابراین حرمت کنگره 60 ، برای ما محدود کننده نیست ، بلکه نگهدارنده و محافظت کننده ما در برابر آسیبهاست  .

با احترام ، مسافر علی خدامی


برچسب‌ها: درمان اعتیاد, کنگره 60, محبت, دستور جلسات هفتگی
ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ شنبه بیست و یکم تیر 1393 توسط مسافر حسین

می توانی مکه و مدینه و سوریه برای زیارت نروی...

و

بروی زاغه نشین های کنار شهرت... 

 




و برای مردمت یک پیامبر آرامش...

یک

خدای مهربانی باشی...

 

میتوانی انسان باشی و انسانی رفتار کنی

 

ای قوم به حج رفته کجائید کجائید

معشوق همینجاست بیایید بیایید

 

ثواب روزه و حج قبول آنکس برد

که خاک میکده عشق را زیارت کرد

 


برچسب‌ها: درمان اعتیاد, کنگره60, ماه مبارک رمضان
ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ سه شنبه هفدهم تیر 1393 توسط 

نامه یک معتاد به امام رضا

سلام خدمت آقای خوبم امام رضا(ع)

آقا جان از شما می خواهم برای من بنده حقیر یک دری باز کنید ، در رحمت ای امام . کمکم کن تا از مرفین نجات پیدا کنم به من اراده بده . کمکم کن تا کار پیدا کنم و زندگی جدیدی شروع کنم . ای امام کمکم کن.

یا امام رضا خودت دستگیر همه باش


برچسب‌ها: درمان اعتیاد, کنگره60
ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ سه شنبه هفدهم تیر 1393 توسط 
تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است | طراحی : پیچک  
قالب وبلاگ